سوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگ
تصاویر زیباسازی نایت اسکین
زیارت عاشورا
آفتاب شرق
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
آسان وب سایت

طلاعات دائرةالمعارف نویسی 

سنتهای جمع‌آوری اطلاعات دائرةالمعارف نویس، با اشخاص چون کاسیدورس و ایزیدورس شروع شده است و بالاخره در اواخر قرن هشتم میلادی نوعی تجدید حیات فرهنگی بوجود آمده که چون توسط شارلمانی انجام گرفته براساس تلفظ لاتینی اسم او با عنوان کارولنژین مشخص و مشهور شده است. با احداث و تشکلیل حوزه‌ها و مدارس در کل امپراطوری مقدس شارلمانی و با تدبیر و مدیریت استادی چون الکوین، در کنار تعلیمات دینی توجه خاصی نیز به رشته‌هایی چون صرف و نحو و جدل و خطابه و همچنین به حساب و هندسه و هیئت و موسیقی پیدا شده است. در قرن نهم میلادی، ژان اسکات اریژن علاوه بر ترجمه و تفسیرهای متعدد موفق شده است در زمینه فلسفه? عرفانی به تألیفات بدیع و تازه‌ای دست یابد که واقعاً در خور دقت و تعمق است. قرن دهم میلادی به سبب یورش و هجوم اقوام وایکینگ از مناطق شمالی- که به دزدان دریایی شهرت داشتند- و همچنین حمله‌های پی درپی مردم هنگری از قسمتهای شرقی و سارازنها از قسمتهای جنوبی اروپا و در نتیجه به علت ناامنی و فقر و فقدان نیروهای دفاعی و امنیتی. مراکز علمی و حوزه‌ها عملاً از رونق افتاده و از این دوره به زحمت بتوان از چند اثر نام برد که آنها هم بیشتر جنبه? استنساخ و رونویسی دارد. در نیمه? دوم قرن یازدهم میلادی می‌توان با شخصیت و آثار متکلم بزرگی چون آنسلم آشنا شد که اسم او را قبلاً نیز یادآوردی کردیم و مسیحیان او را قدیس نیز می‌نامند. موضع‌گیریهای اشخاصی چون روسلیوس در مقابل آنسلم و بعداً آبلار در مقابل گیوم دو شامپو که همان نزاع بر سر کلیات است فقط نوعی مناظره و مباحثه ساده نیست بلکه کل تضادهای اجتماعی و عقیدتی این دوره را نمایان می‌سازد و بیشتر بر همین اساس است که وضع واقعی فرهنگ را در آن دوره می‌توان فهمید.

شناسایی فرهنگها و فلسفه‌های غیر مسیحی

این تضاد درونی عملاً محرک و عاملی نیز برای شناسایی فرهنگها و فلسفه‌های غیر مسیحی بوده است و به همین دلیل در قرن دوازدم، کوشش زیادی برای ترجمه و فهم آثار متفکران مسلمان و همچنین از طریق آنها، توجه دوباره به میراث علمی و فلسفی یونانیان شده است. جنگهای صلیبی که از سال 1095 میلادی شروع شده و بطور متناوب تا سال 1291 میلادی یعنی حدوداً به مدت دو قرن ادامه داشته است مانع از آن نبوده است که غربیان به جلوه‌های علمی و فلسفی و هنری مسلمانان توجه نداشته باشند و در تمام زمینه‌ها از دستاوردهای مسلمانان استفاده نکنند. البته در قرن دوازدهم، نوعی آزاد اندیشی و یا حداقل کوشش برای رهایی از سلطه? کلیسای رومی نیز دیده می‌شود که در اواخر همان قرن منجر به پیدایش اختلاف عمیقی در میان مسیحیان شده است و در جنوب فرانسه، فرقه‌های کاتار و آلبی ژوا که از لحاظ اعتقادی بیشتر مانوی مسلک بوده‌اند بوجود آمده است. پایان فاجعه انگیز این فرقه‌ها خود مبین حرکت چند سویه? تفکر در این قرن است که از طرف دیگر به مرور، تحول دیگری یافته و موجب پیدایش دو مشرب رسمی مسیحی یعنی مشرب دومینیکنها و مشرب فرانسیسکنها شده است. میان این دو مشرب نیز عملاً گرایشهای کاملاً متقابل و شاید هم متضاد دیده می‌شود.

هماهنگی و تعادل قدرتها

درمورد قرن سیزدهم اغلب مورخان اعتقاد دارند که کلاً در آن زمان نوعی هماهنگی و تعادل قدرتها بوجود آمده است. مسیحیت موفق شده تا حدودی وحدت کلمه? خود را در مناطق غربی حفظ کند. در خاورمیانه، قدرت، صرفاً در دست امرا و حکام ترک مسلمان بوده است که گویی قادر شده‌اند در سرزمینهایی که در اختیار داشتند حکومتهای متحدالشکلی را بوجود آورند؛ در کشورهای شرقی آسیا نیز اقوام مغول حکومت می‌کرده‌اند. از طرف دیگر، قرن سیزدهم در دنیای غرب همچنین قرن تشکیل دانشگاههاست؛ در آن عصر، حوزه‌ها و مدارس کوچک درهم ادغام شده و دانشگاههای معتبری که توسط پاپ از رم نظارت می‌شده است تا تعلیمات مشخص و یکسان رسمی حفظ گردد، بوجود آمده است. دانشگاه پاریس به سال 1209 واکسفورد به سال 1210 و سالامانک به سال 1220 و پادو به سال 1221 و ناپل به سال 1224 و و تولوز به سال 1230 و رم به سال 1246 و غیره.... تشکیل شده است و دروس در سه مقطع اصلی یعنی «باکالوریا» و «لیسانس» و «دکتری» تدریس می‌شده است. جوانان از سن چهارده الی پانزده سالگی و اگر می‌خواستند الهیات بخوانند از سن 12 الی 13 سالگی مشغول تحصیل می‌شده‌اند و ملیت آنها مطرح نبوده است.

متکلمان قرن سیزدهم

در قرن سیزدهم همچنین متکلمان بزرگی چه در فرقه فرانسیسکنها چو بونآوانتور (1274-1231) Bonaventure و چه در فرقه? دومینیکنها چون آلبرت کبیر (1280-1206) Albertlegrand و طوماس اکوینی (1274-1224)Thomas d Aquin ،Thomas ظهور پیدا می‌کنند. با اینکه در اجلاس پاریس به سال 1210 میلادی، طبیعات ارسطو مطرود اعلام شده است ولی بعداً در سال 1231 میلادی پاپ، جواز بازخوانی و احتمالاً تفسیر این کتاب را صادر می‌کند و بر این اساس متکلمان دومینیکن به نحو کلی و طوماس بنحو اختصاصی با اقتداء به فلاسفه? اسلامی، نوعی بیان عقلی مشائی از کلام مسیحی را بوجود می‌آورند. کار طوماس در این زمینه با وجود مصادره به مطلوبهای زیادی که در نوشته‌های او دیده می‌شود باز حائز اهمیت فوق العاده‌ای است و موشکافی ذهنی و حصر عقلی و دقت نظر او حتی امروز، الگو نمونه می‌تواند باشد، آن هم نه انحصاراً در کلام و الهیات بلکه در کل علوم، اعم از ریاضی و طبیعی و انسانی. سیژر برابانت که بیشتر با تفسیر ابن‌رشد از فلسفه? ارسطو موافق است در دانشگاه پاریس با تعلیمات طوماس به مقابله می‌پردازد. در بحث و اختلاف میان طوماس و سیژربرابانت در واقع از لحاظی، نوعی تقابل میان سنت فکری ابن‌سینا و ابن‌رشد را می‌توان دید که نفس فهم و تحلیل این مطلب در خور بررسی و دقت است. ضمناً باید دانست با اینکه در 1270 میلادی و باز سه قرن بعد یعنی به سال 1513 میلادی، کلیسا سنت فکری ابن‌رشدیان لاتینی را محکوم می‌کند ولی در هر صورت این سنت در حوزه پادو که در شمال ایتالیاست تا سال 1650 باقی می‌ماند و حتی گاهی در آثار آخر قرن شانزدهم و در قرن هفدهم باز اشاره‌ای به ابن‌رشد و سنت فکری او می‌شود.

خطوط فلسفی و فرهنگی غربیان در قرن سیزدهم

ترسیم خطوط فلسفی و فرهنگی غربیان در قرن سیزدهم چقدر هم که موجز و مختصر باشد باز بدون توجه به فعالیتهای فکری و علمی ای که در حوزه? اکسفورد می شده نه فقط ناقص بلکه اصلاً نادرست و حتی نامفهوم خواهد بود. با اینکه آنچه در حوزه? اکسفورد می‌گذشته، شباهتی به تعلیمات دانشگاه پاریس و احتمالاً به حوزه‌های دیگر نداشته است، ولی باز نمی‌توان به هیچوجه آن را در حاشیه فعالیتهای اصلی قرن سیزدهم قرار اداد. متکلمان و دانشمندان اکسفورد، اکثراً فرانسیسکن بوده‌اند ولی این سبب تمایز کار آنها از استادان دانشگاه پاریس نیست؛ زیرا گرایش فرانسیسکن در دانشگاه پاریس هم وجود داشته است، ولی کلاً گویی آنها در تخصص و تحقیقات خود، سلیقه و مشرب کاملاً متفاوت از همکاران خود در پاریس داشته‌اند و بالأخص، نحوه? استفاده? آنها از آثار گذشتکان، اعم از یونانی چون ارسطو و یا اسلامی چون ابن‌رشد کاملاً متفاوت بوده است. در دانشگاه پاریس نه فقط به منطق ارسطو به عنوان یک علم آلی و وسیله? اصلی برای وصول به حقایق از طریق استدلالات ذهنی توجه می‌شده است، بلکه این منطق عین عقل و آنچه در قالب صوری آن قابل بیان بوده عین حقیقت و عین واقع دانسته می‌شده است. نتیجه? این عمل، نوعی لفاظی ماهرانه ولی بی‌محتوایی بوده که البته به هیچوجه مورد پسند استادان حوزه? اکسفورد نمی‌توانسته است قرار بگیرد. در حوزه? اکسفورد اهمیت طبیعات و مابعدالطبیعه و حتی کتاب اخلاق ارسطو کمتر از کتاب منطق او دانسته نمی‌شده و بیشتر، نظر به شناخت جزئیات از طریق مشاهده و تجربه بوده است. بدون اینکه بخواهیم بنحو ساده لوحانه روح حاکم بر فکر استادان این حوزه را از نوع اصالت تجربه به معنای بعدی کلمه و با فقط نوعی فلسفه? تحصلی در نطفه بدانیم و عملاً جنبه‌های بسیار اصیل و قابل تأمل گرایشهای اشراقی و عرفانی آنها را نادیده بگیریم ولی به هر طریق نمی‌توان منکر شد که در این حوزه، مطالعات آزاد و بدون قید و شرط تجربی و همچنین کوشش ذهنی برای دستیابی به حقایقی که در چارچوب منطق ارسطو نمی‌گنجیده انجام می‌گرفته است. از چهره‌های معروف این حوزه می‌توان از گروس تست (متوفی به سال 1253)R.Grosseteste و شاگرد معروف و درخشان او- همانطوری که قبلاً هم اشاره کردیم- راجربیکن (احتمالاً متولد 1210- متوفی به سال 1300) Roger Bacon نام برد.

متفکران آخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم

باید دانست که از مشهورترین متفکران آخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم می‌توان نام ریمون لول (1315-1235) Ray.Lulle را ذکر کرد که شخصیت بسیار خاص و شوریده‌ای است و در مخالفتش با مسلمانان کاملاً منحرف و غیر معادل بنظر می‌رسد. این شخص با اینکه خود تعلق به فرقه فرانسیسکنها داشته ولی از طرفی موجب تحولی در عمل منطق شده است و از لحاظ تاریخی یکی از اسلاف واقعی منطق جدید صورت بشمار می‌آید. همچنین باید از یکی از درخشانترین متفکران قرون وسطی، یعنی از دونس اسکاتس (1308-1266) Duns Scot صحبت بمیان آورد که در واقع گویی در افکار او از طرفی سن بون آوانتور و سن طوماس با یکدیگر تلفیق شده است و از طرف دیگر به نحو بالقوه ریشه‌های فکر جدید و فلسفه‌های آتی را در آن می‌توان دید. در قرن چهاردهم البته نام گیوم اکام (1350-1295) Guil.d"occam را هم نباید فراموش کرد که خود نه فقط فلسفه‌ای در سنت اصالت تسمیه و اصالت مفهوم را بنیانگذاری کرده است بلکه زندگانی پر ماجرا و شاید جنجالی او اولاً نشانه‌ای از تزلزل و عدم استحکام تفکر رسمی و کلیسایی در آن عصر است و در ثانی خبر از پیدایش دولتها و حکومتهای ملی می‌دهد که کم کم از لحاظ سیاسی وحتی اعتقادی، وابستگی خود را به رم و پاپ نفی می‌کنند. البته در ربع اول قرن چهاردهم از بزرگترین عارف مسیحی یعنی استاد اکهارت (1327-1260) J.Eckhart نیز باید صحبت کرد که چهره‌ای در خور تحسین و احترام است و در کل فرهنگ غربی شاید همان مقام و منزلت را بتوان به او داد که در سنت اسلامی از آن محی الدین ابن عربی است.

 






تاریخ : جمعه 93/8/23 | 7:11 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()


قرون وسطی، نام دوره‌ای است که برای تقسیم بندی تاریخ و تاریخ فلسفه استفاده می‌شود. معمولاً قرون وسطی را از پایان امپراتوری روم در قرن پنجم میلادی تا سقوط قسطنطنیه و پایان امپراتوری روم شرقی (یا بیزانس) در 1453در نظر می‌گیرند.

در دوران قرون وسطی در جامعه فئودالی، اروپا صحنه نبرد فکریِ اندیشه‌های فلسفی، نومینالیسم و رئالیسم است که در واقع اشکالی از ماتریالیسم و ایده‌آلیسم هستند. قرون وسطی عصری است که طی آن هویت غرب به معنی آنچه امروز می‌شناسیم شکل گرفت.

اصطلاح قرون وسطی در زبان فارسی ترجمه اصطلاحهای اروپایی آن است. مورخان این دوره تاریخی را به عنوان عصری که بین دوره یونانی - رومی، که دوره قدیم خوانده شده‌است، و دوره جدید و معاصر قرار دارد، معرفی می‌کنند.

بدین جهت این دوره قرون وسطی نامیده می‌شود. معمولاً شروع آن را قرن پنجم میلادی با سقوط امپراتوری روم غربی به دست ژرمن‌ها می‌دانند و پایان آن را ظهور رنسانس و دوره? جدید در قرن شانزدهم میلادی در نظر می‌گیرند. عده‌ای از مورخان تاریخهای دقیقتری را به عنوان سالهای شروع و پایان این عصر ذکر می‌کنند. برای مثال می‌توان سال 1453 میلادی را که تاریخ تسخیر قسطنطنیه (که پس از آن استانبول نامیده شد) به دست عثمانیان است یا کشف آمریکا در سال 1492 را به عنوان وقایع تاریخی مهم برای اتمام این دوره دانست.

برای حدود تاریخی این دوره از لحاظ فلسفی عده‌ای از مورخان فلسفه تقسیم بندی تاریخی مورخان را رعایت می‌کنند، ولی کسانی هم هستند که ابتدای فلسفه قرون وسطی را تا قرون اول یا دوم میلادی به عقب می‌برند. اینان سبب این امر را هماهنگی نوع فلسفه‌ای در نظر می‌گیرند که با مسیحیت از این قرون شروع می‌شود و تا رنسانس ادامه می‌یابد. در مقابل اینان مورخانی هم معتقدند که دوره? آباء کلیسا عصر خاصی است با خصوصیات فرهنگی متفاوت با قرون وسطی. این گروه فلسفه قرون وسطی را از اوگوستینوس یا حتی بوئتیوس یعنی از قرن پنجم میلادی مورد بحث قرار می‌دهند. برای عده‌ای دیگر نیز بسته شدن مدارس فلسفی آتن بدست یوستینیانوس، امپراتور مسیحی روم شرقی در 529 میلادی، انتهای فلسفه یونان و ابتدای فلسفه قرون وسطی است و برخی دیگر حتی تا قرن هشتم میلادی پیش می‌آیند و اصلاحات شارلمانی، اولین امپراتور بزرگ مسیحی غرب پس از سقوط روم غربی، را ابتدای این دوره می‌شمارند. برای پایان قرون وسطای فلسفی مورخان فلسفه نیز مانند مورخان دیگر ظهور عصر رنسانس را مدنظر قرار می‌دهند.

تاریخ تفکر غرب

قرون وسطی دوره‌ای از تاریخ تفکر غرب است که در آن متفکرانی در باب دین، طبیعت و ماوراءطبیعت، انسان و اجتماع سخن گفتند. بحثهای فلسفی و کلامی جدید و معاصر ادامه بحثهای این دوره است، چنانکه بدون درک مسائل فلسفی و کلامی این دوره، فهم دوره‌های بعد چندان آسان نخواهد بود، و سرانجام اینکه سنت کاتولیکی در این دوره شکل گرفت و اصلاح دینی پروتستانها در عکس العمل به دینداری کلیسا در این عصر بود. آنچه امروز به عنوان کاتولیسیزم شناخته می‌شود، که پر طرفدارترین مذهب مسیحی نیز هست، تفاوتی ماهوی با آنچه در آن دوره مطرح و بدان عمل شده است ندارد، فلسفه‌ها و کلامهای کاتولیکی به طور عمده همانهایی هستند که در این دوره شکل گرفته‌اند و فقط گاهی پیشوند «نو» را یدک می‌کشند.

تفکرات نظری در ارتباط با مسیحیت

در قرون وسطی فلسفه و اصولاً تفکرات نظری در ارتباط با دین مسیحی شکل گرفت. مسیحیت کاتولیکی در اواخر امپراتوری روم غربی کم کم به دین اکثریت تبدیل شد، چنانکه با سقوط این امپراتوری حاکمیت سیاسی را پاپ رهبر کلیسای کاتولیک به دست گرفت. کلیسای کاتولیک نیز با در نظر گرفتن سنت مسیحی پولوسی – یوحنایی، که آن را حقیقت مطلق می‌دانست، با استفاده از ابزار نظری و اعتقادی و گاهی هم فیزیکی، می‌کوشید تا ارتباط تفکرات نظری را با اعتقادات مسیحی حفظ کند، به عبارت دیگر کوشش آن براین بود که اولی را تابع و در خدمت دومی نگه دارد. بدین ترتیب فلسفه، علم و اصولاً هر نوع تفکر نظری دراین دوره یا در خدمت دین بود یا در ارتباط با آن شکل گرفت. بدین سبب عده‌ای از مورخان یا فیلسوفان جدید معتقدند که نام فلسفه برای تفکر این دوره مناسب نیست؛ البته این بحث در ارتباط با هر نوع فلسفه دینی از جمله تفکر یهودی و اسلامی نیز مطرح است؛ زیرا اینان فلسفه را تفکر آزاد فارغ از هر قیدی، مخصوصاً از قید اعتقادات دینی تعریف می‌کنند. البته خود این سخن که آیا می‌توان تفکر آزاد فارغ از هر قیدی داشت، محل بحث بسیار است.

امیل برئیه، از مورخان فلسفه، مخالف کاربرد اصطلاح فلسفه مسیحی بود. او معتقد بود همانطور که نمی‌توان از ریاضیات مسیحی سخن گفت، اصطلاح فلسفه مسیحی نیز بی معناست. بین مفهوم فلسفه و خصوصیات مسیحیت تضاد وجود دارد و اگر ایمان مسیحی بر تفکرات نظری در قرون وسطی تأثیر گذاشته است، آن را نمی‌توان فلسفه نامید. در مقابل او اتین ژیلسون از ایده فلسفه مسیحی دفاع کرد. به نظر او نظامهایی فلسفی وجود دارند که بدون وجود دین مسیحی، تاریخ هیچ وقت شاهد حضور آنها نمی‌بود و در اینجا ایمان مسیحی، عقل را برای ایجاد چنین نظامهایی همراهی می‌کند، یعنی فلسفه مسیحی وجود دارد. به همین دلیل او عنوان «تاریخ فلسفه مسیحی در قرون وسطی» را برای تاریخ فلسفه خود به زبان انگلیسی برگزید و بر کاربرد آن نیز تأکید داشت. ژاک ماریتن و فردریک کاپلستون از نظر ژیلسون حمایت کردند. چند تن از فیلسوفان کاتولیک از جمله فرناندون استینبرگن (Van Steenberghen)، متخصص نامی فلسفه قرون وسطی و متکلم کاتولیک، فلسفه و کلام را از یکدیگر جدا کردند. برای آنها کلام، ساختار و غایتی متفاوت از فلسفه دارد و فیلسوفان قرون وسطی را باید متکلم نامید. به عبارت دیگر کاربرد اصطلاح فلسفه برای این دوره صحیح نیست، البته باید خاطر نشان کرد که اکثر فیلسوفان قرون وسطی لفظ فیلسوف (philosophus) را برای فیلسوفان غیر مسیحی به کار می‌برند و مسیحیان را متکلم (theologus) می‌نامیدند. گاهی هم دیده شده است که از لفظ فیلسوف¬ مسیحی (philosophuschristianus) نیز استفاده کرده‌اند. باید این نکته را نیز در نظر داشت که اکثر قریب به اتفاق متفکران این دوره گاهی بین فلسفه، کلام و علم تمایز فاحشی قائل نبوده‌اند. با این همه می‌توان در این عصر آثار متعددی در مابعدالطبیعه، منطق و علم النفس یافت که در آنها به دین یا متون دینی ارجاعی داده نمی‌شود؛ ولی در هر صورت باید پذیرفت که متفکران قرون وسطی مؤمنانی بودند که در باب ایمان و اعتقادات خود به تأمل پرداختند و نظامهای نظری سازمان یافته را، که با استدلالهای فلسفی همراه بود، به وجود آوردند. اینها با کمک گرفتن از این نظامهای فلسفی یونان و از نیمه دوم قرن دوازدهم فلاسفه مسلمان، و با تفکر در عقلانیتی که از این نظامها برگرفتند خواستند که دین خود را معقول و مستدل نمایند و آن را برای خود و دیگر مسیحیان توضیح دهند و در مقابل غیر مسیحیان از آن دفاع کنند. به این معنی می‌توان گفت که اینها فیلسوف بودند و مانند فیلسوفان یونانی زبانی همچون افلوطین و پروکلوس خواستند دین را با بیانی فلسفی قابل فهم کنند.

قرن نخست میلادی

فلسفه قرون وسطی را از لحاظ تاریخی می‌توان به بخشهای گوناگون تقسیم کرد. بخش نخست به تبیین آراء آباء مهم کلیسا، که در قرن نخست میلادی به زبانهای یونانی و لاتینی در باب مسیحیت نوشتند، اختصاص یافته است. اینان را به سبب اینکه شکل دهندگان اعتقادات مسیحی بودند و نوعی حجیت در مسیحیت دارند آباء کلیسا می‌نامند. بخش دوم مربوط است به شکل‌گیری فلسفه قرون وسطی از سقوط امپراتوری روم تا آخر قرن یازدهم میلادی. در این دوره کلیسای کاتولیک توانست مسیحیت کاتولیکی را تا اقصی نقاط اروپای غربی و شمالی رواج دهد و زبان لاتینی را به عنوان زبان دینی، کلامی، ادبی و علمی عمومیت بخشد. بدین ترتیب اروپای پس از روم غربی هویت جدید می‌یابد و تمدن اروپایی شکل می‌گیرد. با اصلاحات شارلمانی در قرن هشتم میلادی نظام تعلیم و تربیت نیز سازمان منسجمی به خود می‌گیرد و مدارس رونق بیشتری از قبل می‌یابند و سطح سواد و فرهنگ رشد قابل ملاحظه‌ای می‌کند. بخش دیگر مربوط به قرن دوازدهم است که معروف است به بهار فئودالیته. دراین قرن اروپاییان با متون روم قدیم بیشتر آشنا شدند و مدارس شکوفایی بیشتری یافتند، چنانکه چند مدرسه مانند مدرسه سنت ویکتور، شارتر، لان و سیتو صاحب مکتب خاص کلامی - فلسفی یا عرفانی شدند. از نیمه دوم این قرن ترجمه متون فلسفی و علمی از زبان عربی افقهای جدیدی را برای اروپاییان گشود.

قرن سیزدهم

بخش بعدی قرن سیزدهم است. این قرن، قرن ایجاد دانشگاهها و فلسفه مدرسی و نظامهای بزرگ فلسفی است. فلاسفه، استادان دانشگاه هستند و متون فلسفی و کلامی معمولاً در ارتباط با دانشجویان و دروس دانشگاهی نوشته شده‌اند و قرون چهاردهم و پانزدهم را خزان فئودالیته نامیده‌اند. دراین زمان کلیسای کاتولیک با بحران مواجه می‌شود و اقتدار خود را به مقدار زیادی از دست می‌دهد. با رشد ناسیونالیزم و شکل‌گیری کشورهای جدید جنگهای طولانی درمی‌گیرد. شیوع بیماری طاعون بر مصیبتهای اروپاییان می‌افزاید. فیلسوفان بزرگ قرن چهاردهم هر یک به روش خود به انتقاد از فلسفه مدرسی می‌پردازند و گرایشهای انسان گرایی و افقهای جدید که منجربه رنسانس می‌شود کم کم در غرب ظاهر می‌گردد. در نیمه دوم قرن پانزدهم و بخصوص قرن شانزدهم تغییر روش غربیان و دگرگونی دیدگاهشان عینیت تاریخی می‌یابد و دوره‌ای که به رنسانس معروف است شکل می‌گیرد.

قرون وسطای غرب

با توجه به آثار متکلمان قرون وسطای غرب، احتمال دارد بتوان در آثار فلاسفه? بزرگ مسلمان، نکات و جهات ناشناخته? جدیدی پیدا کرد و قوت و ضعف آنها، به نحو تازه‌تری آگاه شد و دیگر اینکه هر نوع محاوره به تبادل واقعی فرهنگی و فلسفی میان شرق و غرب بودن آگاهی از محاوره و تبادل مشابهی که در قرون وسطی نسبت به فلاسفه? اسلامی بوده، ناممکن بنظر می‌رسد. با دقت بیشتر در دو نکته که ما در اینجا متذکر شدیم، می‌توان نظر داد که به نحوی نه فقط سرنوشت فلسفه در قرون وسطی اعم از غربی یا شرقی را می‌توان وابسته بدان دانست، بلکه احتمالاً بتوان سرنوشت کل فلسفه را نیز عمیقاً بدان مرتبط ساخت. آنچه از لحاظ فلسفه در قرون وسطی رخ داده، عملاً فراتر از آن عصر و زمان رفته است و همین بدون اینکه ما را از مطالعه? دقیق تاریخی آثار این متفکران بی‌نیاز سازد، با مقایسه? آنها با آنچه در سنتهای شرقی و اسلامی رخ داده است، احتمالاً بتوانیم به این ترتیب با امکانات آتی فلسفه? خود نیز آشنا شویم به نحوی که از این رهگذر فکر نو در نزد ما از گذشته? خود منقطع نگردد و با حفظ ریشه‌های اصیل سنتی و حتی قومی و ملی خود، حیات واقعی و مستمر یابد. درختان کهنسال در شرایط جوی مستعد، از نو شکوفا می‌شوند و به بار می‌نشینند، درختان کهنسال در شرایط جوی مستعد، از نو شکوفا می‌شوند و به بار می‌نشینند، کافی است جاهلانه به اسم اصلاح و نوآوریهای ناروا و نادرست، تیشه بر ریشه آن نزنیم.

تاریخ فلسفه در قرون وسطی

اگر بخواهیم به نحو مختصر و اجمالی تاریخ فلسفه را در قرون وسطی در نظر بگیریم باید کلاً به یاد داشته باشیم که در مراحل مختلف آن دوره، فلسفه، صور و گرایشهای مختلف و متفاوتی داشته است، بنحوی که اغلب متخصصان بزرگ موفق شده‌اند بر همین اساس، صرفنظر از موارد استثنایی، برای هر مرحله‌ای، اوصاف و ممیزات جداگانه? دقیقی را بربشمارند و افکار فائق و یا در هر صورت افکاری که به سبب تفابل و تعارض با یکدیگر در مرحله? خاصی عملاً بیشتر در فراز و نشیب وضع و موقعیت خاص خود، سیاست و نظر واحدی نسبت به سنتهای فلسفی عهد باستان نمی‌توانست داشته باشد و مسیحیت مثل هر دین دیگر، حتی اگر بتوان در آن تعدادی مفاهیم فلسفی تشخیص داد، باز به هر طریق یک دین است نه یک فلسفه. بعد از قرون اولیه میلادی و افکار و آثار آباء و مدافعان مسیحی که البته خود، روشها و سلیقه‌های متفاوتی نیز داشته‌اند و بعد از رسمیت پیدا کردن مسیحیت در کل امپراطوری روم بزرگترین متفکر- که در ضمن به علل زیادی برای کلیسای رسمی مسیحیان مقبولترین آنها نیز می‌باشد- اگوستینوس است. او بدون اینکه با صراحت اشاره‌ای به وجوه تفارق فلسفه و کلام کرده باشد در بیشتر آثار خود، از سنتهای افلاطونی و نوافلاطونی نه الزاماً برای اثبات حقانیت ایمان و اعتقاد خود بلکه برای بیان و توصیف آن استفاده کرده است، با اینکه نهایتاً ایمان را نتیجه? عنایت و فضل خاص خداوند دانسته است نه ره‌آورد عقل و اراده? انسان که به هر طریق نه فقط ناقص بلکه مطرود و رانده شده نیز می‌باشد.

سنتهای عرفانی باستانی

از طرف دیگر سنتهای عرفانی باستانی- اعم از غنوصی یا نوافلاطونی- تا حدودی در آثار دیونوسیوس مجعول، رنگ مسیحی به خود گرفته است و با اینکه تعلق این شخص به کلیسای رسمی مسیحی کاملاً مورد شک است، ولی عملاً خواه ناخواه نه فقط اغلب عرفای رسمی مسیحی در طی قرون متمادی از آن زمان تا بدین روز از افکار و آثار او الهام گرفته‌اند، بلکه اشخاصی چون طوماس اکوینی نیز که در درجه? اول یک متکلم رسمی مشائی در قرن سیزدهم میلای است و گرایش خاصی به عرفان ندارد باز این آثار بی‌بهره نمانده است. همچنین باید دانست که مسیحیان همیشه نسبت به طبیعیات و مابعدالطبیعه و حتی فلسفه اخلاق ارسطو بدبین بوده‌اند و در کنار رساله? تیمائوس افلاطون بعنوان فلسفه? طبیعت که مورد استفاده بعضی از آنها بوده به هندسه اقلیدس که به عنوان نمونه‌ای از تعلیمات آموزنده? مستدل بدان رجوع می‌کرده‌اند، در میان آثار ارسطو فقط به منطق او توجه داشته‌اند. از لحاظ تاریخی، مشهورترین فردی که این منطق را در نزد غربیان رواج داده بوئسیوس است که خود در اصل گرایش افلاطونی داشته است به نحوی که در اثر معروف او تسلای فلسفی که آن را در زندان نگاشته، بنظر می‌رسد که حتی اعتقاد او به این فلسفه شاید بیش از مسیحیت بوده است. به همین دلیل تضادی که به نحوی در بطن نظام فکری بوئسیوس وجود دارد عملاً در نزاع بر سر «کلیات» در اواخر قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم میلادی انعکاس پیدا کرده و موجب موضعگیریهای فلسفی و کلامی و حتی سیاسی در زمینه واقعیت مثالی و یا صرفاً لفظی تصورات و مفاهیم کلی شده است.






تاریخ : جمعه 93/8/23 | 7:9 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()


6.رشد بینش پروتستانی و جنبش رفرمیستی
یکی دیگر از ویژگی‌های بارز عصر جدید تلاش برای پیشرفت و ترقی و بهبود شرایط مادی و رفع عقب‌ماندگیهاست. بنابراین به طور کلی از ویژگیهای بارز عصر جدید تلاش برای بالا بردن سطح فکر و اندیشه و معارف بشری است که می‌توان گفت به سبب اختراع چاپ است.
هنگامی که دستگاه چاپ را گوتنبرگ در آلمان اختراع کرد و در انگلیس، فرانسه و دیگر کشورها به کار گرفته شد، این اختراع در رشد اندیشه‌های بشری نقش عظیمی را ایفا نمود. یعنی همان طور که توپخانه قلعه‌های فئودالی را در هم کوبید و فئودالیسم را از بین برد، چاپ و انتشار افکار و عقاید جدید هم قدرت و استحکام عقاید کلیسا و تفکرات آن را در هم کوبید. با کمک دستگاه چاپ و آثاری که چاپ می‌شد اطلاعات جدید ادبی، فکری و هنری در اختیار افراد قرار گرفت تا بدین ترتیب سطح دانش خود را بالا ببرند.
با دگرگونی بینشهای مذکور بینش پروتستانتیسم رشد یافت. به این معنی که در گذشته کلیسای کاتولیک حاکم بود و رابطه‌ی نزدیکی بین مناسبات ارضی و فئودالی با این کلیسا دیده می‌شد و از این رو کلیسای کاتولیک و سیستم فئودالی از جهان‌بینی یکسانی برخوردار بودند، در حالی که در عصر جدید که یکی دیگر از ویژگیهای آشکارش، پیدایی زبانها و ادبیات مستقل ملی است، برداشت دیگری از مذهب امکانپذیر شد. همزمان با پیدایی ملتهای جدید، زبانهای مستقل ملی پدید آمد و ترجمه کتابهای مقدس مذهبی از زبان لاتین محاوره‌ای به زبانهای مستقل ملی صورت گرفت و این مساله در هویت بخشیدن به این سرزمینها موثر واقع شد و این خود آغازی گردید برای رشد اندیشه‌های ناسیونالیستی.
امت مسیح وقتی که جایش را به ملتها داد، زبان لاتین هم که زبان فراگیری بود جایش را به زبان ملی آن سرزمینها داد و زبانهای فرانسوی، ایتالیایی، اسپانیایی، پرتغالی و در نهایت رومانی از بطن زبان لاتین خارج شده و به شکل زبانهای نئولاتین درآمدند که بیشتر کتابهای مقدس مذهبی به این زبانها ترجمه شده‌اند. آثاری که از این زبانها ترجمه شده‌اند، عامل اصلی تحول فکر، اندیشه و معارف بشری بودند؛ حتی رنسانس و رفرم نیز در همین مقوله جای می‌گیرد. چرا که در منابع، به زبانهای مستقل ملی توجه شده است، در حالی که این زبانها در کلیسای کاتولیک رومی وجود ندارند. حتی در ترجمه‌های اصیلی که از زبان یونانی و لاتین انجام گرفت معلوم شد برداشتی که کلیسای کاتولیک از دین ارائه می‌کند برداشت صحیحی نیست و همین امر، بهانه لازم را به دست اصلاح طلبان داد و موجب حرکت آن‌ها به صورت رفرم شد. رفرمیستها از وایکلیف گرفته تا هوس، یکایک در آتش سوزانده شدند و با این کار راه برای رهبران جدی‌تر رفرم چون لوتر و کالون باز شد.
رفرم پدیده بسیار مهمی در افکار و عقاید به شمار می‌رود. این جنبش پروتستانی یا اعتراضی را لوتر از کلیسایی در آلمان آغاز کرد و در نهایت به جمهوری کالون در سویس ختم شد که بنیادهای فکری کلیسای کاتولیک را زیر سوال برد و به جای آن برداشت دیگری از عالم کائنات عرضه کرد.
تحقیقات نظری افرادی چون ماکس وبر نشان می‌دهد که رابطه‌ی نزدیکی بین پروتستانتیسم و رشد اقتصاد سرمایه‌داری وجود دارد، طوری که این فکر پروتستانتیستی انسان عصر جدید را به دید نسبتاً مفید و مثبتی از سرمایه و کار و کوشش مجهز کرد و این تفکر مطرح شد انسانی که خوب کار کند و درآمد خوبی داشته باشد، رستگاری و نجاتش در آینده حتمی است.
از آنجا که در برداشت فئودالی، سود، ربا، سودانگیزی و تجارت و بازرگانی مفید نیست، در نتیجه در رشد مناسبات سرمایه‌داری، اصلاحات در بینش کلیسایی ضروری می‌نمود. جنبش پروتستان به این نیاز پاسخ می‌دهد و توجیه و تفسیر جدیدی از معادلات انجیلی ارائه می‌دهد. این تفسیر جدید از مذهب می‌خواهد نشان دهد که پیشرفت در زندگی مادی نشانه‌ی رحمت الهی است. این لوتر و کالون بودند که به تفسیر مطالب انجیلی به نفع تجار و بازرگانان پرداختند و با تشویق آنان در رشد نظام اقتصادی نیز موثر واقع شدند. هر چند نوع اصلاحات در زمینه‌ی مذهب است و جنبه‌ی صرفاً اقتصادی و اجتماعی ندارد، ولی این اصلاحات می‌توانست در بنیادهای اقتصادی و اجتماعی جامعه نیز موثر باشد.

7.شک و تردید درباره‌ی دستاوردهای کهن و کلاسیک
یکی دیگر از ویژگیهای عصر جدید، شک و تردید درباره‌ی دستاوردهای کهن و کلاسیک است. عصر جدید با دکارت آغاز می‌شود و شاخه‌ای از آن همان شکی است که دکارت آغاز می‌کند. این شخص بنیاد دستاوردهای کهن و کلاسیک را به یکباره زیر سوال می‌برد. در اینجا شک، شک دستوری است؛ یعنی شکی است که به سوی یقین جدید رهنمون می‌شود و بینش کاملاً متحرک و پویایی است.
دانش قرون وسطایی، دانش اسکولاستیک بود و بر این اساس استوار بود که آنچه قدما گفته‌اند، صحیحتر است، مانند آنچه استاد اول یا استاد ثانی گفته‌اند. این استدلالها بیشتر جنبه‌ی جدلی و لفظی داشت و هیچ‌گاه متکی بر مشاهده و تجربه نبود. در حالی که در روش جدید شک درباره‌ی داده‌ها روش دیگری را می‌طلبید و آن این بود که برای رسیدن به یک اسلوب صحیح تنها روش ذهنی کافی نیست، بلکه باید به روش تجربی متوسل شد. بدین ترتیب خودبه‌خود فاصله عظیمی بین کسانی چون سن توماس اکویناس که به صورت نظری مسائل را حل می‌کردند و اشخاصی همچون فرانسیس بیکن و دکارت که بر اساس مشاهده و تجربه مسائل را حل و فصل می‌کردند وجود داشت. این جریان جدید، قوانین را به صورت علمی و علت و معلولی ارزیابی می‌کند. چرا که هر پدیده‌ای علتی دارد و هر معلولی ناشی از علتی است و آن سلسله مراتب علت و معلولی است که می‌تواند ذهن را به پدیده‌های جدیدتری رهنمون سازد.
اصولاً فروپاشی جهان‌بینی قرون وسطایی و پیدایی جهان‌بینی جدید، اندیشه بشر را نسبت به جهان تغییر داد. زیرا قبلاً هیات، هیات بطلمیوسی بود، هیاتی که زمین را مسطح و مرکز عالم می‌دانست در حالی که این هیات بطلانش از سوی تفکر علمی رد شد. وقتی که گالیله و کوپرنیک از طریق مطالعات علمی و تجربی توانستند ثابت کنند که زمین کروی است و نه تنها مرکز عالم نیست بلکه خود جزئی از یک منظومه کلی‌تر و کاملتری است، به نظر می‌رسیدکه اساس بسیاری از تفکرات دگرگون خواهد شد. زیرا آن انسانی که زمینش مرکز عالم است با آن انسانی که زمینش کره ناچیزی در منظومه بزرگ شمسی است و زمینش نه مسطح و ثابت بلکه کروی و متحرک است فرق می‌کند. آن جهان‌بینی، جهان‌بینی قرون وسطایی است، در حالی که این جهان‌بینی، جهان‌بینی عصر جدید است. در این صورت تحقیقات علمی نشان داد که آن جهان‌بینی دستخوش فروپاشی شده و منظومه‌ی جدیدی که خلق شده انسان را در جایگاه راستین خودش نشانده و مشخص کرده است که انسان در روی زمین چه جایگاهی دارد. در اینجا انسان در هدف خاصی سیر می‌کند و می‌خواهد همه چیز را تجربه کند.
خصوصیات انسان عصر جدید این است که همه چیز را بداند، تجربه کند و آزاد باشد. همین آزادی محض نیز یکی از ارکان اساسی پیشرفت عصر جدید است. وقتی که گفته می‌شود عقل از زندان کلیسا خارج شد، معنی آن این است که در این مباحث دیگر نیازی به نظر علما نیست و همه چیز باید با فرضیه آغاز شود و از طریق تجربه به اثبات برسد. کشف قاره‌های جدید نیز در گسترش دید انسان نسبت به زمان و مکان موثر بود. ایجاد دانشگاههای بزرگ در کشورهای اروپایی در این عصر و ارائه مدارک علمی به دانشجویان، خودبه‌خود به ظهور طبقه جدید روشنفکران کمک کرد. در عصر جدید شاهد رشد گروهی از نخبگان فکری از طریق مراکز آموزش عالی هستیم که این امر خود بیانگر گسترش فرهنگ و دانش بشری است. در سلسله مراتب اجتماعی نیز ظهور این روشنفکران نشان دهنده یک جریان فکری است، بدین ترتیب که آن‌ها در آینده خواهان تنویر افکار عمومی خواهند بود.
به طور کلی گفته می‌شود که بینش قرون وسطایی، بینشی ایستا و ثابت است، ولی بینش عصر جدید، بینش پیشرفت و ترقی است. در نظام فئودالی ارتقا و پیشرفت نیست، یعنی هر کس وارث شرایطی است که در آن به دنیا آمده است. بر این اساس روستایی همیشه روستایی، سرو همیشه سرو و ارباب همیشه ارباب است. ولی در نظام اقتصاد تجاری و بازرگانی راه برای پیشرفت و ترقی باز است. همین تحول نشان داد اروپاییانی که بر اثر جنگهای صلیبی در جا می‌زدند، با این بینش متحول و پویا به چهار سوی دنیا یورش بردند تا جهان را درنوردند.
بدین ترتیب عصر جدید، عصری است که از همه نظر با دوران گذشته متفاوت است. عصری که تمدن بشری به طور وسیعی دگرگون خواهد شد. به طور قاطع تا قرون دوازدهم و سیزدهم میلادی تفاوت چندانی بین شرق و غرب وجود نداشت، ولی از قرن چهاردهم میلادی بتدریج موازنه قدرت به نفع غرب بر هم خورد و مهمترین عامل آن نیز همان تسلط غربیان بر شریانهای حیات تجاری در سطح بین‌المللی است. اروپاییان از این زمان به بعد توانستند کالاهایشان را به دروازه‌های شرقی عرضه کنند. اگر غرب تحولی را آغاز کرد این فعالیتها از تحول اساسی‌تر و بنیادی‌تری نشات می‌گرفت که همان رشد اقتصاد تجاری بود و به کمک انقلاب تجاری رخ داد. همین انقلاب تجاری زمینه‌ساز انقلابات سیاسی گردید. انقلاباتی از نوع انقلاب هلند، انگلیس، امریکا و انقلاب کبیر فرانسه.

پاورقی‌ها:
1. هایت، گیلبرت؛ ادبیات و سنتهای کلاسیک (تاثیر یونان و روم بر ادبیات غرب)؛ ج 1، ص 114-117.
2. ر.ک.: ساماران، شارل؛ روشهای پژوهش در تاریخ؛ ج 2، ص 13 و 227.
3. Breisach, Ernst; Historiograpey: Ancient Medieval and Modern; pp. 153-170.
4. ادبیات و سنتهای کلاسیک؛ ج 1، ص 73.
5. روشهای پژوهش در تاریخ؛ ج 2، ص 174-179.
6. Historiograpey: Ancient Medieval and Modern; p. 185.
7. صورتگر، لطفعلی؛ تاریخ ادبیات انگلستان؛ ص 112.
8.C. f.: Bewy, T. M.; The Historical Theory of Giambattista Vico.
9.C. f.: Anderson, M. S.; Historions and Eighteenth Century Europe, 1715-1789.
همچنین رجوع کنید به: زرین‌کوب، عبدالحسین؛ تاریخ در ترازو (درباره تاریخنگری وتاریخنگاری)؛ ص 90-91.
10.ر. ک.: بوکهارت، یاکوب؛ فرهنگ رنسانس در ایتالیا.
11.استفن، پ. دون؛ ظهور و سقوط شیوه تولید آسیائی؛ ص 17.
12.برای اثبات این نظریه کافی است به آثار افرادی چون کاسمینسکی، استروگفسکی، آگیبالوا و دنسکوی و دیگران مراجعه شود. مبنای نظری این مساله همان مطالعات و تحقیقاتی است که درباره‌ی ساختارها و فرماسیونهای اجتماعی – اقتصادی اروپا صورت گرفته است.
13.هر چند ممکن است این کشف خیلی پیشتر از کریستف کلمب توسط وایکینگها و رهبرانشان صورت گرفته باشد. حتی به تعبیر دکتر علی شریعتی، مسلمانان خیلی زودتر از کریستف کلمب و دیگران به این سرزمینها رفته‌اند و از جمله دلایل او این است که در منابع اسلامی آمده گوشت بز مناطق کارائیب تلخ است. برای مطالعه بیشتر درباره‌ی وایکینگها رجوع کنید به: تاپن، اوامارچ؛ قهرمانان قرون وسطی؛ ص 98-103.
14.در دوران سیستم مرتع و چراگاه دولت شکل ساده و بدوی داشته و صرفاً نوعی اعمال قدرت محسوب می‌شده است.
15.ریشه‌ی کلمه‌ی سرو به معنی خدمت کردن از کلمه لاتین serve به معنی برده گرفته شده است. در عرف قرون وسطایی و فئودالی سرو یعنی روستایی مقید به زمینی که نوع اشتغالش کشاورزی است و به ساختار اقتصادی متکی بر او «سرواژ» گویند (ر.ک.: هانت، ای. ک.؛ تکامل نهادها و ایدئولوژیهای اقتصادی؛ ص 5 و همچنین به: نعمانی، فرهاد؛ تکامل فئودالیسم در ایران، ج 1، ص 105-107).
16.برای اثبات این مساله فقط کافی است به جنگهای صد ساله اشاره کنیم که آغاز آن به شیوه‌ای سنتی و کلاسیک – یعنی با نیزه و تیر و کمان، پیاده نظام و سواره نظام سنگین اسلحه (شوالیه‌ها) – آغاز شد. در حالی که پایان آن به صورت یک جنگ تمام عیار توپخانه‌ای درآمده بود.
17.به گونه‌ای که دیده می‌شود جنگهای آغازین قرون جدید، شکل مذهی داشتند. ولی بتدریج این جنگهای مذهبی رنگ باخته و به صورت جنگهای ملی برای کسب منافع مالی و اقتصادی در بین سرزمین‌های اروپایی درآمدند.






تاریخ : جمعه 93/8/23 | 7:7 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

تاریخنگاری در اروپا با بررسی تحول ادبی و تغییر بینشهای نظری و فکری انجام می‌گیرد. برای شناخت بهتر تاریخنگاری در عصر جدید آگاهی از منشها و بینشهای تاریخی در قرون وسطی ضروری است؛ به ویژه اگر بخواهیم نقش مسیحیت و کلیسا را بر جریانهای فکری و فرهنگی اروپا در تالیف آثار تاریخی متعدد آن هم به وسیله‌ی رهبانان و وابستگان به تشکیلات کلیسایی متذکر شویم.
شروع تاریخنویسی در میان ملت‌های اروپایی و خارج از چهارچوب کلیسا با رشد حماسه‌های پهلوانی و اساطیر عصر شوالیه‌گری همراه بود که خود در رویکرد ملت‌ها به زبان‌های بومی و هویت ملی آنان بی‌تاثیر نبود. پس از خلق منظومه‌های تاریخی، مانند شانسون دوژست، السید، اوشن و مالدین(1) در کشورهای اروپایی و همزمان با برخی فعالیت‌های فرهنگی همچون تاسیس مراکز علمی و دانشگاهی، مانند دارالعلم پاریس و دانشگاه‌های کمبریج و بولونیا زمینه برای تکوین و توسعه‌ی تاریخنگاری ملی و محلی فراهم شد. تاثیر جنگهای صلیبی و ضد بدعتی در آثار نویسندگانی چون ژوانویل، ممزبوری، پرایس، گراتز، دوکلاری، هاردوئن و صوری به تالیف آثار تاریخی نسبتاً ارزشمندی منجر شد که علاوه بر وقایع‌نگاری و بیان حوادث سیاسی عصر، ار طریق برخی تحلیلها و با ارائه نظریات و اطلاعات بیشمار تاریخی عرصه جدیدی در حوزه‌ی تاریخنگاری سنتی گشوده شد.
ماحصل این تحول در انسان‌گرایی عصر رنسانس و کوششهای متعددی که نوگرایان و تجددطلبان این عصر انجام دادند، دیده می‌شود. به گونه‌ای که شخصیتهای اومانیستی همچون، لورنتسیو والا و ویلیام بنتلی با نقد برخی اسناد همچون عطیه کنستانتین و مراسلات فاریس، زمینه تردیدهای لازم را در سنت‌های تاریخی فراهم ساختند و با کشف آثار کلاسیک و نسخه‌های خطی یونان و روم به وسیله تیلی، لیناکر، گروسین، نیکولی، دافلتره و دیگر اومانیستهای اروپایی، زمینه‌ی بازخوانی متون و نقد منابع و تطبیق تواریخ فرام شد.(2)
در سایه‌ی حمایت خاندان‌هایی همچون مدیچی در ایتالیا علاوه بر فلسفه و هنر و ادبیات کلاسیک باستان به تاریخ اعصار پیشین نیز توجه شد. تدریس زبان یونانی و جستجو در آثار کلاسیک، افرادی چون پترارک و بوکاچیو را متحول ساخت. نقد و بررسی نوشته‌ها و مسلکها و سنتها باب طبع اومانیستهای عصر جدید شد. یعنی بازشناسی ادبیات کهن زمینه رفرم مذهبی را فراهم ساخت.
آغاز جنبش رفرم دینی ملاکی شد برای بازشناسی هویت جدیدی که اینک نه در قوالب مرسوم جهان مسیحیت و کلیسای رومی، بلکه در گستره‌ای با مرزهای قومی، آیینی، اعتقادی، اجتماعی و اقتصادی قرار داشت و می‌کوشید با دیدگاه نوتری جهان عصر جدید را تفسیر کند. تفسیر سنتی و پیشین کلیسا در مورد مساله مشیت الهی در تاریخ و پاداش و عقوبت یا معجزات الهی دیگر چیزی نبود که مورخان عصر جدید به آن توجه کنند. بلکه نگرش تحلیلی به رویدادها و تفسیر علل و عوامل تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و تاکید بر نقش انسان در تاریخ در دستور کار مورخان قرار گرفت.(3) این مورخان دیگر نمی‌کوشیدند تا همچون مورخان راهب قرون وسطایی، نظم روایی و سلسله حوادث را رعایت کرده و کتابهای تاریخی خشک، تصنعی و ملامت‌آور بنویسند که به سبب نوشتن آن‌ها به زبان لاتینی و نثر مصنوع تعداد زیادی از مردم از خواندن آن‌ها محروم بودند. برعکس ترجمه آثار یونان و روم، به ویژه نوشته‌های هردوت، توسیدید، پلوتارک، تاسیت و بازشناسی متدهای تحقیقی افرادی چون توسیدید، تاسیت و پولیپ مورد توجه محققان عصر جدید قرار گرفت. طوری که آثار نویسندگانی چون آریوست، تاس، ماکیاول و بوکاچیو شدیداً متاثر از منش و نگرش تاریخی عصر کلاسیک یونانی، رومی بود.(4)
کوششهای پیروان مذهب کاتولیک و پروتستان برای نگارش تاریخ مستقل دینی خود، موجب رواج دو سبک متفاوت در عرصه تاریخنگاری شد که همراه با نقد و تحلیل متون و آثار به دوره‌ی فعالیت‌های محققانی چون، اسپون، مورفوکن و وود در عرصه روش تحقیق تاریخی منتهی گردید، به گونه‌ای که پالئوگرافی(5) زبانشناسی و به کارگیری برخی متدها و دانشهای دیگر برای تحقیق تاریخی، مرسوم و متداول گشت.
در قرن هفدهم میلادی همزمان با رشد نسبی ملی‌گرایی و بیداری روح ملی و متعاقب آن آغاز عصر خرد، تاریخنویسی نیز به منظور ارشاد مردم و شناسایی جوامع بشری رشد یافت. نگارش تاریخچه اختلافات قومی و مذهبی و اتصال حال به گذشته، هدف اصلی مورخان این دوره بود. ضمن آن که تحت تاثیر حمایت‌های دربار و خاندانها، نوشته‌های تاریخی چندی در مورد سلسله‌ها و شخصیت‌های سیاسی تحریر شد که جنبه ادیبانه‌ی آن‌ها از یک طرف و استفاده از تاریخ برای سیاست از سوی دیگر در آن‌ها جلب توجه می‌کند. مورخانی چون فولر، کلارندون، فلوری و سرانجام بوسوئه(6) در کتابهایشان با فصاحت و شیوایی می‌کوشیدند تا کاربرد تاریخ را برای سیاستمداران و پادشاهان یادآوری کنند. در همان زمان افرادی چون شکسپیر، درایدن، کللی، راسین مارلو و فنلون تاریخ را با ادبیات ممزوج کرده و زمینه را برای تحقیقات نظری در مورد شخصیت‌ها و حوادث اعصار گذشته مهیا ساختند. خلق برخی از آثار این دوره همانند تاریخ سلطنت هانری هفتم به وسیله فرانسیس بیکن، تاریخ زمان به وسیله‌ی برنت یا تاریخ شایستگان انگلیس به وسیله فولر(7) از نشانه‌های این تحول است.
در سده‌ی هجدهم میلادی شاهد تحول رمانتیسم ادبی و منظومه‌های تاریخی به ویژه در آثار افرادی چون شیلر، پرو، ولتر و ونیکلمن هستیم که این مساله خود در گرایش مردم و دربار به سمت مطالعه تاریخ موثر بود. همچنین رشد سوسیالیسم و تحول دولتهای ملی در اروپا، که سبب خودباوری شد، در نگارش آثاری چون تواریخ محلی بی‌تاثیر نبود. آثار هیوم، اسمالت، فروررن، دالین و همچنین تالیف فرهنگهای تاریخی، انتقادی به وسیله بل و ولتر و آثاری که در حوزه فلسفه تاریخ از دوران ویکو(8) تا عصر بدن و اولباخ تدوین شد موجب تحلیل‌های فلسفی ارزشمندی درباره‌ی تحولات تاریخی شد. عصر جدید، عصر گسترش افق دید اروپاییان و گسترش مراودات با کشورهای دیگر (از عصر اکتشافات تا عصر استعمار) بود. مونتسکیو با تالیف نامه‌های ایرانی و سپس تحلیلش پیرامون انحطاط و سقوط امپراطوری روم به وسیله‌ی ادوارد گیبون و دیگر نوشته‌های تاریخی، علمی محض و سپس نقد تاریخ توسط نیپور و شوبلر منجر شد. این مساله تاریخنگاری اروپا را در آستانه علمی شدن و استقلال آن از ادبیات و فلسفه و دیگر علوم قرار داد.(9)

اصطلاح عصر جدید
این اصطلاح را نخستین بار اومانیستهای عصر رنسانس به کار بردند. اومانیستها به علت علاقه‌ای که به فرهنگ یونان و روم داشتند، با بازنگری در دنیای قدیم، حد فاصل عصر خود و دوران قدیم (آنتیک) را عصر وسطی خواندند و بدین ترتیب عصر اومانیستها به عصر نو یا دوران جدید معروف شد. این بازنگری در اصل فرایند تحولی بود که در عرصه زبان لاتین صورت گرفته بود، چرا که محققان عصر جدید (رنسانس) پس از مطالعه زبان لاتین و تحولات ساختاری آن، این زبان را به سه بخش تقسیم کردند:
الف) لاتین قدیم که به عصر سیسرو، سنکا و تاسیت تعلق داشت و همان لاتین اولیه و اصیل بود.
ب) لاتین میانه که پس از تهاجم اقوام ژرمنیک و تتونیک از شمال اروپا به این سرزمین شکل گرفت و زبان لاتین قدیم را مورد تهاجم قرار داد. بدین ترتیب زبان لاتین اولیه دستخوش تغییر شد و زبان منحطی به وجود آمد که به آن زبان لاتین محاوره‌ای می‌گفتند.
ج) لاتین جدید که همان لاتینی بود که اومانیستهای عصر رنسانس به کار بردند و در اصل نوعی بازگشت به همان لاتین اولیه بود.
بدین ترتیب زبان لاتین به سه دوره‌ی قدیم، میانه و جدید تقسیم شد و این تقسیم‌بندی به دوره‌بندی تاریخ هم سرایت کرد و مفهوم «قرون وسطی» خصلت تاریخی به خود گرفت.
از سوی دیگر، افرادی که از لاتین محاوره‌ای نفرت داشتند در بازگشتی اساسی به فرهنگ و مدنیت یونان و روم ایدئالهای خود را یافتند و نفرت خود را از دوران طولانی که بر آنان گذشته بود (از زمان سقوط امپراتوری روم تا عصر رنسانس) ابراز کردند و عصر خود را عصر روشنایی نامیدند. پس، دوره‌ای که در حد وسط قدیم و جدید قرار گرفت، بالضروره معنای قرون وسطی یافت. این اصطلاح ابتدا به مفهوم تاریخی دلالت می‌کند ولی از سوی دیگر مفهوم منفی به خود می‌گیرد و آن مفهومی است که مورخان عصر جدید (رنسانس) القا کرده‌اند. طوری که اومانیستها در بازگشت به تمدن یونانی و رومی، آن دوران طلایی را ستوده و در باب آن داستان‌سرایی کردند. آن‌ها خود را وارثان نو و عصر خود را آغازگر تمدن و مدنیت جدید در غرب می‌دانستند و با انتقاد از دوران قرون وسطی از آن به عنوان عصر ظلمت و تاریکی و بی‌خبری یاد می‌کردند. در حقیقت در اینجا نوعی قضاوت ارزشی صورت گرفته است. در حالی که مطالعه‌ی دقیق تاریخ قرون وسطی نشان می‌دهد که این حکم کلی جائز نیست، چرا که ما در دوران میانی قرون وسطی (11-13 م.) شاهد رنسانس اولیه هستیم که پایه و اساس رنسانس بزرگ است و دوران پایانی قرون وسطی (13-15 م.) نیز دوره‌ی انبساط رنسانس اولیه است. پس نظر اومانیستها شاید در دوره‌ی آغازین قرون وسطی تا حدودی صادق باشد. چرا که با تهاجم ژرمنها به امپراتوری روم شاهد انحطاط در عرصه‌های فکری، فرهنگی و ادبی جامعه هستیم که با قرار گرفتن عقل در زندان کلیسا عصری از بی‌خبری و جهل حکمفرما شد. این دوره در اصل مربوط به قرون پنجم تا دهم و یازدهم میلادی است. حتی برخی از مورخان و متفکران قرن نوزدهم میلادی به رد رنسانس پرداخته و معتقدند چیزی با عنوان رنسانس وجود نداشته است. اصطلاح رنسانس را نخستین بار یاکوب بوکهارت در قرن نوزدهم در کتابی با عنوان فرهنگ رنسانس در ایتالیا به کار برد.(10)
تاریخ کشورهای اروپایی و تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فکری و فرهنگی آن‌ها در عصر جدید از بسیاری جهات مورد توجه است و این مساله متضمن ارتباط تنگاتنگ با دیگر قسمت‌های دنیاست. در حالی که به تاریخ شرق، امریکا و افریقا کمتر توجه می‌شود و فقط هنگامی به آن‌ها پرداخته می‌شود که مسائل تجاری و اکتشافات جغرافیایی مطرح است، به این معنا گسترش افق دید اروپاییان با به دست آوردن مناطق جدید، مترادف آغاز عصر استعمار است و بحث و بررسی پیرامون تاریخ شرق، امریکا و افریقا مرتبط با مساله‌ی استعمار است. به تعبیری تاریخ عصر جدید، تاریخ قدرت یافتن تدریجی اروپا و تحولاتی است که در غرب به وقوع پیوست.

اختلاف نظر در مورد معنا و مفهوم تقسیم‌بندی تاریخی
در قرن نوزدهم میلادی، مورخان در زمینه‌ی تقسیم‌بندی تاریخی دو دیدگاه مطرح کردند که پاره‌ای اختلافات را برانگیخت و از آن‌ها می‌توان به عنوان دیدگاههای خاص و عام نام برد. در دیدگاه خاص که بیشتر از سوی مورخان اسلاوی ارائه شد مراحل پنجگانه‌ی تاریخی مطرح است و تحولات تاریخی بشر از منظر اجتماعی – اقتصادی بررسی می‌شود. در این دیدگاه این باور وجود دارد که «به جز درک از ماتریالیسم تاریخی و نظام تک‌خطی جامعه اشتراکی اولیه، برده‌داری فئودالیسم، سرمایه‌داری و سوسیالیسم، آلترناتیو دیگری در برابر جوامع وجود ندارد.»(11) این دیدگاه قرون وسطی را مترادف عصر «فئودالیته» که ساخت اقتصادی وسیعتری از قرون وسطی است می‌داند و دوره‌ی فئودالیته را به دوره‌های کوچکتری تقسیم می‌کند که مرحله آغازین آن از قرن پنجم تا نیمه‌ی قرن سیزدهم، دوره میانی آن از قرن سیزدهم تا پانزدهم و دوره‌ی پایانی آن از قرن پانزدهم تا هجدهم و حتی تا نیمه‌ی قرن نوزدهم میلادی ادامه داشته است.
انطباق دوره‌ی قرون وسطی با عصر فئودالیسم که با تهاجم ژرمنها به اروپا و کشورهای انگلیس، فرانسه، آلمان و ایتالیا آغاز شد و تا قرن هفدهم در انگلستان، هجدهم در فرانسه و نیمه‌ی قرن نوزدهم در کشورهای آلمان، ایتالیا و حتی روسیه ادامه یافت، منجر به آن شد که مورخان اسلاوی تمامی مباحثی را که در عصر جدید روی داده است – همچون مساله اکتشافات جغرافیایی، رفرم مذهبی، انقلاب هلند و استعمار انگلیس و فرانسه – در مباحث قرون وسطی بررسی کنند و آغاز دوران جدید را همزمان با آغاز انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 م. بدانند.(12)
در حالی که در دیدگاه عام که از سوی مورخان بورژوایی مطرح شد سال 1453 م. که سال سقوط قسطنطنیه و امپراتوری بیزانس به عنوان آخرین سنگر مسیحیت ارتدکس و مستحکمترین دژ قرون وسطایی به دست ترکان عثمانی است، پایان قرون وسطی و آغاز عصر جدید تلقی می‌شود. سقوط قسطنطنیه خود نقطه عطفی در تحولات تاریخی از نظر سیاسی، نظامی و اقتصادی است. از سوی دیگر سال 1453 م. سال پایان جنگهای صدساله بین کشورهای انگلیس و فرانسه است. گروهی دیگر از این مورخان سال 1492 م. را، که مصادف با کشف قاره امریکا توسط کریستف کلمب و خود نقطه عطفی در مساله‌ی اکتشافات جغرافیایی و دستیابی اروپاییان به جهانی نوست، پایان قرون وسطی و آغاز عصر جدید می‌دانند.(13)
به تعبیری هر دو نظریه، نیمه‌ی دوم قرن پانزدهم میلادی را آغاز عصر جدید می‌دانند. در مورد پایان قرون جدید، اختلاف چندانی بین مورخان وجود ندارد و به سبب اهمیت انقلاب کبیر فرانسه، این سال پایان قرون جدید و آغاز دوران معاصر تلقی می‌شود.

معنا و مفهوم تاریخ در عصر جدید
در معنا و مفهوم تاریخ در عصر جدید نکته‌ی مهمی نهفته است که در درک تاریخ بسیار مهم است و این مفهوم در تقابل با مفاهیم قرون وسطایی آن است. به گونه‌ای که در قرون وسطی تاریخ از منظر الهیات بررسی و خود جزئی از الهیات محسوب می‌شد؛ یعنی نوعی تفسیر مذهبی یا دینی از تاریخ دنیا صورت می‌گرفت. در حالی که در عصر جدید این مفهوم دستخوش تغییر شده است. در عصر جدید به دلیل بازگشت به ایدئالهای رنسانس و با نگرشی به انسان و رویکرد از الهیات، برداشت جدیدی از تاریخ صورت می‌گیرد. این برداشت «انسان محوری» از تاریخ از سوی مورخان عصر جدید است. دیگر در این برداشت، تاریخ به مثابه یک درام یا فاجعه نیست که آغاز و انجام آن معلوم باشد. بلکه با بازگشت به این جهان و تزلزل انسجام تفکر دینی و آزادی انسان از قیود و سنتهای قرون وسطایی، نگرشی این جهانی به تاریخ صورت می‌گیرد و با جدا شدن تاریخ از الهیات، این رشته خود یک رشته علمی محسوب می‌شود که مساله بسیار مهم و تعیین کننده‌ای است. عصر جدید با دو نگرش جدید شروع شد. یکی از منظر رنسانس که خود فریاد آزادی انسان از قیود و سنتهای کلیسای کاتولیک بود و دیگری توجه به خواستها، ایدئالها و آرزوهای انسان برای تجسم عینی آن ارزشها در زمین.

ویژگیهای قرون جدید

1.شکل‌گیری و رشد مناسبات سرمایه‌داری
عصر جدید تعریف دیگرش از نظر تقسیم‌بندی در شکل اقتصادی – اجتماعی مترادف است با رشد مناسبات بورژوایی یا شروع مناسبات سرمایه‌داری. این تقسیم بندی خود معیاری است برای متحول کردن تاریخ اروپا، چرا که در این دوره تغییرات اساسی و بنیادی در نظام اقتصادی – اجتماعی بشر صورت می‌پذیرد.
نگاهی به تمدن‌های گذشته، بیانگر این واقعیت است که این تمدنها از هزاره‌های چهارم و سوم قبل از میلاد به این طرف دارای ساخت اقتصاد کشاورزی اسکان یافته‌ای بوده‌اند. پیدایی دولت در قدیم و تمدنهای با سابقه شرق دال بر این مدعاست که دولت هنگامی پدید آمد که اشکال اولیه نظام اقتصادی با تکیه بر اقتصاد کشاورزی صورت گرفت. زیرا در نخستین فعالیتهای بشری برای اموری مانند زهکشی، آبیاری، سد زدن به نوعی تشریک مساعی جمعی نیاز بود و به این ترتیب، این مرحله آغاز پیدایش دولت است.(14)
بدین شکل می‌توان تقسیم‌بندی مراحل پنجگانه تاریخی را مورد بررسی، بازنگری یا نوعی انتقاد قرار داد و آن را صرفاً به دو مرحله تقلیل داد، چرا که با بررسی ساختار اقتصادی، این نکته روشن می‌شود که ساخت اقتصادی حاکم، از قدیمترین ایام یعنی از همان هزاره‌های چهارم و سوم قبل از میلاد تا قرن پانزدهم و شانزدهم میلادی، دقیقاً متکی بر اقتصاد کشاورزی بوده و این ساخت مبین این معناست که عامل اصلی تولید ثروت زمین است و نوع مناسبات اقتصادی نیز، اقتصاد کشاورزی. هر چند در حاشیه مسائل کشاورزی، صنعت نیز تا حدودی پاسخگوی این نظام اقتصادی است، ولی هنر پیشه‌وران یا استادکاران نسبت به اقتصاد کشاورزی که اقتصاد غالب است جنبه‌ی فردی دارد. در تقسیم‌بندی مراحل پنجگانه تاریخی دوره‌های برده‌داری و فئودالیته را به دو دوره متمایز کرده‌اند، در حالی که تفاوت جوهری بین این دو دوره نمی‌توان یافت. تفاوت‌های این دو صرفاً جنبه‌ی حقوقی و به اصطلاح ظاهری دارد، در حالی که نفس فعالیتهای هر دو دوره یکی است. ما در دوره‌ی فئودالیته به گروهی از کشاورزان برمی‌خوریم که اصطلاحاً به آن‌ها «سرو»(15) می‌گویند که با بردگان هیچگونه تفاوتی ندارند چرا که نقش فعالیت‌های هر دو دسته یکی است. یعنی هم برده در اقتصاد کشاورزی بر روی زمین کار می‌کند و به تولید محصولات کشاورزی می‌پردازد و هم سرو. ولی از نظر حقوقی بین آن‌ها تفاوت است و آن این که برده هیچ حقی از محصول تولید شده ندارد و دسترنج او به ارباب تعلق دارد. در حالی که سرو از آزادی بیشتری برخوردار بوده و وضع او از لحاظ مالی بهتر از برده است. پس هم در دوران قدیم و هم در قرون وسطی اقتصاد غالب همان اقتصاد کشاورزی است و تفاوتی از لحاظ ماهیت ساخت اقتصادی میان آن دو نیست؛ به همین دلیل کل تاریخ تمدن بشری را از لحاظ ساختار اقتصادی می‌توان به دو دوره تقسیم کرد. یکی دوره‌ی اقتصاد کشاورزی است و از همان هزاره‌های چهارم و سوم قبل از میلاد تا قرون پانزدهم و شانزدهم میلادی به عنوان اقتصاد غالب بوده و دیگری اقتصاد سرمایه‌داری که از قرون پانزدهم و شانزدهم میلادی به این طرف با تکیه بر انقلابات تجاری – فنی و نهایتاً انقلاب صنعتی به شکل اقتصاد غالب درآمده است.
بدین ترتیب یکی از ویژگی‌های اساسی عصر جدید همین ظهور اقتصاد تجاری، بازرگانی و رشد مناسبات سرمایه‌داری است. در این دوره اساس اقتصاد بشری دگرگون می‌شود و اقتصادی بر پایه‌ی قدرت مالی، اموال منقول، طلا، سکه و مسکوکات شکل می‌گیرد که ریشه‌ی آن را باید در زندگی شهرنشینی جستجو کرد. این تحول نقطه عطفی در عصر جدید است. چرا که تمام تحولات دیگر تحت‌الشعاع آن قرار خواهد گرفت. زمانی که مناسبات اقتصادی تغییر کند و نظام سرمایه‌داری جانشین نظام فئودالی گردد به تبع آن تغییرات دیگری صورت خواهد گرفت.

2.پیدایش مفهوم انقلاب
یکی دیگر از ویژگیهای عصر جدید پیدایش مفهوم انقلاب است. در این عصر با چندین انقلاب از جمله انقلاب هلند، انگلیس و امریکا مواجهیم که در نهایت به انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 م. ختم می‌شود. در عصر جدید به سبب بر هم خوردن موازنه‌ی طبقاتی و مراتب اجتماعی مفهوم انقلاب شکل می‌گیرد که درک تمامی انقلابات در گرو همین مفهوم نهفته است، یعنی تا زمانی که اقتصاد، اقتصاد کشاورزی بود و اربابان و فئودالها و ملاکان بر روستاییان غلبه داشتند طبقه زیرین قادر به تغییر این مناسبات نبود. ولی در عصر جدید به علت دگرگون شدن نظام اقتصادی و پدیدار شدن طبقه متوسط شهری، که اساس اقتصادش نه کشاورزی بلکه تجارت و بازرگانی است، شاهد بر هم خوردن نظام اجتماعی، فکری و فرهنگی هستیم و این مساله عامل مهمی در تحولات اجتماعی است. در این عصر با پدید آمدن طبقه متوسط اجتماعی و ورود آن‌ها به صحنه‌ی سیاسی به دلایل چندی شاهد دگرگونی ساختار سیاسی قدرت نیز هستیم. این گروه دیگر پایگاهشان متکی بر مناسبات ارضی نبود بلکه به تجارت و بازرگانی و مناسبات پولی کشیده شده و اقتصاد آنان متکی بر ثروت و ناشی از درآمد تجاری بود. اینان به مسکوکات مجهز بودند و پایگاه قدرتشان را اموال منقول تشکیل می‌داد. حال آن که پادشاهان پایگاهشان مناسبات ارضی و پشتوانه قدرتشان سلسله مراتب فئودالی بود. تفاوت دیگر در این است که آن‌ها در شهرها زندگی می‌کردند و نظام شهری تمرکز جمعیتی را می‌طلبد و همین تمرکز و تحرک جمعیتی خود عامل مهمی در تحولات سیاسی به شمار می‌رود. در حالی که در نظام فئودال با توجه به ساخت اقتصادی آن، هیچ‌گاه جمعیتهای روستایی نمی‌توانستند از محدوده‌ی معینی فراتر روند. به همین دلیل ما در اقتصاد برده‌داری یا فئودالیته به مقوله‌ای به نام انقلاب بر نمی‌خوریم. یعنی هیچ‌گاه شورشهای بردگان نتوانست مناسبات برده‌داری را بر هم بریزد و اگر بردگان دست به شورش زدند، موقتی و در حوضه مشخصی بود. ما در دوران فئودالیته بارها شاهد شورشهایی هستیم، همچون شورش «وات تایلور» در انگلیس یا «ژاکری» در فرانسه که در این شورشها نیز هیچ‌گاه روستاییان نتوانستند ساخت سیاسی جدیدی عرضه کنند و سلطه اربابان را براندازند. در تمام دوران برده‌داری و فئودالیته، تحولی که به مفهوم انقلاب باشد وجود ندارد. انقلاب صرفاً پدیده‌ای است که به عصر جدید تعلق دارد و عصر تحولات عمیق‌تری در ساختار سیاسی قدرت است.
از آنجا که در این عصر، قدرت مطلقه سلطنت و دولت خود مانع اساسی بر سر راه طبقه تجار و بازرگانان است، این طبقه متوسط شهری مجبور می‌شود برای رسیدن به اهرمهای قدرت دست به تحرک بزند؛ یعنی دگرگونی‌های ساختاری در ابعاد اقتصادی – اجتماعی منجر به دگرگونی‌هایی در ساختار حکومت به لحاظ سیاسی می‌شود. در اینجاست که نفس حکومت مردم و حقوق آن‌ها در برابر حاکمیت فرمانروایان قرار می‌گیرد و نمونه‌ی بارز آن انقلاب کبیر فرانسه است.

3.غرش توپخانه و پیدایی امپراتوریهای استعماری
یکی دیگر از مراحل عصر جدید با غرش توپخانه آغاز می‌شود و همین نشان می‌دهد که تحولات فنی در عرصه نظامی راه فروپاشی فئودالیته را هموار خواهد کرد. با ورود به عصر جدید فناوری جنگها و شیوه‌های آن تغییر می‌کند.(16) همین سلاح‌ها و اسلحه آتشین کم کم چهره عصر جدید را آشکار ساخت. چرا که فئودالها قبلاً در مکانهای فئودالی و در قلعه‌ها و استحکاماتشان محصور می‌ماندند و می‌توانستند مدتها مقاومت کنند؛ چون امکان تخریب این دژها و حصارها بدون اسلحه آتشین میسر نبود. غرش توپخانه در آغاز عصر جدید نشان می‌دهد قسطنطنیه مستحکمترین دژ قرون وسطایی که سالها باقی مانده بود، به دست سلطان محمد فاتح تخریب شد. وقتی قسطنطنیه فرو ریخت، معنی آن این بود که دیگر هیچ حصار و بارویی در مقابل این سلاح، شکست‌ناپذیر نیست. بنابراین یکی از علل فروپاشی فئودالیسم و فئودالها همین اسلحه آتشین بود که به کمک آن می‌شد تمامی حصارها و برجها را در هم کوبید و در این زمان دیگر هیچ فئودالی در حصار و دژ خود احساس امنیت نمی‌کرد.
مرحله‌ی دیگر، تشکیل امپراتوری‌های استعماری است که به اسلحه‌های آتشین مجهزند. امپراتوریهای پیشین که بر مناسبات ارضی استوار بودند انبساطشان در خشکی قرار داشت، در حالی که امپراتوریهای جدید استعماری در آب‌ها مستقر بوده و با از بین بردن موانع و حصارها، از طریق یک شبکه ارتباطی منظم در دریا پدید آمده بودند؛ مانند امپراتوریهای استعماری پرتغال، اسپانیا، انگلیس، فرانسه و هلند.
پیدایی این امپراتوریها و به تبع آن ورود به عصر استعماری از بسیاری جهات اهمیت دارد. تحرک و پویایی عمده اروپاییان و اشتیاق آنان برای تصرف شرق یا بازارهای آن موجب دگرگونی قدرت بین شرق و غرب شد. نقطه عطف این تحول در سقوط قسطنطنیه نهفته است. چرا که یکی از علل اساسی سقوط قسطنطنیه در بعد اقتصادی است و این مساله در کشف قاره‌های جدید، دست کم قاره امریکا بی‌تاثیر نبود. با سقوط قسطنطنیه که مرکز ثقل اقتصاد بین‌المللی در دریای مدیترانه و حد فاصل روابط سیاسی، تجاری و بازرگانی بین شرق و غرب محسوب می‌شد و با حضور ترکان عثمانی در این منطقه و شمال افریقا، تجارت دریای مدیترانه تحت‌الشعاع حضور ترکان عثمانی قرار گرفت. به همین دلیل غربیان بر آن شدند تا برای رسیدن به شرق راهی غیر از راههای تجاری گذشته مثل جاده ابریشم و راه ادویه بیابند و همین حرکت، کریستف کلمب را به قاره امریکا رسانید و به دنبال او ماژلان از جنوب امریکای جنوبی وارد اقیانوس اطلس شد. بدین ترتیب با دستیابی اروپاییان به بازارهای شرق و غرب نقطه‌ی عطفی در رشد اقتصادی غرب صورت گرفت و همین مساله زمینه انقلاب تجاری را فراهم کرد. بدین معنا که حجم عظیمی از ذخایر و منابع طلا و نقره‌ای که از امریکا وارد اروپا شد موجب انباشت سرمایه در اروپا گردید و وفور فلزات گرانبها که به طور عمده از امریکا وارد بازار اروپا می‌شد، بازارهای این قاره را تقویت کرد. وجود مراکز فراوان برای فروش کالا خود نیازمند از میان برداشتن نظامهای سنتی تولید صنفی و اتحادیه‌ای بود تا کالا برای توسعه و عرضه به میزان وسیعتری تولید شود. این مساله در رشد مناسبات تجاری و بازرگانی اثر گذاشت و در نهایت به انقلاب تجاری ختم شد. در اینجا دو نکته در کنار هم دیده می‌شود، یکی انقلاب فنی و دیگری انقلاب تجاری که در عصر جدید تعیین کننده‌اند.

4.رشد دولتهای مستقل ملی
با ورود به عصر جدید کلیسا و حکومت مسیح که جامعیت یکپارچه‌ای را به وجود آورده بودند کلیت و یکپارچگی‌شان از هم پاشید، چرا که بین مراسم ملی و مذهبی تعارضی اساسی پدید آمد و آن «ما»های کلیسا و مسیح به «من» انگلیسی و فرانسوی تبدیل شد. بدین ترتیب از بطن فروپاشی مسیحیت و امت مسیح ملتهای تازه‌ای متولد شدند؛ مانند ملتهای انگلیس، فرانسه و پرتغال. این دولتهای مستقل ملی در واقع نماینده تمرکز قدرت ملی و سیاسی بودند و قدرت فزاینده‌ای داشتند. پادشاهان به کمک اسلحه آتشین به ایجاد ارتشهای جدیدی پرداختند و این ارتشها که به سلاحهای آتشین مجهز بودند، به جنگ ارتشهای فئودالی رفته و آن‌ها را از بین بردند. نکته قابل توجه این است که پادشاهان از ارتشهای مستقل ملی برای از بین بردن نظام فئودالی استفاده کردند. با در هم ریختن حصارها، دژها و ارتشهای فئودالیته وحدت بازار داخلی اروپا شکل گرفت و پادشاهان برای ایجاد ارتباط با مردم، ساخت فئودالی گذشته را کنار گذاشتند و به ساخت دموکراسی جدیدی روی آوردند و با کمک کارگزاران دولتی، بوروکراسی جدیدی پدید آمد.
یکی از منابع درآمد در عصر جدید، حمایت از تجارت و بازرگانی بود. بیشتر پادشاهان با این که دارای ملاک فراوان و درآمد حاصل از اراضی بودند، برای ورود به مناسبات پولی به حمایت از تجار و بازرگانان نیاز داشتند. در ضمن از آنجا که این تجار و بازرگانان دارای مسکوکات بودند، دولت برای سهیم شدن در درآمدهای آنان و گرفتن مالیات از این طبقه باید دست کم به تامین امنیت و تضمین سرمایه اقدام می‌کرد. از این رو، دولتهای مستقل ملی به سوی تجار و بازرگانان روی آوردند و برای از بین بردن سدهای گمرکی در داخل و ایجاد شرایط مناسب برای رشد تجارت و بازرگانی، از طبقه نوخاسته حمایت کردند تا بتوانند از آنان مالیات بگیرند. از سوی دیگر برای اداره‌ی شهرها و سرزمین‌های خود از این طبقه خواستند که در امور مختلف شرکت کنند و از امکانات مالی و مادی خود به دولت کمک رسانند.
در عصر جدید ایجاد نوعی ارتباط بین سلطنت و طبقه متوسط جدید شهری، بسیار مهم است. بیشتر تجار و بازرگانان برای رهایی از فشار سلطه‌ی فئودالها به سلطنت و دولت متمرکز متوسل شدند و راه را برای قدرت‌یابی پادشاهان هموار کردند. پس در رشد دولتهای مستقل ملی دو علت اساسی دخالت داشت؛ یکی این که در این دوره کلیسای ملی از کلیسای کاتولیک رومی جدا شد و کلیساهای ملی دیگر اجازه ندادند که از درآمدهایشان کلیسای کاتولیک رومی استفاده کند. همچنین اداره این کلیساها نیز در دست پادشاهانی قرار گرفت که حافظ منافع ملی بودند نه منافع کلیسای کاتولیک جهانی و دولتهای مستقل ملی با در اختیار گرفتن مذهب و تکیه بر آن، نظام اجتماعی خود را تحت کنترل درآوردند و از تبعیت کلیسای کاتولیک رومی سرباز زدند. با فروپاشی امت مسیح و ایجاد ملت، ناسیونالیسم نیز در سایه‌ی رشد دولتهای مستقل ملی و در چهارچوب منافع ملی شکل گرفت.(17)
علت دیگر، دگرگونی ساختار دولت و تحول در نظام حکومتی بود. از آنجا که مناسبات بورژوایی به وحدت بازار داخلی نیاز داشت و وجود فئودالها مانع از آن بود، دولتهای جدید برای این که بتوانند از قدرت مالی و ثروت بازرگانان بهره‌مند شوند با کنار زدن فئودالها به تامین وحدت بازار داخلی پرداختند تا از این طریق به خواست بورژوایی مبنی بر حذف موانع وحدت بازار داخلی و سدهای گمرکی پاسخ مثبت دهند. این مساله خود نظام بوروکراسی جدیدی را می‌طلبد و با ارتش جدیدی نیاز داشت تا بتواند به نیروهایش دستمزد دهد و آن‌ها را به سلاحهای آتشین مجهز کند. در این مرحله بین نظام سلطنتی یعنی قدرت مطلقه و طبقه بورژوایی پیوندی صورت گرفت و موجب تغییر ساختارهای دولت شد و دولتهای قدرتمندتری پدید آمدند که منافع ملی را نمایندگی می‌کردند.

 

 


5.عصر دورانهای آرمانی و پیدایی مدائن فاضله (اوتوپیا)(18)
یکی دیگر از ویژگیهای بارز عصر جدید این است که انسان این عصر با انسان قرون وسطی متفاوت است؛ زیرا انسان عصر جدید جهان‌بینی جدید را مدیون تفکر رنسانس است که جوهر اصلی آن اومانیسم بود، دیگر دوران تعبد و زندانی بودن عقل در زندان کلیسا پایان یافته بود. در دوران گذشته انسان مسیحی عموماً فقط کاندیدای ورود به بهشت بود، در حالی که در عصر جدید این تفکر پیش آمد که انسان موجودی است که باید از امکانات مادی بهره‌مند شود بدون این که بهشت را کنار گذارد و این تفکر پیش می‌آید که انسان در هر زمان مستعد پیشرفت است و او می‌تواند زندگی بهشت گونه‌ای داشته باشد.
پیدایی مدینه‌های فاضله (اوتوپیا) تلاشی است برای بهبود خوشبختی انسان در روی زمین و این گونه اوتوپیاها در آثار کسانی چون توماس مور پدیدار شدند و همه بر آن بودند تا نابرابریها و نارساییهای اجتماعی را مرتفع کنند و جامعه انسانی را به سوی نوعی عدالت و رفاه سوق دهند. کسانی که این دوره را عصر جدید می‌خوانند هدفشان این است که از الهیات قرون وسطایی فاصله بگیرند. جوهره رنسانس و اومانیسم نیز در همین معناست، یعنی انسان برای حقارت زندگی نمی‌کند، بلکه وجودی است که خداوند همه استعدادها را در او به ودیعه نهاده است و او می‌تواند از این استعدادها بهره‌مند شود. او می‌تواند جهان مادی را به بهشت تبدیل کند، بدون این که بهشت اخروی را زیر سوال ببرد. این خصوصیات از نظر اقتصادی نیز با روح مناسبات عصر جدید سازگار است، یعنی انسان به جای عزلت و گوشه‌نشینی به سوی ترقی و پیشرفت می‌رود. علت انحطاط کلیسای کاتولیک نیز در عدم توانایی این کلیسا در پاسخگویی به مسائل روز نهفته بود. چرا که از نظر کلیسای کاتولیک تغییر در پایگاه اجتماعی افراد توجیه‌پذیر نبود.






تاریخ : جمعه 93/8/23 | 7:6 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

بصورت کامل

رمز فایل : www.takbook.com

ADS





تاریخ : دوشنبه 93/7/28 | 7:59 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

 


Download

Play

مولا امیر المومنین

Download

Play

ثنای علی

Download

Play

پادشه خوبان

Download

Play

سلطان سخا

Download

Play

تو حیدر من

Download

Play

علی علی یا علی

Download

Play

مولا جانم

Download

Play

امیر دلها یا مولا

Download

Play

تواشیح 1

Download

Play

دست تولی

Download

Play

تواشیح 2

Download

Play

حیدر یا مولا

Download

Play

تواشیح 3

Download

Play

مددی یا مولا

Download

Play

قوالی 1

Download

Play

مظلوم علی

Download

Play

قوالی3

Download

Play

قوالی 2

Download

Play

قوالی 5

Download

Play

قوالی 4

 






تاریخ : دوشنبه 93/7/21 | 2:10 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

خواص پسته و مضرات پسته

پرتال آکاایران

سایت تندرستی آکا بخش

مقالات سلامت

قسمت خواص حبوبات ، خواص تنقلات حبوبات و تنقلات در سلامت- خواص پسته و مضرات پسته

[categoriy],خواص پسته  ,نکات علمی درباره پسته ,خواص دارویی پسته


خواص حبوبات ، خواص تنقلات حبوبات و تنقلات در سلامت - خواص پسته و مضرات پسته

  

خواص پسته

 

صد گرم مغز پسته مواد زیر موجود است :

مواد نشاسته ای     15 گرم

 آب    5/2 گرم 
 پروتئین    20 گرم 
 مواد چرب    54 گرم 
 کلسیم    130 میلی گرم 
 فسفر    500 میلی گرم 
 آهن    7/5 میلی گرم 
 پتاسیم    950 میلی گرم 
 ویتامین آ    230 واحد 
 ویتامین ب 1    0/7 میلی گرم 
 ویتامین ب 3    1/5 میلی گرم 

پسته درخت دوپایه ای است که ارتفاع آن به حدود پنج متر می رسد و بحالت خودرو در ایران و افغانستان می روید

برگهای درخت پسته متناوب و مرکب از 2 یا 3 برگچه نوک تیز با یک برگچه انتهایی است وبرنگ سبز روشن می

باشد . گلهای آن خوشه ای است گل نر آن فاقد گلبرگ است ترکیبات شیمیاییپسته دارای مواد غذایی فراوانی است و

بنابراین برای تقویت بیماران و اشخاص ضعیف مناسب است در صد گرم مغز پسته مواد زیر موجود است آب

5/2 گرم پروتئین 20 گرم مواد چرب 54 گرم مواد نشاسته ای 15 گرم کلسیم 130 میلی گرم فسفر 500

میلی گرم آهن 7/5 میلی گرم پتاسیم 950 میلی گرم ویتامین آ 230 واحد ویتامین ب 1 0/7 میلی گرم ویتامین

ب 3 1/5 میلی گرم خواص داروئی خواص مغز پسته مغز پسته از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است مغز

پسته بعلت داشتن آهن خون ساز است و آنهائیکه مبتلا به کم خونی هستند باید حتما

روزانه

مقدایر پسته بخورند

خوردن پسته نیروی جنسی را تقویت می کند مغز و ذهن را تقویت می کند برای آرامش قلب و آرام کردن اعصاب

مفید است برای باز کردن مجاری

کبد

مصرف پسته توصیه می شود پسته معده را تقویت می کند برای تسکین سرفه

مفید است اسهال معمولی و اسهال خونی را درمان می کند جوشانده پوست و برگ درخت پسته برای رفع درد و

خارش مقعد مفید است خواص پوست سبز پسته پوست سبز پسته تازه از نظر طب قدیم ایران سرد وخشک است و

دارای خواص زیر می باشد برای رنگرزی بکار می رود. بهترین دارو رای رفع بوی ید دهان است جویدن آن باعث

التیام زخم های داخل دهان می شود برای استحکام لثه آنرا روی لثه بمالید و یا بجوید دم کرده پوست سبز پسته حالت

دل بهم خوردگی و استفراغ را از بین می برد دم کرده آن برای رفع اسهال مفید است برای رفع سکسکه پوست سبز

پسته را دم کنید و یک فنجان از آنرا بنوشید خواص پوست سفید پسته پوست سفید پسته برای بواسیر و بیرون زدن

مقعد مفید است . برای درمان این بیماری باید پوست سفید پسته را در آب بجوشانید و آنرا داخل لگنی بریزید و

شخصی را که این بیماری را درد برای چند دقیقه در آن بنشیند . باعث تسکین درد و تخفیف بیماری می شود

مضرات مغز پسته چربی زیادی درد و بنابراین برای معده مناسب نیست و کسانیکه معده ضعیف دارند باید آنرا با

زردآلو بخورند ضمنا مغز پسته گرم و خشک است خوردن زیاد آن باعث گرمی بدن و کهیر و دانه های قرمز رنگ

در پوست می شود .برای رفع گرمی و خشکی باید سرکه ،

انار

ترش و یا برگه زردآلوی ترش مصرف نمود

مضرات پستهباید توجه داشت افرادی که مبتلا به نارسایی

کبد

هستند، مبتلایان به نقرس ،

دیابت

و ناراحتی‌های کلیه باید از

خوردن پسته خودداری کنند






تاریخ : یکشنبه 93/7/20 | 7:8 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

مقدمه

از گذشته تا کنون از عسل در درمان بسیاری از بیماری ها استفاده شده است. مهمترین خاصیت عسل ، ضد میکروب بودن آن است. در حالی که عسل یک ماده کاملاً خوراکی است و بایستی محیط خوبی برای پرورش میکروب ها باشد ، ولیکن میکروب ها در معرض عسل نابود شده و اجساد آنها نیز به مرور از بین می رود. زیرا عسل حاوی آنتی بیوتیک و آنزیم دیاستاز است . در گذشته از این خاصیت عسل برای از بین بردن پینه های دست و پا سود می جستند.

عسل طبیعی از 2500 سال پیش توسط انسان ها در اقصی نقاط جهان مورد استفاده قرار گرفته است . فواید بیشماری که عسل در سلامتی انسان دارد از آن در طب سنتی به عنوان Ayurveda مورد استفاده قرار می گیرد، دانشمندان همچنین تحقیقاتی را در مورد عسل در طب جدید کرده اند خصوصاً در مورد بهبود زخمهای عمیق. عسل در آلمان Honig ، در ایتالیا Miele ، در هند Shahad در فرانسه Miel ، در اسپانیا Miel ، و در هلند Honing گفته می شود . حتی کوچکترین جایی در دنیا وجود ندارد که در آن عسل محبوب نباشد .  

honey3 فواید عسل چیست؟

حضرت محمد (ص) فرموده اند: خوردن عسل، استعمال بوی خوش، سوارکاری و نگاه کردن به سبزه نشاط آور است. به عقیده ابو علی سینا، عسل خوراکی است که جوانی را جاویدان می سازد، حافظه را نیرو می بخشد و گذشته را در خاطر زنده می کند، اندیشه را پاک می سازد، زبان را می گشاید و درد را ریشه کن می کند. بنابر نوشته ها و منابع مشخص می شود در دنیای قدیم چه از جنبه های غذایی و چه از حیثیت دارویی این ماده اعتبار و برتری چشم گیری به تمام معجون های خوراکی داشته است، حتی امروزه هم عده زیادی معتقدند، عسل طبیعی یک غذای کامل است که خواص درمانی زیادی دارد و بی تردید نه تنها از آن به عنوان ماده قندی، بلکه به عنوان معالج بسیاری از بیماری ها استفاده می نمایند.

طبق بعضی از منابع علمی عسل طبیعی در بهبود بیماری های قلبی و گوارشی و … کمک کرده و یک غذای مفید برای کودکان دو سال به بالا به حساب می آید که در رشد آن ها تأثیر به سزایی دارد، همچنین مصرف آن در کودکان و کهنسالان به علت هضم و جذب سریع حائز اهمیت است. عسل طبیعی به علت جذب سریع در داخل دستگاه گوارش، تخمیر الکلی ایجاد نمی کندو وجود اسیدهای آزاد در آن سبب جذب مواد چربی شده و کمبود آهن را جبران می کند. استفاده از آن به عنوان منبع انرژی در ورزش هایی چون : فوتبال، شنا، دو، کشتی، دوچرخه سواری بسیار معمول است. دانشمندان معتقداند که عسل طبیعی به علت داشتن قند زیاد و مواد معدنی و همچنین خاصیت باکتری کشی قوی برای پوشش محل جراحی مورد استفاده قرار گرفته است. آنها همچنین گزارش کرده اند که عسل طبیعی برای معالجه زخم های سطحی، زخم معده و برای ساختن بسیاری از داروها خصوصاً شربت سینه بکار می رود.

قندهای موجود در عسل علیرغم شیرینی زیاد به دندان ها هیچ صدمه ای وارد نمی سازد، بلکه آنها را سفید و لثه را محکم می کند. پروفسور واسکور گسترف عقیده دارد چنانچه شکر مدتی در دهان بماند، توسط باکتری تجزیه شده و موجب ایجاد اسید لاکتیک در دهان می شود که برای دندان مضر است، ولی عسل طبیعی برخلاف شکر چون دارای آنتی بیوتیک طبیعی می باشد هیچ گونه اسیدی در دهان تولید نکرده و دندان ها را ضد عفونی می نماید.

توجه: تجویز عسل جهت بیماری ها تنها باید توسط پزشک متخصص صورت گیرد.

واژه شناسی

عسل یک واژه عربی است که در فارسی آن را انگبین می‌گویند و عبارت است از شهد گل‌ها که زنبور عسل توسط خرطوم کوچک خود آن را مکیده و از راه دهان به کیسه بسیار کوچک خود موسوم به کیسه عسلی وارد می‌کند. وقتی میزان شهد جمع‌آوری شده به حدود 40 میلی‌گرم رسید، گل‌ها را رها کرده و به سمت کندو پرواز می‌کند. جالب این که برای تهیه یک کیلو عسل، زنبور باید شهد 20 میلیون گل را جمع و به کندو حمل کند. جالب‌تر این است که زنبور عسل خاصیت ثابت گلی دارد، یعنی تا وقتی که مشغول جمع آوری شهد یک گل است، روی سایر گل‌ها نمی‌نشیند.

bees  honeycomb 300x200 فواید عسل چیست؟

فواید عسل در قرآن کریم

عسل غذای لذیذی است که از زنبور عسل به دست می‌آید و قرآن نیز بدان پرداخته است:
«فِیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ» (1)

«خوردن عسل برای مردم شفاء است»

پیامبر اسلام(ص) فرمودند: «لم یستشف المریض بمثل شربة العسل»(2)

«هیچ مریضی، به مانند نوشیدن عسل شفاء پیدا نمی‌کند.»

واژه‌ی «شفاء» در قرآن، درباره‌ی خوردنی‌ها به کار نرفته است، مگر برای عسل. و نام یک سوره‌ای از قرآن، اختصاص به نحل (= زنبور عسل) داده شده است و قرآن درباره ‌ی وحی به زنبور عسل می‌فرماید:

«پروردگار تو به زنبور عسل وحی (و الهام غریزی) نمود که از کوه‌ها و درختان و داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند، خانه‌هایی برگزین و تمام ثمرات (و شیره‌ی گلها) بخور (خوردن در اینجا مجاز است منظور نوشیدن خاص است) و راه‌هایی را که پروردگارت برای تو تعیین کرده است براحتی بپیما. و از شکم‌هایشان شرابی با رنگ‌های مختلف خارج می‌شود که در آن برای مردم شفا است بیقین در این امر نشانه‌ی روشنی است برای جمعیتی که می‌اندیشیدند.»(3)

فواید فیزیولوژیکی عسل طبیعی

این تأثیرات را می توان به دو دست? الف) مدارک صرفاً تجربی، ب) شواهد و مدارک علمی و تأیید شده، تقسیم کرد.

 

فواید تغذیه ای عسل طبیعی

عسل طبیعی به جهت سهولت جذب بهتر و مقاومت در برابر کوفتگی، مخصوصاً در مورد فعالیت های فیزیکی، مقاومت قوی را ایجاد می کند؛ همچنین کارایی بیشتر فکری را سبب می گردد. بنابر این هم افراد سالم هم افراد بیمار برای درمان هر نوع ضعف مخصوصاً در موارد هضم یا جذب غذا در بدن به آن نیاز دارند. به علاوه باعث افزایش رشد نوزادان، تثبیت مقدار کلسیم استخوان، کمک به درمان کم خونی و بی اشتهایی می شود.

honeyey فواید عسل چیست؟

فواید عسل طبیعی برای دستگاه گوارش

عسل طبیعی هضم و جذب غذا را بهبود می بخشد و برای مشکلات روده ای مزمن و عفونی مثل یبوست، زخم اثتی عشر یا دوازدهه و ناراحتی های کبد، مفید است.

فواید عسل طبیعی برای سیستم تنفسی

در شرایط آب و هوایی معتدل و سخت، عسل طبیعی درمان شناخته شد? خوبی برای سرماخوردگی و ناراحتی ها و عفونتهای دهان و گلو و برونشیت می باشد. به نظر میرسد این اثر به غیر از خاصیت ضد باکتری بودن، مربوط به اثر آرام کنندگی و تسکین دهندگی فروکتوز موجود در آن باشد.

فواید عسل طبیعی در درمان پوست و زخم

عسل به علت خاصیت مرطوب کنندگی و تقویتی در ساخت کرمهاو مواد آرایشی کاربرد دارد. همچنین از آن در ساخت مواد دارویی یا قرار دادن مستقیم آن بر روی زخم، برای درمان درد ها و زخم های بالینی، زخم معده، زخم واریس و سوختگی یاد کرده اند. عسل طبیعی به مقاومت بدن در برابر عفونت و ترمیم بافت کمک می کند و موجب تسریع سرعت ترمیم زخم می گردد. اگر پس از سوختگی به موضع مالیده شود، سطح تاول را محدود ساخته و به ترمیم پوست سرعت می بخشد. در نوشته ها، شواهد تاریخی بسیاری از درمان انسان با عسل و یا کاربرد دامپزشکی (درد و زخم های باز و زخمهای پستان گاو) آن گزارش شده است. استفاده از نوعی کرم که روزی سه بار از آن استفاده می شود و از مقادیر مساوی عسل، آرد گندم سیاه و روغن زیتون تشکیل شده باشد، در درمان دردها و زخم های باز مثل زخم قانقاریا در اسبها بسیار موفق بوده است.

1326497813 honeyspoons 300x213 فواید عسل چیست؟

فواید عسل طبیعی برای ناراحتی های چشم

براساس نظریات سنتی از اروپا، آسیا و آمریکای مرکزی عسل طبیعی، آب مروارید چشم را مداوا می کند یا کاهش می دهد و در صورتی که مستقیماً در چشم ریخته شود، آماس ملتحمه و ناراحتی های مختلف قرنیه چشم را درمان می کند. این گفته بیشتر در مورد عسل های ملیپونید و ترگونید از آمریکای مرکزی و جنوبی و هند صدق می کند.

بیماری قند (دیابت)

بر خلاف تصور بعضی ها که عسل را برای بیماری دیابت بی ضرر می دانند، مصرف بدون تجویز پزشک برای آنان مضر می باشد. عسل را تنها می توان با دستور پزشک متخصص جایگزین مقدار قندی نمود که برای بیمار مجاز می باشد و مصرف آن به عنوان قند اضافی بر آنچه در رژیم آنها پیش بینی شده مجاز نیست. با این وجود در عسل مصرفی بیماران دیابتی هرچه قند فروکتوز بیشتر از گلوکز باشد برای آنها بهتر است، به همین دلیل عسل اقاقیا که فروکتوز بیشتری دارد برای بیماران دیابتی توصیه می گردد.

بررسی ها نشان می دهد که میزان انسولین در هنگام مصرف عسل طبیعی کمتر از مصرف سایر غذاها با کالری مشابه است و میزان قند خون مدت کوتاهی پس از خوردن آن در مقایسه با دیگر غذاهای هم کالری کمی بالاتر بوده است. در بررسی سلامتی افراد مشخص شده است که مصرف محصولات عسلی، قند خون را کمی نسبت به مصرف مقدار مشابه ساکارز بالا می برد.

Imported 080806083218 فواید عسل چیست؟

درمان دارویی به روش هندو

در نظامهای درمانی سنتی همچون درمان بومی به روش هندو، اساساً از عسل به عنوان غذای نیروبخش برای نوزادان تازه متولد شده، جوانان، افراد مسن و برای دوران نقاهت بیماری و کشاورزان سخت کوش استفاده می شود.

سایر فواید عسل طبیعی

گفته میشود عسل طبیعی فعالیت کلیه را متعادل ساخته، در کاهش تب و جلوگیری از بی خوابی مؤثر است. همینطور در بهبود سلامتی افرادی که با الکل دچار مسمومیت شده اند و حفاظت کبد کمک می نماید؛ البته این تأثیرات به شهد (مایع غلیظ شده قندی ) فروکتوز نیز نسبت داده می شود. قلب، جریان خون، ناراحتی های کبد و به طور کلی بیمارانی که دوره نقاهت خود را می گذارنند، پس از تزریق محلولهایی با 20 تا 40 درصد عسل در آب بهبود حاصل می کنند.

شواهد علمی و تأئید شده

آن طور که از شواهد علمی بر می آید بهتر است که عسل را به عنوان یک غذا در نظر بگیریم تا یک دارو. تمام خواصی که توضیح داده شد حداقل برای استفاده داخلی بدن، به نوعی به اثرات تغذیه ای نسبت داده می شود. بعضی از خواص درمانی در عسل طبیعی به تأیید علمی رسیده است. البته این خواص درمانی فقط مربوط به عسل نیست بلکه این خواص در ساختمان اکثریت قندهای موجود در آن است، لذا می توان آن را در دیگر مواد شیرین قند دار نیز یافت. وقتی قند برای اولین بار در اروپا وارد بازار شد به عنوان دارو برای بیماریهای متعدد تجویز گردید و با احتیاط بکار گرفته شد.

honey  260x300 فواید عسل چیست؟

عسل طبیعی منبع انرژی

عسل طبیعی به عنوان یک ماده غذایی اساساً از قندهای ساده فروکتوز و گلوکز تشکیل شده و کالری لازم بدن را به سرعت تأمین و در نهایت انرژی مورد نیاز برای افراد سالم و بیمار را فراهم می کند، که در حقیقت راهی سریع برای دستیابی به انرژی بدون نیاز به صرف زمان طولانی یا فعالیت هضم پیچیده است.

عسل طبیعی منبع مواد مغذی

اغلب مصرف عسل طبیعی به خاطر مواد مغذی مثل ویتامین ها و مواد معدنی توصیه می شود، اما به دلیل کم بودن این مواد نمی توانند مکمل قابل توجهی در یک رژیم غذایی باشند. مواد مغذی در عسل فرآوری نشده می توانند کیفیت بالایی داشته باشند.

کاهش وزن :
با وجود اینکه عسل از شکر کالری بیشتری دارد، زمانی که عسل با آب گرم خورده شود می تواند چربی های جمع شده در بدن را از بین ببرد . همچنین خوردن عسل، آبلیمو و دارچین به کاهش وزن کمک می کند .

تقویت حرکات ورزشی :
تحقیقات اخیر نشان می دهد که عسل دارای ارگانیزم بسیار خوبی است که می تواند به افزایش قدرت بدنی فرد ورزشکار کمک نماید . عسل قند خون را ثابت نگه می دارد، رمق تازه به عضلات می بخشد و بعد از تمرین باعث ترمیم گلیکوژن می شود .

سایر موارد استفاده

استفاده خاص عسل تحت شرایط کنترل شده و آزمایشگاهی، سبب بهبود سریع زخم حیوانات، بهبود زخمهای ناشی از سوختگی در موش ها و انواع مختلف زخم در انسان بعد از عمل شده است. تحریک بافت توسط عسل، زخم و مدت زمان بهبودی را کاهش می دهد همچنین به زخم یا پوست نو و ظریف نمی چسبد و در بسیاری از بیمارستان های مناطق حاره، جایی که آنتی بیوتیکها و سایر داروها کم یاب می باشند، از آن به عنوان داروی موفقیت آمیزی استفاده می شود.
از گذشته تا کنون از عسل در درمان بسیاری از بیماری ها استفاده شده است. مهمترین خاصیت عسل ، ضد میکروب بودن آن است. در حالی که عسل یک ماده کاملاً خوراکی است و بایستی محیط خوبی برای پرورش میکروب ها باشد ، ولیکن میکروب ها در معرض عسل نابود شده و اجساد آنها نیز به مرور از بین می رود. زیرا عسل حاوی آنتی بیوتیک و آنزیم دیاستاز است . در گذشته از این خاصیت عسل برای از بین بردن پینه های دست و پا سود می جستند.
از عسل در فرآورده های ضد سرفه بطور مستقیم و غیرمستقیم استفاده می شود . مزه مزه و غرغره شربت عسل برای برطرف کردن زخم های دهان و ورم گلو بسیار سودمند است. عسل ضد آسم است.

• عسل با اینکه بسیار شیرین است، برای دندان ها و لثه مضر نیست، بلکه لثه ها را سالم می سازد و دندان ها را سفید می کند.
• دستگاه گوارش را پاک می سازد و ضد اسهال است. در تحقیقات ثابت شده اثر بسیار مفیدی برعفونت های معده با هلیکو باکتر پیلوری دارد. از این رو ضد زخم معده و دستگاه گوارش است.
• عسل در درمان آب مروارید ( کاتاراکت ) مفید است.
• عسل بادشکن است و برای معالجه قولنج روده تجویز می شود و در مسمومیت های غذایی، دستگاه گوارش را پاک می سازد.
• دوست کبد و پادزهر است، پس در بیماری های کبدی مصرف آن مفید است .سکنجبینی که با عسل تهیه می شود، صفرابری اعلاست.
• سنگ های کلیه و مثانه را از بین می برد. برای این منظور عسل را با کندر باید مصرف کرد.

• عسل خواب آور است و به مبتلایان به بیماری کم خوابی توصیه می شود که قبل از خواب چند قاشق مرباخوری عسل میل کنند.
• برای رفع کم اشتهایی مفید است و کلاً جریان خون را در بدن بهبود می بخشد. از این رو به رشد عضلات کمک می کند، پس برای بچه های کم اشتها و افراد ورزشکار بسیار مفید است.
• عسل گرفتگی مویرگ ها را باز می کند و برای عروق بسیار مفید است. پس سالمندان اگر هر روز شربت عسل و لیموی تازه بنوشند، عمر طولانی تری خواهند داشت.
• حتی موم عسل نیز خواص زیادی دارد و ماسک آن برای صورت، چین و چروک و فرورفتگی های پوست را می پوشاند و پوست را لطیف می کند.

عسل طبیعی قوی ترین ضد باکتریایی

عسل طبیعی ساده ترین و پر مطالعه ترین فعالیت و اثر ضد باکتریایی را دارد. فعالیت ضد باکتری آن معمولاً به تراکم بالای قند و خاصیت اسیدی آن نسبت داده می شود. این ویژگی تا حدودی می تواند پاسخی برای اثر استرلیزه عسل روی زخم ها و برخی از عفونتهای ناشی از سرماخوردگی باشد، اما اثر مفید آن را روی زخم های ناشی از سوختگی و بهبود سریع تر زخم با خراشهای بافتی، توجیه نمی کند. پژوهشی نشان داده است که پوست پیوندی در صورت قرار داده شدن برای 12 هفته در عسل به میزان صددرصد پاسخ مثبت می دهد. از سوی دیگر به نظر می رسد عسل علاوه بر گلوکز اکسیداز دارای مواد ناشناخته دیگری است که تأثیرات ضد باکتری را موجب می شوند، از آن میان می توان پلی فنلها را نام برد. فعالیت ضد باکتری انواع مختلف عسل تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارند و آزمایشها نشانگر آن است که اگر عسل حرارت بیند و یا به مدت طولانی در معرض آفتاب قرار گیرد، فعالیتهای ضد باکتری آن کاهش می یابد.

فواید عسل مومدار:
موم طبیعی حاوی مقادیر بسیار زیادی از مواد آنتی اکسیدان است و این محصول ، از غنی ترین منابع مواد آنتی اکسیدان در طبیعت است.

آنتی اکسیدان ها موادی هستند که با خنثی کردند مواد زیانبار در بدن ، در جلوگیری از بروز بیماری ها و انواع سرطان اهمیت بسزایی دارند.
بر اساس بررسی های جدید ، موم طبیعی حاوی مقادیر بسیار زیادی از مواد آنتی اکسیدان است و این محصول ، از غنی ترین منابع مواد آنتی اکسیدان در طبیعت است.
شواهد نشان می دهد میزان مواد آنتی اکسیدان موجود در عسل ، از میزان این مواد در موم کمتر است و با گرفتن موم از عسل ، آثار سودمند آن کاسته می شود

عسل همراه با موم که از نظر گرده گل . بره موم و موم غنی است در مورد سینوزیت . زکام اسپاسمی. ناراحتی های تنفسی . ورم معده و ورم لثه موثر است .در رابطه با برفک دهان آن را باید جوید.

لازم به ذکر است که موم ماده ای است که دستگاه گوارش انسان و سایر جاندران قادر به تجزیه مولکولهای آن نیستند” یعنی پس از تغذیه جذب نمی شود و به همان صورت که تغذیه شده است از بدن دفع می گردد ” اما می تواند به سرعتبه وسیله پوست جذب شود به همین دلیل امروزه آن در ساخت وسایل بهداشتی آرایشی نظیر کرم ها ، پما دها ، ماسک های زیبایی صورت و غیره از اهمیت بسزایی بر خوردار است.

جان ویس پزوهشگر آمریکایی جویدن فرآورده ای از موم و عسل را برای پاک کردن راه های بینی و حلق توصیه می کند و در مورد سینوزیت ، تنگی نفس و زکام آن را دارویی بی نظیر می شناسد. برای این کار بیماران باید هر نصف قاشق مربا خوری عسل با موم مصرف نموده و موم آن را یک ربع بجوند.

جویدن موم عسل زنگ دندانها را می زداید و لثه ها را محکم می کند . جویدن نقل های تهیه شده با عسل و موم باعث ازدیاد ترشح بزاق جهت فعالیت ترشحی و حر کتی معده و سوخت و ساز بدن شده و اثر قابل توجهی روی گردش خون و ظرفیت کار ماهیچه ها دارد. این نقل ها به افراد سیگاری که تمایل به ترک آن دارند می تواند کمک بسیار مهمی نماید.

ویژگی منحصر به فرد

1) به راحتی هضم می شود:

مولکول های قند موجود در آن می توانند به راحتی به سایر قندها تبدیل شوند، به همین جهت حتی حساس ترین معده ها نیز می تواند آن را به سادگی هضم کند.

2) منبع بسیار خوبی از آنتی اکسیدان است:

نقش بزرگی در جلوگیری از سرطان و همچنین بیماریهای قلبی دارد.

3) سطح کالری آن پایین است:

در مقایسه با سایر مواد قندی 40% کمتر کالری دارد، هرچند انرژی آن بسیار بالاست، اما به وزن بدن شخص اضافه نمی کند.

4) به سرعت در خون پخش می شود:

وقتی با میزان مناسبی آب مخلوط شود. پس از 7 دقیقه در جریان خون پخش می شود و با آزادسازی ملکول قند به عملکرد بهتر مغزکه اصلی ترین مصرف کننده قند در بدن است، کمک می کند و مانع بروز خستگی می شود.

5) در سلامت و ساخت عوامل خونی مؤثر است:

به علاوه باعث تمیز شدن خون می شود

و جریان خون را تنظیم و آسان می کند و مانع بروز مشکلات عروقی و تصلب شرایین می شود.

168735 فواید عسل چیست؟

چند ویژگی جالب دیگر
1) عسل هرگز فاسد نمی شود، جهت نگهداری احتیاج به یخچال ندارد و می توان در دمای اتاق آن را نگهداری کرد.

2) به خاطر میزان بالای فروکتوز 25% شیرین تر از قند است.

3) در درمان آلرژی های فصلی برای ساکنین مناطقی که عسل از گلهای همان منطقه به دست آمده است، بسیار مفید است.

4) تنها غذایی است که استفاده از آن باعث نابودی چرخه طبیعت نمی شود.

ساخت چند داروی خانگی ساده و مؤثر
1) برای درمان گلودرد، می توان آن را با چای و لیموترش مخلوط کرد و نوشید.

2) برای جلوگیری از خشکی پوست دست، آرنج و پاشنه پا هم یک قاشق چایخوری عسل را با یک قاشق چایخوری روغن زیتون و یک دوم قاشق چایخوری آب لیمو ترکیب کنید و 15 دقیقه بر روی محل مورد نظر قرار دهید. نتیجه را بزودی خواهید دید.

3) حتی می توانید از آن به عنوان دهان شویه هم استفاده کنید: یک قاشق عسل را با یک فنجان آب گرم ترکیب کنید و دهان خود را با آن بشویید.  

بررسی مقالات سال های 1984 تا 2001 نشان می دهد حداقل 25 تحقیق راجع به اثرات ضد زخم عسل انجام شده که نتایج آنها مثبت بوده است. عسل به عنوان التیام دهنده زخم و نگهدارنده پوست مورد تأیید قرار گرفته است. همچنین 40 مورد دیگر نشان داده ، عسل دارای اثرات ضد خونریزی با موفقیت 88 درصد بوده که این عمل به همراه اثرات ضد میکروب نیز بوده است.
خاصیت ضد میکروبی در عسل با PH حدود 2/3 تا 5 به هیدروژن پراکسید(H2O2) مرتبط بوده که از تغییرات آنزیمی گلوکز به گلوکونیک اسید حاصل می شود. به هرحال اثرضد میکروبی عسل پس از گرم شدن یا در معرض آفتاب قرار گرفتن کاهش می یابد.
عسل های تولیدشده از جنگل و کوه های اروپایی مرکزی بیشتر از درختان کاج(PINUSSPP) و عسل های حاصل از MANUKA در نیوزلند از گیاه LEPTESPERMUM SCOPARIUM دارای خاصیت بسیار قوی ضد میکروبی است و بروی برخی میکروب ها از جمله استافیوکوک اورئوس و اپیدرمیس و استرپتوکوکوس پیوژنز و آنتروباکتریاسه اثرات خوبی دارد. عسلی که در نیوزیلند و استرالیا از گیاه مذکور حاصل می شود در جهان منحصر به فرد بوده و به آن عسل UNIQUE MANUKA FACTOR)) می گویند.
سم شناسی :
عسل ماده ای کاملاً خوراکی است ، ولی در موارد استثنایی ممکن است به اسپورعامل بوتولیسم آلوده باشد که ایجاد سم کرده و مسمومیت زاست ، به همین دلیل مصرف آن برای کودکان زیر یک سال ممنوع است. همچنین بعضی افرد ممکن است نسبت به دانه های گرده موجود درعسل حساسیت داشته باشند.
ممکن است بعضی از زنبورها به گل خرزهره و چند گل سمی دیگر عادت کنند و محصول سمی تهیه نمایند که البته این کار به ندرت اتفاق می افتد.
به هر حال از مصرف این ماده بسیار مفید غافل نشوید و از فواید زیاد آن سود بجویید.

honey jafr ir 300x225 فواید عسل چیست؟






تاریخ : یکشنبه 93/7/20 | 7:7 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

معجزه عسل و دارچین

20معجزه عسل و دارچین
در این مقاله با عسل و دارچین، درمان کننده بسیاری از بیماری ها آشنا می شویم.

 
1 . درمان بیماری قلبی :

مخلوطی از عسل و پودر دارچین را تهیه کنید و به جای مربا روی نان قرار دهید و به طور منظم در وعده صبحانه صرف کنید.این روش در کاهش کلسترول،جلوگیری از بروز حمله قلبی، تنفس راحت و تقویت ضربان قلب موثر است.بیماران مبتلا به حمله قلبی نیز با مصرف روزانه این مخلوط از حمله قلبی بعدی درامان خواهند بود.بررسی روی سالمندان در آمریکا و کانادا نشان داده است،با بالا رفتن سن شاهرگ های حیاتی و سیاهرگ ها خاصیت انعطاف پذیری خود را از دست می دهد.عسل و دارچین به شاهرگ ها و سیاهرگ ها قدرتی تازه میبخشد.

2 . از بین بردن اثر خارش نیش های حشرات :

مخلوطی از یک سهم عسل، 2 سهم آب ولرم و یک قاشق چای خوری پودر دارچین را روی قسمتی از بدن که احساس خارش می کنید،قرار دهید خارش و درد در عرض یک یا 2 دقیقه فروکش خواهد کرد.

3 . درمان التهاب مفصل(آرتریت):

روزانه،یک وعده صبح و یک وعده شب،مخلوطی از یک فنجان آب گرم، 2 قاشق چای خوری عسل و یک قاشق چای خوری پودر دارچین مصرف شود.این مخلوط معجزه گر در صورت مصرف به طور منظم آرتریت های مزمن را نیز درمان می کند.بررسی های اخیر روی 200 بیماری که قبل از صرف صبحانه از این مخلوط استفاده کردند نشان داد، 73 نفر از آنان در عرض یک هفته کاملا از درد رهایی پیدا کردند و پس از یک ماه بیشتر افرادی که قادر به راه رفتن یا حرکت نبودند،بدون احساس هیچ دردی توانایی راه رفتن و تحرک خود را به دست آوردند.


4 . جلوگیری از ریزش مو:

قبل از دوش گرفتن مخلوطی از مقداری روغن زیتون داغ،یک قاشق چای خوری عسل و یک قاشق پودر دارچین را به مدت 5 تا 15 دقیقه روی سر قرار دهید و سپس آن را بشویید.


5 . از بین بردن عفونت مثانه:

2 قاشق غذاخوری عسل به همراه یک قاشق چای خوری پودر دارچین را با مقداری آب ولرم حل کنید و آن را بنوشید.این روش باعث می شود که میکروب های مثانه از بین برود.

6 . درمان درد دندان:
مخلوطی از یک قاشق چای خوری پودر دارچین و 5 قاشق چای خوری عسل تهیه کنید و روی دندان خراب بمالید.این عمل را 3 بار در روز تکرار کنید تا درد تسکین یابد.

7 . کاهش کلسترول:

2 قاشق غذاخوری عسل را با 3 قاشق چای خوری پودر دارچین در یک لیوان چای حل کنید و بنوشید.این کار میزان کلسترول خون را طی 2 ساعت به 10 درصد کاهش می دهد.

8 . درمان سرماخوردگی:
به مدت 3 روز از مخلوط یک قاشق غذاخوری عسل با یک چهارم قاشق چای خوری پودر دارچین استفاده کنید.این روش برای درمان سرفه مزمن و سرماخوردگی و سینوزیت به کار می رود.


9 . درمان ناباروری:
برای برطرف کردن این مشکل،به مردان توصیه می شود 2 قاشق غذاخوری عسل را قبل از خواب میل کنند.در کشورهای چین،ژاپن و خاوردور که با مشکل ناباروری مواجه اند،در طول روز مخلوطی از مقداری پودر دارچین و یک دوم قاشق چای خوری عسل را به طور مرتب روی لثه و داخل دهان خود قرار می دهند تا مخلوط حاصل از طریق بزاق وارد بدن شود.زوجی که مدت 14 سال بچه دار نمی شدند با شروع مصرف عسل و دارچین پس از مدت کوتاهی صاحب دوقلو شدند. 

10 . درد معده:

مصرف عسل و پودر دارچین علاوه بر درمان درد و نفخ معده،زخم معده را نیز درمان می کند.


11 . تقویت سیستم ایمنی:
استفاده روزانه از عسل و پودر دارچین سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده و بدن را از حمله باکتری و ویروس محافظت می کند.دانشمندان دریافتند که عسل دارای مقدار زیادی ویتامین و آهن است.مصرف مداوم عسل گلبول های سفید خون را تقویت می کند تا بتواند با باکتری ها و بیماری های ویروسی مقابله کند.

12 . برطرف کردن سوء هاضمه:
قبل از هر وعده غذا،پودر دارچین را روی 2 قاشق غذاخوری عسل بریزید و میل کنید تا از ترشح اضافی اسید معده رهایی پیدا کنید زیرا این مخلوط غذاهای سنگین را به راحتی هضم میکند.


13 . جلوگیری از آنفلوآنزا:

دانشمندی در اسپانیا ثابت کرده که مخلوط عسل و دارچین دارای مواد مفید طبیعی است که از میکروب های آنفلوآنزا و سرماخوردگی جلوگیری به عمل می آورد .

14 . افزایش طول عمر:

مصرف دائم و مرتب عسل و پودر دارچین مانع پیری زودرس می شود.مخلوطی از 4 قاشق چای خوری عسل،یک قاشق چای خوری پودر دارچین و 3 فنجان آب گرم را با هم بجوشانید.سپس مخلوط به دست آمده را 3 الی 4 بار در روز به مقدار یک چهارم فنجان میل کنید.این مخلوط علاوه بر طراوت بخشیدن و نرم نگه داشتن پوست از پیری زودرس نیز جلوگیری می کند.


15 .برطرف کردن جوش صورت:
قبل از خواب مخلوط 3 قاشق غذاخوری عسل و 1 قاشق چای خوری دارچین را روی جوش ها قرار دهید و روز بعد با آب ولرم بشویید.تکرار روزانه این کار به مدت 2 هفته،جوش ها را از بین می برد.


16 . درمان عفونت های پوستی:

قرار دادن مخلوطی به مقدار مساوی از عسل و پودر دارچین روی قسمت های مختلف پوست، عفونت های پوستی و اگزما را نیز درمان می کند.


17 . درمان سرطان:
تحقیقات جدید انجام گرفته در ژاپن و استرالیا نشان داده،سرطان های پیشرفته معده و استخوان به طور موفقیت آمیزی درمان شده است.بیماران مبتلا به این سرطان ها 3 بار در روز و به مدت 3 ماه یک قاشق غذاخوری عسل و یک قاشق چای خوری دارچین را مخلوط و مصرف می کنند.


18 . از بین بردن خستگی مفرط:
مصرف نصف قاشق غذاخوری عسل و مقداری پودر دارچین در یک لیوان آب اول صبح و بعد از ظهر که بدن با افت نشاط روبه رو است طی یک هفته نیروی حیاتی بدن را افزایش می دهد.


19 . از بین بردن بوی بد دهان:
شما می توانید پس از بیدار شدن از خواب با محلولی از یک قاشق چای خوری عسل،مقداری پودر دارچین و آب گرم غرغره کنید تا در طول روز مشکل بوی بد دهان را نداشته باشید.

20 . مشکل شنوایی:
مصرف روزانه مقدار مساوی از عسل و پودر دارچین در صبح و شب مشکل شنوایی را برطرف می کند.
شایان ذکر است،عسل مورد مصرف باید خام و پاستوریزه نشده باشد.زیرا که آنزیم های لازم به هنگام عمل پاستوریزه به علت حرارت دیدن از بین می رود.
 
گردآوری: گروه سلامت سیمرغ
منبع:parsiteb.com
 
مطالب پیشنهادی:





تاریخ : یکشنبه 93/7/20 | 7:5 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

اثیر شگفت آور زردآلو


با اینکه زردآلو دارای خواص فراوانی است؛ اما از زیاده روی در مصرف زردآلو خودداری کنید، زیرا مصرف زیاد آن در هضم مواد غذایی ایجاد اختلال کرده و فرد را دچار اسهال می کند.

زردآلو,بتاکاروتن,لیست غذاهای  گرم

تاثیر شگفت آور زردآلو


تغذیه سالم زندگی سالم - تاثیر شگفت آور زردآلو

زردآلو در درمان بیماری‌های عصبی، بی‌خوابی و خستگی شدید مفید است.

زردآلو یکی از منابع مهم غذایی جهت تامین نیاز مواد معدنی و ویتامینهاست. همچنین این میوه به دلیل وجود مقادیر متنابهی از فیبر در تنظیم گوارش مواد غذایی نقش دارد.

زردآلو منبع غنی از بتاکاروتن یا همان پیش ساز ویتامین A است و مواد غذایی حاوی بتاکاروتن که نوعی آنتی اکسیدان است باعث کاهش خطر بروز بیماری‌های قلبی، سکته، آب مروارید و بعضی سرطان‌ها و نیز پیشگیری از تخریب سلول‌ها توسط رادیکال‌های آزاد می‌شود.

زردآلو حاوی فیبرهای محلول در آب است و از بروز یبوست و بیماری‌های روده‌ای جلوگیری می‌کند. همچنین این میوه به علت دارا بودن ویتامین‌های گروه B برای درمان بیماری‌های عصبی و روحی، بی‌خوابی، خستگی شدید و فراموشی مفید است.

ویتامین C موجود در این میوه برای تقویت بدن و جلوگیری از خونریزی لثه موثر است و آهن آن نیز در خون سازی تاثیر شگرفی دارد.
از زیاده روی در مصرف زردآلو خودداری کنید، زیرا مصرف زیاد آن در هضم مواد غذایی ایجاد اختلال کرده و دچار اسهال می شوید.






تاریخ : یکشنبه 93/7/20 | 7:4 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

سوسا وب تولز -ابزار وبلاگ
تصاویر زیباسازی نایت اسکین