سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.

زندگینامه: شمس‌الدین محمد حافظ (704- 767)


شمس‌الدین محمد حافظ ملقب به خواجه حافظ شیرازی و مشهور به لسان الغیب از مشهورترین شعرای تاریخ ایران زمین در سال 726 قمری در شیراز به دنیا آمد

 

اطلاعات چندانی از خانواده و اجداد خواجه حافظ در دست نیست و ظاهراً پدرش بهاء الدین نام داشته و در دوره سلطنت اتابکان فارس از اصفهان به شیراز مهاجرت کرده است.

شمس الدین از دوران طفولیت به مکتب و مدرسه روی آورد و علوم و معلومات معمول زمان خویش را در محضر علما و فضلای زادگاهش آموخت و از این بزرگان بویژه قوام الدین عبدا... بهره‌ها گرفت.

او هنوز دهه بیست زندگی خود را سپری ننموده بود که به یکی از مشاهیر علم و ادب دیار خود تبدل شد. وی در این دوره علاوه بر اندوخته عمیق علمی و ادبی خود قرآن را نیز کامل از حفظ داشت و از این روی تخلص حافظ بر خود نهاد.

دوران جوانی حافظ مصادف بود با افول سلسله محلی اتابکان فارس و این ایالات مهم به تصرف خاندان اینجو در آمده بود. حافظ که در همان دوره به شهرت والایی دست یافته بود مورد توجه و امرای اینجو قرار گرفت و پس از راه یافتن به دربار آنان به مقامی بزرگ نزد شاه شیخ جمال الدین ابواسحاق حاکم فارس دست یافت.

دوره حکومت شاه ابواسحاق اینجو توأم با عدالت و انصاف بود و این امیر دانشمند و ادب دوست در دوره حکمرانی خود که از سال 742 تا 754 قمری به طول انجامید در عمرانی و آبادانی فارس و آسایش و امنیت مردم این ایالت بویژه شیراز کوشید.

حافظ از لطف امیرابواسحاق بهره مند بود و در اشعار خود با ستودن وی در القابی همچون جمال چهره اسلام و سپهر علم وحیاء حق شناسی خود را نسبت به این امیر نیکوکار بیان داشت.

اواخر زندگی شاعر بلند آوازه ایران همزمان بود با حمله امیر تیمور و این پادشاه بیرحم و خونریز پس از جنایات و خونریزی‌های فراوانی که در اصفهان انجام داد و از هفتاد هزار سر بریده مردم آن دیار چند مناره ساخت روبه سوی شیراز نهاد.

مرگ حافظ احتمالاً در سال 971 قمری روی داده است و حافظ در گلگشت مصلی که منطقه‌ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد و از آن پس آن محل به حافظیه مشهور گشت.

نقل شده است که در هنگام تشییع جنازه خواجه شیراز گروهی از متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفروی می‌دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند.

در مشاجره‌ای که بین دوستداران شاعر و مخالفان او در گرفت سرانجام قرار بر آن شد تا تفألی به دیوان خواجه زده و داوری را به اشعار او واگذارند. پس از باز کردن دیوان اشعار این بیت شاهد آمد:

قدیم دریغ مدار از جنازه حافظ
که گرچه غرق گناه است می‌رود به بهشت

حافظ بیشتر عمر خود را در شیراز گذراند و بر خلاف سعدی به جز یک سفر کوتاه به یزد و یک مسافرت نیمه تمام به بندر هرمز همواره در شیراز بود.

وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سرتاسر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.

نقل شده است که وی مورد احترام فراوان سلاطین آل جلایر و پادشاهان بهمنی دکن هندوستان قرار داشت و پادشاهان زیادی او را به پایتخت‌های خود دعوت کردند. حافظ تنها دعوت محمود شاه بهمنی را پذیرفت و عازم آن سرزمین شد ولی چون به بندر هرمز رسید و سوار کشتی شد طوفانی در گرفت و خواجه که در خشکی، آشوب و طوفان حوادث گوناگونی را دیده بود نخواست خود را گرفتار آشوب دریا نیز بسازد.

شهرت اصلی حافظ و رمز پویایی جاودانه آوازه او به سبب غزلسرایی و سرایش غزل‌های بسیار زیباست.






تاریخ : چهارشنبه 94/5/7 | 1:49 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

زندگینامه: سعدی شیرازی (-)


شیخ مصلح‌الدین مشرف بن عبدالله مشهور به سعدی شیرازی در حدود سال‌های 571 تا 606 هجری قمری به دنیا آمد و در حدود سال‌های 690 تا 695 درگذشته است. درباره نام و نام پدر شاعر و همچنین تاریخ تولد سعدی اختلاف بسیار است.

سعدی در شیراز پا به هستی نهاد و هنوز کودکی بیش نبود که پدرش درگذشت. پس از تحصیل مقدمات علوم از شیراز به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه به تکمیل دانش خود پرداخت.

more

  آرامگاه سعدی شیرازی

وی در نظامیه بغداد که مهمترین مرکز علم و دانش آن زمان به حاسب می‌آمد در درس استادان معروفی چون سهروردی شرکت کرد. سعدی پس از این دوره به حجاز، شام و سوریه رفت و در آخر راهی سفر حج شد.

او در شهرهای شام (سوریه امروزی) به سخنرانی هم می‌پرداخت ولی در همین حال، بر اثر این سفرها به تجربه و دانش خود نیز می‌افزود.

سعدی در روزگار سلطنت اتابک ابوبکر بن سعد به شیراز بازگشت و در همین ایام دو اثر جاودان بوستان و گلستان را آفرید و به نام «اتابک» و پسرش سعد بن ابوبکر کرد.  برخی معتقدند که او لقب سعدی را نیز از همین نام "سعد بن ابوبکر" گرفته است.

در پی از بین رفتن حکومت سلغریان، سعدی بار دیگر از شیراز خارج شد و به بغداد و حجاز رفت. در بازگشت به شیراز، با آن که مورد احترام و تکریم بزرگان فارس بود، بنابر مشهور به خلوت پناه برد و مشغول ریاضت شد.

سعدی، شاعر جهاندیده، جهانگرد و سالک سرزمین‌های دور و غریب بود؛ او خود را با تاجران ادویه و کالا و زئران اماکن مقدس همراه می‌کرد. از پادشاهان حکایت‌ها شنیده و روزگار را با آنان به مدارا می‌گذراند.

سفاکی و سخاوتشان را نیک می‌شناخت و گاه عطایشان را به لقایشان می‌بخشید. با عاشقان و پهلوانات و مدعیان و شیوخ و صوفیان و رندان به جبر و اختیار همنشین می‌شد و خامی روزگار جوانی را به تجربه سفرهای مکرر به پختگی دوران پیری پیوند می‌زد.

سفرهای سعدی تنها جستجوی تنوع، طلب دانش و آگاهی از رسوم و فرهنگ‌های مختلف نبود؛ بلکه هر سفر تجربه‌ای معنوی نیز به شمار می‌آمد.

ره آورد این سفرها برای شاعر، علاوه بر تجارب معنوی و دنیوی، انبوهی از روایت، قصه‌ها و مشاهدات بود که ریشه در واقعیت زندگی داشت؛ چنان که هر حکایت گلستان، پنجره ای رو به زندگی می‌گشاید و گویی هر عبارتش از پس هزاران تجربه و آزمایش به شیوه ای یقینی بیان می شود. گویی، هر حکایت پیش از آن که وابسته به دنیای تخیل و نظر باشد، حاصل دنیای تجارب عملی است.

شاید یکی از مهم‌ترین عوامل دلنشینی پندها و اندرزهای سعدی در میان عوام و خواص، وجه عینی بودن آنهاست. اگرچه لحن کلام و نحوه بیان هنرمندانه آنها نیز سهمی عمده در ماندگاری این نوع از آثارش دارد.

از سویی، بنا بر روایت خود سعدی، خلق آثار جاودانی همچون گلستان و بوستان در چند ماه، بیانگر این نکته است که این شاعر بزرگ از چه گنجینه ی دانایی، توانایی، تجارب اجتماعی و عرفانی و ادبی برخوردار بوده است.

آثار سعدی علاوه بر آن که عصاره و چکیده اندیشه ها و تأملات عرفانی و اجتماعی و تربیتی وی است، آیینه خصایل و خلق و خوی و منش ملتی کهنسال است و از همین رو هیچ وقت شکوه و درخشش خود را از دست نخواهد داد.






تاریخ : چهارشنبه 94/5/7 | 1:48 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

زندگینامه: ناصر خسرو قبادیانی (382-467)


ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی، مشهور به ناصرخسرو، در سال 382 در روستای قبادیان مرو، که اکنون در تاجکستان است، به دنیا آمد

ناصرخسرو در جوانى به فراگیرى دانش‌هاى گوناگون پرداخت و در سایه‌ هوش سرشار و روح پژوهشگر خویش از دانش‌هاى دوران خود مانند فلسفه، اخترشناسى، کیهان‌شناسى، پزشکى، کانى‌شناسى، هندسه‌ اقلیدوسى، موسیقى، علوم دینى، نقاشى، سخنورى و ادبیات بهره‌ها گرفت.

وی از شاعران برجسته ایران است که در اشعار خویش به کرات از احاطه داشتن خود بر این علوم تأکید کرده‌است.

ناصرخسرو نیز همچون حافظ و رودکی کل قرآن را از برداشت و در آثارش، از آیات قرآن برای اثبات عقایدش استفاده کرده‌است.

وی در خانواده? ثروتمندی که ظاهراً به امور دولتی و دیوانی اشتغال داشتند رشد کرد.

چون ناصرخسرو از خانوده‌اى برخوردار و دیوان‌سالار بود، در سال‌هاى پایانى

فرمان‌روایى سلطان محمود غزنوى به کار دیوانى پرداخت و این کار را تا 43 سالگى در دربار سلطان مسعود غزنوى و دربار ابوسلیمان جغرى بیک داوود بن میکائیل ادامه داد.

وی طی هفت سال سفر از سرزمین‌های گوناگونی دیدن کرد و گزارش آن را در سفرنامه‌ای به یادگار گذاشت.

آثار ناصرخسرو:

  • سفرنامه
  • دیوان شعر
  • زادالمسافرین
  • وجه الدین(روى دین)
  • سعادت نامه
  • روشنایى نامه - نظم
  • خوان اخوان
  • روشنایى نامه - نثر
  • گشایش و رهایش
  • عجائب الصنعه
  • جامع الحکمتین
  • بستان العقول
  • لسان العالم
  • اختیار الامام و اختیار الایمان
  • رساله الندامه الى زاد القیامه





تاریخ : چهارشنبه 94/5/7 | 1:48 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

زندگینامه: رودکی (250-319)


ابـوعبدالله جعفربن محمد معروف به رودکی نخستین شاعر بزرگ زبان فارسی است. رودکی در سـال 250 شمسی در رودک سمرقند چشم به جهان گشود و در 69 سالگی در سال 319 زندگی را بدرود گـفـت.

وی در 8 سالگی قرآن آموخت و آن را از بر کرد و از همان هنگام به شاعری پرداخت.

رودکی که از شعرا و سخن سرایان بزرگ و نامدار است از نعمت بینایی بی‌بهره بود و لیـکن روحی با عظمت و اندیشه‌ای بلند و طبعی عالی داشت.

رودکی چنـگ را نــیز نیکو می‌نواخت، نوایی گرم داشت و قصیده و غزل و مثنوی شیوا می‌سرود و بــه سبـک خراسانی مدیحه سرایی می‌کرد.

او شاعر دربار نصربن احمد سامانی بود که در اثر جلب رضایت او صاحب مکنت فراوان شد، ولی در تهی دستی روزهای پـایان زندگی را گذراند.

رودکی با وجود تقدم نسبت به شاعران بزرگ ایران زمین از پرکارترین‌ها نیز بشمار می‌رود.

تعداد شعرهای رودکی را از صدهزار تا یک میلیون بیت دانسته‌اند؛ آنچه اکنون مانده، بیش از 1000 بیت نیست که مجموعه‌ای از قصیده، مثنوی،قطعه و رباعی را در بر می‌گیرد.

از دیگر آثارش منظومه کلیله و دمنه است که محمد بلعمی آن را از عربی به فارسی برگرداند و رودکی به خواسته امیرنصر و ابوالفضل بلعمی آن را به نظم فارسی در آورده است.

مهمترین کار رودکی به نظم در آوردن کلیله و دمنه است، متاسفانه این اثر گرانبها مانند سایر آثار و مثنوی‌های رودکی گم شده است و از آن جز ابیاتی پراکنده در دست نیست.

در شعر او قوه تخیل، قدرت بیان، استحکام و انسجام کلام همه با هم جمع است و به همین دلیل در دربار سامانیان، قدر و مرتبه ای داشت که شاعران بعد از او همیشه آرزوی روزگار او را داشتند.






تاریخ : چهارشنبه 94/5/7 | 1:47 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

زندگینامه: عمر خیام (-)


امام غیاث‌الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری از حکما و ریاضیدانان و شاعران بزرگ اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم است

سال ولادت حکیم عمر خیام دقیقاً مشخص نیست. او در شهر نیشابور به دنیا آمد. به این علت به او خیام می‌گفتند که پدرش به شغل خیمه دوزی مشغول بوده است.

او از بزرگترین دانشمندان عصر خود به حساب می‌آمد و دارای هوشی فوق‌العاده بوده و حافظه‌ای نیرومند و قوی داشت.

خیام در دوران جوانی به فراگیری علم و دانش پرداخت به طوری که در فلسفه، نجوم و ریاضی به مقامات بلندی رسید و در علم طب نیز مهارت داشت به طوری که گفته شده او سلطان سنجر را که در زمان کودکی به مرض آبله گرفتار شده بود معالجه کرده است.

او به دو زبان فارسی و عربی نیز شعر می‌سرود و در علوم مختلف کتاب‌های با ارزشی نوشته است.

خیام در زمان خود دارای مقام و شهرت بسیار بود و معاصران او همه وی را به لقب‌های بزرگی مانند امام، فیلسوف و حجة‌الحق ستوده‌اند.

خیام در زمان دولت سلجوقیان زندگی می‌کرد که قلمرو حکومت آنان از خراسان تا کرمان، ری، آذربایجان و کشورهای روم، عراق و یمن و فارس را شامل می‌شد.

در زمان حیات خیام حوادث مهمی به وقوع پیوست از جمله جنگ‌های صلیبی، سقوط دولت آل بویه، قیام دولت آل سلجوقی.

وی بیشتر عمر خود را در شهر نیشابور گذراند و در طی دوران حیات خود فقط دو بار از نیشابور خارج شد. سفر اول برای انجام دادن مراسم حج و سفر دوم به شهر ری و بخارا بوده است.

خیام در علم نجوم مهارت داشت به طوری که گروهی از منجمین در ساختن رصدخانه سلطان ملکشاه سلجوقی با وی همکاری کردند.

وی به درخواست سلطان ملکشاه سلجوقی تصمیم به اصلاح تقویم گرفت که به تقویم جلالی معروف است.

شهرت او گرچه بیشتر به شاعری است اما در واقع خیام فیلسوف و ریاضیدانی بود که به آثار ابوعلی سینا پرداخت و یکی از خطبه‌های معروف او را در باب یکتایی خداوند به فارسی ترجمه کرد.

خیام منجم بود و تقویم امروز ایرانی، حاصل محاسباتی است که او و عده‌ای از دانشمندانی دیگر، در زمان جلال الدین ملک شاه سلجوقی انجام دادند و به نام وی تقویم جلالی خوانده می‌شود.

وی در باب چگونگی محاسبات نجومی خود رساله‌ای نیز نوشته است. وی علاوه بر ریاضی و نجوم، متبحر در فلسفه، تاریخ جهان، زبانشناسی و فقه نیز بود.

علوم و فلسفه یونان را تدریس و دانشجویان را به ورزش جسمانی و پرورش نفس تشویق می‌کرد.

از آثار معروف فارسی منسوب به عمر خیام، رساله نوروز نامه است که با نثری ساده و شیوا، پیدایی نوروز و آداب برگزاری آن را در دربار ساسانیان بازگو کرده.

او در این رساله با شیفتگی تمام درباره آیین جهانداری شاهنشاهان کهن ایرانی و پیشه‌ها و دانش‌هایی که مورد توجه آنان بوده سخن رانده و تنی چند از شاهان داستانی و تاریخی ایران را شناسانده است






تاریخ : چهارشنبه 94/5/7 | 1:47 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

زندگینامه: پروین اعتصامی (1285- 1320)


پروین اعتصامی در 25 اسفند سال 1285 در تبریز به دنیا آمد. رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی از شاعران نامی معاصر از ابتدای زندگی زیر نظر پدر خود - که با انتشار کتاب تربیت نسوان اعتقاد و آگاهی خود را به لزوم تربیت دختران نشان داده بود- رشد کرد.

پدر وی ازجمله دانشمندان و سخندانان و مترجمان بنام آن زمان بود. بنابراین ادبیات فارسی و عربی را با مهارت هر چه تمام در نزد پدر آموخت.

استعداد و قریحه او هنگامی که 7 سال سن داشت بروز کرد و در این زمان به سرودن اشعار مختلف پرداخت.

این شاعر معاصر با طبعی بلند ورود به دربار را نپذیرفت و مدال وزارت معارف را رد کرد.

پروین اعتصامی در سال 1303 دوره مدرسه دخترانه امریکایی را با موفقیت به پایان برد و در جشن فراغت از تحصیل خطابه جالبی با عنوان زن و تاریخ ایراد کرد.

پروین، پدرش را در کلیه سفرهای داخلی و خارجی همراهی می‌کرد و بر تجارب خود می‌افزود.

وی اشعار زیادی سروده و آثار گرانقدری از خود به جای گذاشته است و در تمام سروده‌های خود راه تاریک زندگی را با پند و اندرز روشن می‌کرد.

اشعار پروین اعتصامی بیشتر در مورد مسایل اجتماعی و ظلم و بیداد شاهان و فقر عمومی است.

پروین اعتصامی در سال 1313 با پسر عموی خود ازدواج کرد و پس از اندی به کرمانشاه رفت ولی چندی نگذشته بود که وی ناچار به طلاق شد.

چند ماه پس از این رویداد، نخستین دفتر شعرش با پیش درآمد ملک الشعرای بهار و سرمایه یوسف اعتصامی در تهران انتشار یافت و خیلی زود پروین به عنوان برجسته ترین شاعر زن آن دوران شناخته شد.

دیوان پروین، شامل 248 قطعه شعر می‌باشد، که از آن میان 65 قطعه به صورت مناظره است.

اشعار پروین اعتصامی بیشتر در قالب قطعات ادبی است که مضامین اجتماعی را با دیده? انتقادی به تصویر کشیده‌است.

اشعار او را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:

  • دسته اول که به سبک خراسانی گفته شده و شامل اندرز و نصیحت است و بیشتر به اشعار ناصرخسرو شبیه‌است
  • دسته دوم اشعاری است که به سبک عراقی گفته شده و بیشتر جنبه داستانی به ویژه از نوع مناظره دارد و به سبک شعر سعدی نزدیک است

ملک الشعرای بهار او را ملکه شعرای زن (سیدة الشعرا) نامید و روزنامه‌ها و نشریات از تولد ستاره‌ای در جهان شعر فارسی سخن گفتند.

این دفتر چندین بار به چاپ رسید و در سال 1315 نشان درجه 3 علمی وزارت معارف را نصیب گوینده‌اش کرد.

پروین از سال 1315 نزدیک به یک سال در کتابخانه دانشسرای عالی سرگرم کتابداری شد، اما به علت بیماری پدر، از کار استعفا کرد اما یک سال بعد مرگ، پدر پروین را از او ربود.

سرانجام پروین اعتصامی به بستر بیماری افتاد و پس از 12 روز در شب 16 فروردین 1320 به علت بیماری حصبه چشم از جهان فروبست و در کنار پدری که محبوب‌ترین موجود زندگی او بود، در مقبره خانوادگی اعتصامی، در صحن قم به خواب ابدی فرو رفت.

پروین اعتصامی که بیش از 35 سال در جهان نزیست شاعری بود بیدار و هوشیار، اخلاق گرا، سنت پرست و پندآموز که در برابر بی‌عدالتی‌های اجتماعات بشری سر بر می‌آورد و می‌کوشد با زبان رمز و تمثیل، اندیشه‌های انسانی خود را در دفاع از فرودستان جامعه ابراز کند.

جشنوار? ادبی پروین اعتصامی از سال 1383 به همت معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی آغاز به کار کرد.

همچنین جشنواره فیلم پروین اعتصامی نیز که ویژه فیلم‌هایی با موضوع زن است به همت خانه زنان هنرمند ایران از سال 1383 برگزار می‌شود.






تاریخ : چهارشنبه 94/5/7 | 1:46 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

زندگینامه: احمد شاملو (1304- 1379)


احمد شاملو، 21 آذر سال 1304 در تهران به دنیا آمد

وی دوره کودکی را به خاطر شغل پدرش که افسر ارتش بود و هر چند وقت را در جایی ماموریت می‌رفت، در شهرهایی چون رشت، سمیرم، اصفهان، آباده و شیراز گذراند.

شاملو شاعر، نویسنده، فرهنگ‌نویس، ادیب، مترجم و روزنامه‌نگار بود و تخلص وی الف. بامداد بود.

شهرت اصلی شاملو به خاطر شعرهای اوست که شامل اشعار نو و برخی قالب‌های کهن نظیر قصیده و نیز ترانه‌های عامیانه ‌است.

شاملو تحت تأثیر نیما یوشیج، به شعر نو روی آورد، اما برای اولین بار درشعر «تا شکوفه? سرخ یک پیراهن» که در سال 1329 با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به‌صورت پیشرو، سبک جدیدی را در شعر معاصر فارسی گسترش داد.

از این سبک به شعر سپید یا شعر منثور یا شعر شاملویی یاد کرده‌اند. بعضی از منتقدان ادبی او را تنها شاعر موفق در زمینه شعر منثور می‌دانند.

شاملو علاوه بر شعر، کارهای تحقیق و ترجمه شناخته‌شده‌ای دارد.

مجموعه کتاب کوچه او بزرگ‌ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامیانه مردم ایران است.

آثار وی به زبان‌های: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، زاگربی، رومانیایی، فنلاندی، ترکی ترجمه شده‌ است.

احمد شاملو دوم مرداد سال 1379 درگذشت و در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.

برخی از آثار احمد شاملو:

  • آهنگ های فراموش شده
  • آهن‌ها و احساس
  • قطعنامه
  • هوای تازه
  • باغ آینه
  • آیدا در آینه
  • آیدا درخت و خنجر و خاطره
  • ققنوس
  • مرثیه‌های خاک
  • شکفتن در مه
  • ابراهیم در آتش
  • دشنه در دیس
  • ترانه‌های کوچک غربت
  • مدایح بی صله
  • برآستانه





تاریخ : چهارشنبه 94/5/7 | 1:46 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

زندگینامه: خواجه عبدالله انصاری (385- 467)

 

ابو اسماعیل عبدالله پسر ابومنصور محمد انصاری هروی سال 385 شمسی به دنیا آمد

عبدالله که فرزند محبوب خانواده بود، از همان سال‌های کودکی از استادان فن، علم حدیث و تفسیر آموخت.

از جمله استادانش یحیی بن عمار شیبانی را نام برده‏اند که از شیراز به هرات آمده و به تعلیم و تدریس مشغول بود و سعی داشت که سنت عرفا را با شریعت تطبیق دهد و این راه و روش در مشرب شاگردش نیز اثری پایدار به جا گذاشت.

بنا بر مشهور در همان سنین، به یمن حافظه قوی جلب نظر کرد و در کسب مقدمات و حفظ قرآن و اشعار عربی امتیازی یافت.

خواجه عبدالله انصاری در سال 417 قمری در سن 21 سالگی برای تکمیل تحصیلات به نیشابور رفت. سپس به طوس و بسطام سفر کرد و به سماع و ضبط حدیث همت گماشت.

در سال 423 عازم سفر حج شد و بر سر راه مکه در بغداد توقف کرد تا مجلس درس ابومحمد خلال بغدادی را درک کند. در بازگشت از سفر حج به زیارت ابوالحسن خرقانی، صوفی نامور نایل شد.

سرانجام به زادگاه خود بازگشت و در آنجا مقیم شد وبه تعلیم مریدان مشغول شد.

خواجه عبدالله که شیخ الاسلام لقب گرفته بود و مریدان بسیاری در هرات داشت در پایان عمر نابینا شد.

وی سال 467 شمسی در سن 82 سالگی درگذشت و در گازرگاه (10 کیلومتری هرات) به خاک سپرده شد.






تاریخ : چهارشنبه 94/5/7 | 1:45 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

زندگینامه: محمدتقی بهار (1265- 1330)


محمدتقی بهار در سال 1265 در مشهد به دنیا آمد. پدر وی میرزا محمدکاظم صبوری نام دارد.

بهار تحصیلات خود را 4 سال بعد از تولد به صورت متداول روز در مکتبخانه آغاز کرد و در سال 1272 با شاهنامه از طریق پدرش آشنا شد و در همین سال اولین شعر خود را در بحر شاهنامه سرود و از پدر خود جایزه دریافت کرد.

  خانه ملک‌الشعرای بهارmore

وی از سال 1273 تا 1278 تحصیلاتش را در مدرسه ادامه داد و علاوه بر مدرسه در محفل پدرش نیز می‌آموخت.

در سال 1280 پدرش که او را از شاعری منع و به کاسبی تشویق کرد اما او دنباله کار شعر را رها نکرد.

در سال 1283 پدرش فوت شد و مسئولیت سرپرستی خانواده به دوش بهار افتاد ولی او تحصیلات ادبی خود را با وجود تمام مشکلاتی که داشت ادامه داد و در همین سال لقب پدرش - ملک الشعرایی آستان قدس- را از مظفرالدین شاه دریافت کرد.

در سال 1329 بهار به بیماری سل مبتلا شد و همان سال دولت پاکستان از او دعوت رسمی به عمل آورده بود که او به علت بیماری این دعوت را رد کرد. همچنین به ریاست او در تهران «جمعیت ایرانی هواداران صلح» تشکیل شد و با وزارت فرهنگ نیز قراردادی برای تألیف کتاب «سبک شناسی شعر فارسی» بست که به علت بیماری ناتمام ماند.

بهار قصیده «جغد جنگ» را در ستایش صلح سرود و سرانجام در سال 1330 بر اثر بیماری سل درگذشت.

پیکر او از مسجد سپهسالار تا آرامگاه ظهیر الدوله در شمیران تشییع و در همانجا به خاک سپرده شد.

آثار محمدتقی بهار:

کتاب‌ها:

  • احوال فردوسی
  • تاریخ تطور شعر فارسی
  • تاریخ مختصر احزاب سیاسی
  • چهارخطابه
  • دستور پنج استاد
  • دیوان اشعار
  • زندگانی مانی
  • سبک شناسی
  • شعر در ایران
  • قبر امام رضا (ع)
  • فردوسی نامه
  • یادگار زریران

تصحیح‌ها:

  • تاریخ بلعمی
  • تاریخ سیستان
  • رساله نفس
  • شاهنامه‌ فردوسی
  • مجمل التواریخ و القصص
  • منتخب جوامع الحکایات و لوامع الروایات عوفی





تاریخ : چهارشنبه 94/5/7 | 1:44 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

زندگینامه: محمد حسن رهی معیری (1288- 1347)


محمد حسن رهی معیری در سال 1288 به دنیا آمد

وی متخلص به رهی بود و پدرش محمد حسن خان معیری که در کار دیوانی بود و به هنر و شعر توجه و علاقه تمام داشت، همان سال از دنیا رفت.

رهی دوران کودکی را در دامان مادر که نقش پدر را نیز بر عهده داشت رشد کرد؛ او که آموزش‌های مقدماتی و آشنایی ابتدایی با هنر را از مادر آموخته بود به مدرسه رفت و ضمن تحصیل، موسیقی و نقاشی هم فرا گرفت.

وی از همان دوران نوجوانی دل به شعر و سرود سپرد؛ و علاقه وافری نسبت به اشعار شعرای متقدم ایران چون سعدی، حافظ، ملای روم و عراقی پیدا کرد.

رهی پس از پایان تحصیلات دبیرستانی به استخدام دولت درآمد و در مشاغل چندی انجام وظیفه کرد.

او در دهه 20 از اوایل شعر و ترانه سرایی خود به انجمن ادبی حکیم نظامی رفت و آمد می‌کرد و بعدها از اعضای سختکوش و فعال آن انجمن شد.

رهی اشعار و ترانه‌هایش در بیشتر جراید و مجلات آن ایام چاپ و منتشر می‌شد و این امر بر شهرت او افزود.

وی در سال‌های دهه 30 که چون دستی قوی در نوشتن نظم، طنز و فکاهیات داشت، اشعار طنزآلود و پر نیش و نوش انتقادی سیاسی و اجتماعی خود را با نام‌ها و امضاهای راغچه و شاه‌پریون و چند اسم مستعار دیگر در روزنامه‌های توفیق و باباشمل و سایر جراید به مناسبت‌ها و ضرورت‌های مختلف چاپ و منتشر می‌کرد.

رهی معیری در سال 1346 به سرطان مبتلا شد و برای مداوا به لندن رفت، اما مداوا مؤثر واقع نشد و در 24 آبان سال 1347 از دنیا رفت.

پیکر وی که در مسجد سپهسالار به امانت نهاده شده بود، به آرامگاه ظهیر الدوله تجریش انتقال و در آنجا به خاک سپرده شد.






تاریخ : چهارشنبه 94/5/7 | 1:44 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()
.: Weblog Themes By KHBT :.