سوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگ
تصاویر زیباسازی نایت اسکین
زیارت عاشورا
آفتاب شرق
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغات در پارسی بلاگ

دانلود pdf کتاب 504 واژه ضروری فارسی

با عرض سلام و احترام ، امروز قرار هستش که pdf کتاب 504 واژه ضروری ( 504 Essential words) که دارای ترجمه فارسی هم می باشد خدمت شما ارائه بدیم.این کتاب توسط انتشارات جنگل و آقای رضا دانشوری از گروه زبان دانشگاه آزاد واحد کاشان آماده شده است.

دانلود pdf کتاب  504 واژه ضروری فارسی

توضیحات کتاب الکترونیک 504 فارسی

  • این کتاب توسط انتشارات جنگل ارائه شده است.این کتاب شامل 12 فصل که در هر کدام به توضیح 12 واژه جدید پرداخته شده است.
  • هر واژه دارای راهنمای تلفظ و 3 مثال برای درک بیشتر معنی و جایگاه کاربرد لغت می باشد.
  • در پایان هر فصل نمریناتی برای حل کردن همراه با جواب و همچنین در پایان هر 6 فصل دارای یک آزمون مرور واژگانی می باشد.
  • مناسب برای آمادگی در امتحان آیلتس و تافل به خصوص آیلتس.
  • در انتها کتاب 100 واژه اضافی نیز آورده شده است.

دانلود کتاب 504 فارسی

لینک دانلود نسخه pdf کتاب 504






تاریخ : دوشنبه 93/7/28 | 8:5 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()
دانلود دیوان حافظ - نسخه PDF

 در این قسمت فایل PDF دیوان حافظ رو براتون گذاشتیم ، که شامل مجموعه غزلیات شاعر گرانقدر حافظ می باشد.

برای دانلود رایگان کتاب "دیوان حافظ" از پاتوق یو به ادامه مطلب مراجعه نمایید
دانلود فایل دانلود فایل  
حجم  فایلحجم فایل: 1.1 مگابایت
پسورد فایلپسورد فایل : www.patoghu.com
ارسال شده در تاریخ 28 اسفند 1389 توسط hossein



dL






تاریخ : دوشنبه 93/7/28 | 8:2 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

بصورت کامل

رمز فایل : www.takbook.com

ADS





تاریخ : دوشنبه 93/7/28 | 7:59 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

Description: http://files.wikipg.com/images/uitemp/pencil.pngویرایش

 

 

 

چنانکه گفته شد آثار سعدی مدتها در ترکیه و هندوستان و ایران از کتابهای درسی به شمار می رفته است و به ترکی و فارسی شرح هایی بر آن نوشته شده است .

1-سروری (مصطفی بی شعبان) 2 -شمعی  3-سوری  4-هوایی پرسوی، بوستان را به ترکی ترجمه کرده اند.

و شرحی هم به زبان فارسی توسط دو تن هندی: 1-قادر علی  2-ریاض علی ، بر بوستان نوشته شده است.

و همچنین دو تن از بزرگان ادب فارسی بوستان را از کلیات سعدی جدا نموده و با مقدمه و تصحیح و حواشی و شرح لغات چاپ نموده اند :1-محمد علی فروغی 2-عبدالعظیم قریب گرگانی

عمده ترین ترجمه های بوستان عبارتند از:

1-سعدالدین مسعود ابن عمر تفتازانی به ترکی  2-ک . ه . گراف به آلمانی  3-باربیه دومنار به فرانسوی  4-کلارک به انگلیسی

بوستان در 1850 بوسیه "گراف" در وین چاپ شد و در 1890 به وسیله راجرز در لندن و تعدادی نیز در کلکته و کانپور ، لکنهو ، بمبئی ، لاهور، دهلی ، ...

 

روز جهانی سعدی

Description: http://files.wikipg.com/images/uitemp/pencil.pngویرایش

 

 

 

مرکز سعدی شناسی ایران در سال 1381 روز اول اردیبهشت ماه را روز سعدی اعلام نمود همچنین در اول اردیبهشت 1389 و در اجلاس شاعران جهان در شیراز، نخستین روز اردیبهشت ماه از سوی نهادهای فرهنگی داخلی و خارجی به عنوان روز سعدی نامگذاری شد

 

منابع و پیوندها

Description: http://files.wikipg.com/images/uitemp/pencil.pngویرایش

 

 

 

گرد آوری شده توسط دپارتمان پژوهشی شرکت پاکمن

یوسفی،غلامحسین ،  گلستان سعدی (تصحیح و توضیح )، تهران، انتشارات خوارزمی، 1368

انوری،حسن، گلستان سعدی،  انتشارات دانشگاه پیام‌نور، 1377

گرگانی ، عبدالعظیم [قریب] ، گلستان( تصحیح و حواشی)  چاپخانه علمی، 1310

قریب،عبدالعظیم ، بوستان سعدی، به اهتمام و تصحیح و حواشی ، تهران، چاپخانه مجلس، 1328.

دکتر متینی ،جلال ، اشخاص داستان در گلستان سعدی، مقالاتی درباره سعدی، شیراز 1352

دشتی،علی، زیر نظر مهدی ماحوزی  ، قلمرو سعدی،‏ اانتشار : ‏تهران1355

خطیب‌رهبر، خلیل  ، گلستان سعدی، به کوشش انتشارات صفی‌علی‌شاه، 1370

خزائلی محمد ، شرح بوستان،تهران، انتشارات جاویدان، 1362

یوسفی،غلامحسین، دامنی از گل، گزیده گلستان سعدی( انتخاب و توضیح )تهران، انتشارات سخن، 1370

مستوفی،حمدا... ، تاریخ گزیده ،انتشارات امیر کبیر1362

مقدمه علی بن احمد معروف به بیستون برکلیات سعدی

سمرقندی،دولت شاه ،تذکرةالشعرا، مقدمه،تصحیح و توضیح فاطمه علاقه‌ انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،چاپ اول،1385   

فروغی، محمد علی ، کلیات سعدی( به تصحیح ) انتشارات امیر کبیر،تهران

انوری،حسن،نقدی بر بوستان سعدی     

 

 

Description: http://files.wikipg.com/images/uiimage/pdf-imate.png

دانلود فایل pdf این صفحه

<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4;} @font-face {font-family:"Book Antiqua"; panose-1:2 4 6 2 5 3 5 3 3 4;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal { mso-style-parent:""; margin-top:0cm; margin-right:0cm; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; text-align:right; line-height:115%; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif";} .MsoChpDefault { font-family:"Calibri","sans-serif";} .MsoPapDefault { margin-bottom:10.0pt; line-height:115%;} @page WordSection1 {size:595.3pt 841.9pt; margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt;} div.WordSection1 {page:WordSection1;} -->

 

سعدی شیرازی

سعدی شیرازی

مشرف الدین مصلح شیرازی (سعدی    )

مشرف الدین مصلح شیرازی (سعدی    )

استاد سخن (سعدی    )

استاد سخن (سعدی  )

نام باب های گلستان سعدی

نام باب های گلستان سعدی

بوستان سعدی در جه بحری است؟

بوستان سعدی در جه بحری است؟

آثار منظوم و منثور سعدی

آثار منظوم و منثور سعدی

سعدی شیرازی کیست؟

سعدی شیرازی کیست؟

زندگی سعدی شیرازی

زندگی سعدی شیرازی

زندگی سعدی

زندگی سعدی

آثار سعدی

آثار سعدی

مطالعه آثار سعدی

مطالعه آثار سعدی

متن آثار سعدی

متن آثار سعدی

زندگی نامه سعدی

زندگی نامه سعدی

بوستان سعدی چند باب دارد؟

بوستان سعدی چند باب دارد؟

گستان سعدی چند باب دارد؟

گستان سعدی چند باب دارد؟

نام باب های بوستان سعدی چیست؟

نام باب های بوستان سعدی چیست؟

نام باب های گلستان سعدی چیست؟

نام باب های گلستان سعدی چیست؟

 






تاریخ : دوشنبه 93/7/28 | 7:56 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

سخن سعدی در باب سرودن گلستان

Description: http://files.wikipg.com/images/uitemp/pencil.pngویرایش

     

سعدی در باب سرودن گلستان ، حکایتی دارد که چنین است:

یک شب تامل ایام گذشته می کردم و بر عمر تلف کرده تاسف می خوردم و سنگ سراچه دل به الماس دیده می سفتم و این ابیات مناسب حال خود می گفتم

چون نگه می کنم نمانده بسی

هر دم از عمر می رود نفسی

مگر این پنج روز دریابی

ای پنجاه رفت و در خوابی

کوس رحلت زدند و بار نساخت

خجل آن کس که رفت و کار نساخت

باز دارد پیاده را ز سبیل

خواب نوشین بامداد رحیل

رفت و منزل به دیگری پرداخت

هر که آمد عمارتی نو ساخت

وین عمارت به سر نبرد کسی

وان دگر پخت هم چنین هوسی

دوستی را نشاید این غدار

یار ناپایدار دوست مدار

خنک آن کس که گوی نیکی برد

نیک و بد چون همی بباید مرد

کس نیارد  ز پس ، پیش فرست

برگ عیشی به گور خویش فرست

اندکی ماند و خواجه غره هنوز

عمر برف است و آفتاب تموز

تر سمت پر نیاوری دستار

ای تهی دست رفته در بازار

وقت خرمنش خوشه باید چید

هر که مزروع خود بخورد به خوید

بعد از تامل این معنی مصلحت آن دیدم که در نشیمن عزلت نشینم و دامن صحبت فراهم چینم و دفتر از گفته های پریشان بشویم و من بعد پریشان نگویم

به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم

زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم

تا یکی از دوستان که در کجاوه انیس من بود و در حجره جلیس ، به رسم قدیم از در آمد. چندان که نشاط ملابعت کرد و بساط مدابعت گسترد ، جوابش نگفتم و سر از زانوی تعبد برنگرفتم ، رنجیده نکه کرد و گفت

بگو ای برادر به لطف و خوشی

کنونت که امکان گفتار هست

به حکم ضرورت زبان درکشی

که فردا چو پیک عزل در رسد

کسی از متعلقان منش کسی بر حسب واقعه مطلع گردانید که فلان عزم کرده است و نیت جزم که بقیت عمر معتکف نشیند خاموشی گزیند ، تو نیز اگر توانی سر خویش گیر و راه مجالبت پیش.

گفا به عزت عزت عظیم و صحبت قدیم که دم بر نیارم و قدم بر ندارم مگر آن گه که سخن گفته شود به عادت مالوف و طریق معروف که آزردن دوستان جهلی است و کفارت یمین سهل و خلاف راه صواب است و نقض رای اولوالالباب

ذوالفقار علی در نیام و زبان سعدی در کام

کلید در گنج صاحب هنر

زبان در دهان ای هنرمند چیست؟

که جوهر فروش است یا پیله ور

چو در بسته باشد چه داند کسی

به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی

اگرچه پیش خردمند خامش ادب است

به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی

دو چیز طیره عقل است:دم فرو بستن

فی الجمله زبان از مکالمه او درکشیدن قوت نداشتم و روی از محاوره او گردانیدن مروت ندانستم که یار موافق بود و ارادت صادق

که از وی گریزت بود یاگریز

چو جنگ آوری با کسی پر ستیز

به حکم ضرورت سخن گفتم و تفرجکنان بیرون رفتیم در فصل ربیع که صولت برد ?رمیده بود و اوان دولت ورد رسیده

چون جامه عید نیک بختان

پیراهن برگ بر درختان

بلبل گوینده ، بر منابر قضبان

اول اردیبهشت جلالی

همچون عرق بر عذار شاهد غضبان

بر گل سرخ ، از نم اوفتاده لالی

شب را به بوستان با یکی از دوستان اتفاق مبیت افتاد:موضعی خوش و خرم و درختان درهم ، گفتی که خرده مینا بر خاکش ریخته و عقد ثریا در تاکش درآویخته.

بامادن که خاطربازآمدن  بر رای نشستن غالب آمد دیدمش دامنی گل و ریحان و سنبل و ضمیران فراهم آورده و رغبت شهر کرده .گفتم:گل بستان را چنان که دانی بقایی و عهد گلستان را وفایی نباشد و حکیمان گفته اند:هرچه نپاید، دلبستگی را نشاید.گفتا:طریق چیست؟ گفتم : برای نزهت ناظران و فسحت حاضران کتاب گلستانی توانم تصنیف کردن که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان عیش ربیعش را به طیش خریف مبدل نکند

از گلستان من ببر ورقی

به چه کار آیدت ز گل طبقی

وین گلستان همیشه خوش باشد

گل همین پنج روز و شش باشد

حالی که من این حکایت بگفتم ، دامن گل بریخت و در دامنم آویخت که : الکریم اذا وعد وفی .فصلی در همان روز اتفاق بیاض افتاد در حسن معاشرت و آداب محاورت ، در لباسی که متکلمان را به کار آید و مترسلان را بلاغت بیفزاید . فی الجمله هنوز از گل بستان بقیتی مانده بود که کتاب گلستان تمام شد.

<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4;} @font-face {font-family:"Book Antiqua"; panose-1:2 4 6 2 5 3 5 3 3 4;} @font-face {font-family:"Book Antiqua \, serif \;"; panose-1:0 0 0 0 0 0 0 0 0 0; mso-font-alt:"Times New Roman";} @font-face {font-family:"Times New Roman \, serif \;"; panose-1:0 0 0 0 0 0 0 0 0 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal { mso-style-parent:""; margin-top:0cm; margin-right:0cm; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; text-align:right; line-height:115%; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif";} .MsoChpDefault { font-family:"Calibri","sans-serif";} .MsoPapDefault { margin-bottom:10.0pt; line-height:115%;} @page WordSection1 {size:612.0pt 792.0pt; margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt;} div.WordSection1 {page:WordSection1;} -->

 

صاحبیه سعدی

Description: Description: http://files.wikipg.com/images/uitemp/pencil.pngویرایش

 

 

 

این رساله در پاسخ به صاحب دیوان جوینی ، یعنی شمس الدین محمد جوینی سروده شده است و شامل سوال های جوینی و جواب های سعدی است.

 

مجالس پنج گانه سعدی

Description: Description: http://files.wikipg.com/images/uitemp/pencil.pngویرایش

 

 

این کتاب به شیوه مجالس صوفیان نوشته شده است.

 

مدایح سعدی

Description: Description: http://files.wikipg.com/images/uitemp/pencil.pngویرایش

 

 

 

سعدی در اشعار خود بسیاری ازبزرگان را مدح گفته است ولی این نمی تواند دلیل وابستگی او به دربار یا بارگاه کسی باشد ، سعدی مرد آزاده بود و زندگی خود را بدون سرسپردگی گذرانیده است و در مدح ابداً  طول و تفصیل و اغراق و مضمون سازی پیشینیان را بکار نبرده است .

چیزی که او را از نظر مدیحه سرایی از گذشتگان متمایز می سازد این بوده است که سعدی با شهامتی شگفت انگیز شاهان و درباریان و وابستگان آنان را به عدل و داد و نیکوکاری فرا می خواند و آنان را با گفتن اینکه روزگار و جاه و جلال متغیر است و جهان همیشه بریک روال نیست به آنان درس بیداری می داده و این گونه اندرز تا آن زمان نه تنها در ادبیات ایران بلکه در ادبیات همه جهان سابقه نداشته است و خود در این باره گفته:

             سخن ملکی است سعدی را مسلم

نه هرکس حق تواند گفت گستاخ

از جمله کسانی که سعدی آنان را مدح گفته است:

اتابک ابوبکر بن سعد بن زنگی (ششمین پادشاه سلسله سلغریان یا اتابکان فارس) ، پسر او سعد بن ابوبکر( که سعدی تخلص سعدی را از نام او برگزیده است ) و بطور کل از خاندان های حاکم آن روزگار مانند اتابکان یزد ، اتابک سلجوقشاه بن سلغرشاه بن سعد زندلی ، اتابک خاتون دختر اتابک سعد بن ابوبکر ، امیران و حاکمان فارس مانند امیر انگیانو و مجدالدین رومی و وزرا و دانشمندانی مانند صاحب دیوان شمس الدّین محمد جوینی وزیر هولاکو خان و برادرش عطاملک جوینی از حکام و دانشمندان زمان و نظایر آن.

بطور خلاصه سعدی بیشتر اتابکان سلغری و وزراء و والیان و بزرگان فارس را مدح گفته است و تنها کسی که از او مدحی در مدیحه های سعدی نیست اتابک سعد بن زنگی می باشد با آنکه قسمتی از زندگی سعدی در زمان حیات او بوده ولی درباره پسرش، اتابک مظفرالدین ابوبکر پسر سعدبن زنگی را مدح گفته و هم اوست که سعدی در بازگشت به شیراز بوستان را به او تقدیم کرده است .البته سعدی در زمان زمامداری محمد بن سعد بن ابوبکر ابیاتی را نیز در مدح اتابک محمد آورده است:

 

خداوند تاج و خداوند تخت

اتابک محمد شه نیک بخت

بدولت جوان و به تدبیر پیر

جوان ، جوان بخت روشن ضمیر

 

از میان کسانی که سعدی بیشترین مدح را درباره آنان سروده یکی شمس الدین محمد صاحب دیوان جوینی و برادرش عطا ملک جوینی است که سعدی آنان را به عنوان بزرگ و استاد خود یاد نموده است . حتی قسمتی از دیوان شیخ که قطعاتی به عربی و فارسی در مدح صاحب دیوان جوینی است به نام او  صاحبیّه  نامیده شده که دو رساله یعنی رساله سوم و ششم از رساله های شش گانه سعدی ،  دو حکایت راجع به روابط میان سعدی و برادران جوینی می باشد.

 







تاریخ : دوشنبه 93/7/28 | 7:56 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

گلستان سعدی

Description: http://files.wikipg.com/images/uitemp/pencil.pngویرایش

     

نبوغ سعدی در نویسندگی و شاعری از گلستان به خوبی نمایان است . وی در سراسر این کتاب مانند یک آموزگار کارآزموده، انسانها را به شناخت نیک و بد راهنمائی می کند و این کار را با آوردن داستان ، با دلیل و برهان و آوردن امثال و افسانه های تاریخی به انجام می برد.

بطور کلی گلستان حاصل سی و اندی سالی است که سعدی به مطالعه در احوال مردمان روزگار خود هنگام سفرهایی که داشت می باشد که تمام آنها را طی این سالها بخاطر سپرده و در زمان فراغت بعد از سفرها به رشته تحریر درآورده است .

مهمترین اثر سعدی در نثر ،کتاب گلستان است که دارای یک دیباچه و هفت باب است: باب اول در سیرت پادشاهان –باب دوم در اخلاق درویشان– باب سوم در فضیلت قناعت – باب چهارم در فواید خاموشی – باب پنجم در عشق و جوانی–باب ششم در ضعف و پیری–باب هفتم در تأثیر تربیت - باب هشتم در آداب صحبت .

هر باب شامل حکایاتی است و در جای جای آن ، احادیث و آیات و امثال ، گنجانده شده است.علاوه بر آن  سخنان حکمت انگیز و لطیف نیز خصوصا در باب هشتم، در آن بسیار دید می شود .

گلستان با آن که حجم کمی دارد ولی از جهت تنوع موضوع ، بسیار وسیع است .

در کتاب گلستان ، بر عکس بوستان ، که شامل دنیایی آرمانی است ، زشتی ها و پلیدی ها را در نار زیبایی ها می بینیم که دلیلی بر شیوه زندگی و طرز تفکر و منش مردم آن دوره است ، و اخلاق در گلستان ، فقط در معنای مثبت آن نیامده است.

آنچه گلستان را تا به این حد مشهور و پر آواه ساخته است ، محتوایی که آورده است نمی باشد بلکه قدرت گوینده در پرداخت واژه ها و جمله هاست.

گلستان با دیباچه ای آغاز می شود که بسیار دل انگیز است و در میان دیبا چه هایی که به زبان فارسی نوشته شده است ، شاید بتوان گفت که بی نظیر است.سعدی با استفاده از آرایه های زیبا به صورت طبیعی و با به کارگیری کلمات ساده و آسان و روان ، و آوردن آنها در کنار یکدیگر توانسته نبوغ خود را در ادبیات به اثبات برساند.

سعدی در نگارش گلستان به شیوه خواجه عبداله انصاری و قاضی حمید الدین بلخی توجه داشته ولی کار را به تقلید نکشانده بلکه همیشه از ابتدا تا انتهای گلستان همه چیز دلالت بر تازگی سخن و نو آفرینی و زبردستی نویسنده دارد.

سعدی با ذوق درونی و استعداد خدادادی ، در آثار گذشتگان خود جستجو کرده و نکات مثبت و منفی آن را دریافته و با سبک خوش شاهکاری به وجود آورده است که هنوز پس از گذشت 700 سال زیبائی کلام و تازگی مضمون ها انسان را به حیرت وا می دارد.

برخی شیوه سعدی را شعر منثور لقب داده اند.

شاعر هم دوره اش (مجد همگر) ،ملک الشعرای دربار ابوبکر بن سعد بن رنگی درباره اش می گوید :

 

کو کعبه فضل است و دلش چشمه زمزم

از سعدی مشهور سخن شعر روان جوی

خودش می گوید:

 

مشکی است که در طبله عطار نباشد

مردم همه دانند که درنامه سعدی

      

     در او هیچ بلبل چنین خوش نگفت

نگر تا گلستان معنی شکافت 

   که به استخوانش نروید گلی

عجب گر بمیرد چنین بلبلی    

 

درگلستان خواننده با دنیایی سروکار دارد واقعی و قابل حس،نه خیال انگیز و غیرقابل لمس و دور از دسترس . از این جهت خواننده با دنیائی از واقعیات باشد . به خصوص با تجربه فراوانی که سعدی داشته نکات بسیاری از احوال و افکار انسانی بدست می دهد و با قلم شیوایی به نگارش می آورد .

آنچه که در گلستان بیش تر از هرچیزی توجه انسان را به خود جلب می کند چهر? مردی است با تجربه های بسیار ، پخته و دنیادیده .

وی در پایان دیباچه می گوید:

زما هر ذرّه خاک افتاده جایی

بمانّد سالها این نظم و ترتیب

که هستی رانمی بینم بقایی

غرض نقشیست کزمابازماند

کند در حق درویشان دعایی.

مگر صاحبدلی روزی به رحمت


( ذکر جمیل سعدی که در افواه عوام افتاده است و صیت سخنش که در بسیط  زمین رفته و قصب الجیب حدیثش که همچون شکر می خورند و رقعه منشاتش  که چون کاغذ زر می برند ، بر کمال فضل بلاغت او حمل نتوان کرد بلکه خداوند جهان و قطب دایره زمان و قائم مقام سلیمان و ناصر اهل ایمان  و شاهنشاه معظم اتابک اعظم ، مظفر الدنیا و الدین ابوبکربن سعدبا زنگی ظل الیه تعالی فی ارضه رب عنه و ارضه به عین نظر کرده است و تحسین بلیغ فرموده و ارادت صادق نموده لا جرم کافه انام ، از خواص و عوام  به محبت او گراییده اند که الناس علی دین ملوکهم. )

این متن را سعدی از باب احترام به ابوبکربن سعدبن زنگی ، بعدها به گلستان افزود .


گلستان به بیشتر زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است از آن جمله است :

1-فرانسوی پاریس سال 1634 میلادی ((  Andre de Ryer

2-لاتین آمستردام سال 1651 میلادی( Gentius)

3-آلمانی هامبورگ 1654 میلادی( Olearius)

4-انگلیسی سال 1774 میلادی (Sullivana  )


17نسخه ی  خطی نیز در کشورهای مختلف موجود است،از جمله:

1-نسخه خطی آستان قدس رضوی تاریخ 700 محرم ه . ق به خط غلامحسین یوسفی

2-نسخه خطی لرد گرینوی در لندن که دست به دست گشته و قسمتهائی از آن اکنون د ر کتابخانه بنیاد Bodemere در ژنو نگهداری می شود .




 






تاریخ : دوشنبه 93/7/28 | 7:55 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

آثار موثر در نظم و نثر سعدی

Description: http://files.wikipg.com/images/uitemp/pencil.pngویرایش

 

 

     

آثار بسیاری از بزرگان در نظم و نثر سعدی اثرگذار بوده است:

    1- جاحظ : که سعدی در میان? مباحث اخلاقی که مطرح می کرده برای آنکه از خشکی مطلب کاسته شود حکایاتی طنز می آورد تا خواننده نشاط خاطر پیدا کند و این روشی بوده است که جاحظ در سروده های خود از آن استفاده می کرده و سعدی پیروی روش او کرده است.

 -2 ابوعلی احمد ابن محمد ، معروف به  ابن مسکویه  ،که تأثیر بسیار زیادی نه تنها درسعدی که در آثاردیگر شاعران و نویسندگان بعد از خود گذاشته و ازاو پیروی شده است بطور مثال سعدی در باب هفتم بوستان که درباره  عالم تربیت  است زمانی که راجع به پرورش کودک و جوان سخن می گوید مطب  ابن مسکویه  را مد نظر دارد.

-3 در قرن پنجم نوع خاصی از ادبیات رایج شد که آثاراین نوع نگارش به قرون بعد کشیده شد همچنانکه می دانیم از قرون دوم و سوم هم کتبی مانند ( خدای نامه ) در دسترس است که پایه و اساس شد برای شاهنامه نویسی و قرن پنجم زمان بروز کتابهائی در باب اندرزهائی به پادشاهان و موبدان و نحوه کشورداری است مانند :

الف) سیاست نامه یا سیر الملوک(خواجه نظام الملک)

ب) سراج الملوک (ابوبکرمحمد بن الولید معروف به ابن ابی اندقه)

به نظر می رسد که سعدی این کتاب را نیز مطالعه کرده باشد:

ج) نصیحت الملوک(امام محمد غزالی)

درباب هفتم بوستان و گلستان چیزی شبیه باب های پنجم و ششم نصیحت الملوک است:

-4حجت الاسلام غزالی نویسنده کتابهای گران بهائی همچون کیمیای سعادت و احیاء علوم دین، که در طرز تفکر هم? علمای اخلاق اثرگذار بوده است و سعدی بسیاری از سخنانش را که به گفتار وکردار پیامبر پرداخته با مطالعه کتابهای غزالی نوشته است .

-5این قطیبه دینوری صاحب کتاب (آداب الحرب)که سعدی در باب اول بوستان از مطالب آن الهام گرفته است .

-6ابوالفرج عبدالرحمان بن علی بن الجوزی ،چون سعدی شاگردی اورا کرده بود از نوشته هایش تأثیر بسیار گرفته است.

-7شیخ شهاب الدین سهروردی (عوارف المعارف و ...) مرشد سعدی که در بوستان دو اندرز از او آورده است.

-8شاعر بزرگ عرب احمد بن طیب متنبی که مضامین اشعاراو را در بوستان می بینیم.

-9حکیم ابوالقاسم  فردوسی مؤلف شاهنامه

سعدی درجاهایی به او استناد می کند چون :

    

    که رحمت برآن تربت پاک باد

چه خوش گفت فردوسی پاکزاد 

    که جان دارد و جان شیرین خوش است

میازارموری که دانه کش است

10- حکیم ابوالقاسم حسن بن احمد  عنصری (امیرالشعرای دربار غزنوی)که قصائد نغزحکمت و مدایحی را سعدی ازاو در بوستان می آورد:

  

     چه مردی بود کز زنی کم بود ؟

    چو از راستی بگذری خم بود  

این نشان دهنده آن است که سعدی اکثر آثار گویندگان پیش از خود را چه به فارسی و چه به عربی مطالعه کرده است.

 

تربیت و اخلاق در آثار سعدی

Description: http://files.wikipg.com/images/uitemp/pencil.pngویرایش

 

 

 

 

منظومه هایی که منحصرا بر پایه پند و اندرز های اخلاقی و به قصد اصلاح و ارشاد طبقات مختلف اجتماع  باشد ، از سعدی شروع شد و او بزرگ ترین شاعری است که از عهده این کار مهم برآمده است.

شاید بتوان گفت که سعدی بزرگ ترین شاعر اخلاقی و تربیتی ایران است که با اطلاعات وسیع خود ، از عهده این مهم برآمده است.

سعدی در بوستان مسائل اخلاقی و اجتماعی و تربیتی را تحت عناوین مختلف و با آوردن انواع و اقسام حکایت ها و ضرب المثل های شیرین و دلچسب ، مورد بحث قرار داده است ؛ و با آن که این گونه مسائی به نظر دلنشین نمی آیند ولی سعدی به گونه ای دل انگیز آن ها را به خواننده اشعارش منتقل می کند که به هیچ وجه مایه خستگی نمی شود.

 

شعر انتقادی و سعدی

Description: http://files.wikipg.com/images/uitemp/pencil.pngویرایش

 

 

 

اوضاع اجتماعی در عصر سعدی به گونه ای بود که مفاسد اجتماعی رواج پیدا کرده  ، و حکومت مغولان باعث بسیاری معضلات شده بود .این مسائل باعث به وجود آمدن نوعی از شعر شد که در انتقاد از وضع حکومت و رفتار حاکمان بود .

از این دسته اشعار انتقادی ، در آثار سعدی از جمله در گلستان ، بوستان و علی الخصوص در خبثیات و هزلیات او یافت می شود

 

آثار سعدی

Description: http://files.wikipg.com/images/uitemp/pencil.pngویرایش

 

 

 

رجوع شود به: صفحه اصلی آثار سعدی

سعدی هم در شعر و هم در نثر ، سخن فارسی را به کمال رسانده است .

آثر منظوم:

  • بوستان یا سعدی نامه
  • قصاید و قطعات عربی
  • صاحبیه
  • مراثی
  • قصاید و قطعات عربی

 

آثار منثور:

  • گلستان
  • مجالس پنج گانه 
  • نصیحه الملوک

 

<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4;} @font-face {font-family:"Book Antiqua"; panose-1:2 4 6 2 5 3 5 3 3 4;} @font-face {font-family:"Book Antiqua \, serif \;"; panose-1:0 0 0 0 0 0 0 0 0 0; mso-font-alt:"Times New Roman";} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal { mso-style-parent:""; margin-top:0cm; margin-right:0cm; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; text-align:right; line-height:115%; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif";} h2 { mso-style-link:"Heading 2 Char"; margin-right:0cm; margin-left:0cm; font-size:18.0pt; font-family:"Times New Roman","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; font-weight:bold;} a:link, span.MsoHyperlink { color:blue; text-decoration:underline; text-underline:single;} a:visited, span.MsoHyperlinkFollowed { color:purple; text-decoration:underline; text-underline:single;} p { margin-right:0cm; margin-left:0cm; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} span.Heading2Char {mso-style-name:"Heading 2 Char"; mso-style-link:"Heading 2"; font-family:"Times New Roman","serif"; mso-ascii-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-hansi-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-font-family:"Times New Roman"; font-weight:bold;} .MsoChpDefault { font-family:"Calibri","sans-serif";} .MsoPapDefault { margin-bottom:10.0pt; line-height:115%;} @page WordSection1 {size:612.0pt 792.0pt; margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt;} div.WordSection1 {page:WordSection1;} -->

بوستان سعدی

Description: Description: http://files.wikipg.com/images/uitemp/pencil.pngویرایش

 

 

 

از میان آثار منظوم او،گذشته از غزلیات و قصائد ،مثنوی مشهوری است که به  سعدی نامه  یا  بوستان  شهرت دارد. سعدی پس از سفرهای بسیار تصمیم به بازگشت به زادگاه خود می گیرد و در اندیشه آن بود که هدیه ای برای دوستان خود ببرد که تصمیم به نگارش این اثری ماندگار  می کند و خود این حکایت را چنین می سراید :

تهیدست رفتن سوی دوستان

... دریغ آمدم زان همه بوستان

بر دوستان ارمغانی برم

به دل گفتم از مصر قند آورم

سخنهای شیرین تر از قند هست

مرا گرتهی بود از آن قند دست

که ارباب معنی به کاغذ برند

نه قندی که مردم به صورت خورند

بر او ده در از تربیت ساختم

چو این کاخ دولت بپرداختم

نگهبانی خلق و ترس خدای

یکی باب عدل است و تدبیر و رای

که منعم کند فضل خود را سپاس

دوم باب احسان نهادم اساس

نه عشقی که بندند بر خود به زور

سوم باب عشق است و مستی و شور

ششم ذکر مرد قناعت گزین

چهارم تواضع ، رضا پنجمین

به هشتم در از شکر بر عافیت

به هفتم در از عالم تربیت

دهم در مناجات و ختم کتاب

نهم باب توبه است و راه ثواب

به تاریخ فرخ میان دو عید

به روز همایون و سال سعید

که پر در شد این نام بردار گنج

ز ششصد فزون بود پنجاه و پنج

بوستان منظومه ای است از نوع مثنوی ، حدود پنج هزار بیت در بحر متقارب (سال تألیف 655) ،دارای تنوع حکایات و قصص می باشد که بسیاری از آنها با حوادث تاریخی مرتبط است .

سعدی در کتاب بوستان از چند تن عارف نام می برد از قبیل بایزیر بسطامی و شبلی و جنید بغدادی و...

این کتاب شامل چند بخش است:

 در نیایش خداوند  -  باب اول در عدل و تدبیر و رای  -  باب دوم در احسان - باب سوم در عشق و مستی و شور - باب چهارم در تواضع - باب پنجم در رضا -  باب ششم در قناعت - باب هفتم در عالم تربیت  -  باب هشتم در شکر بر عافیت  - باب نهم در توبه و راه صواب  -باب دهم در مناجات و ختم کتاب

 






تاریخ : دوشنبه 93/7/28 | 7:52 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

تعیین سن سعدی بر مبنای آثارش

Description: http://files.wikipg.com/images/uitemp/pencil.pngویرایش

     

سعدی در آغاز گلستان چنین میگوید:

یک شب تامل ایام گذشته میکردم و بر عمر تلف کرده تآسف می خوردم و سنگ سراچه دل را به الماس آب دیده می سفتم و این ابیات مناسب حال خود می گفتم:

چون نگه می کنم نمانده بسی

هر دم از عمر می رود نفسی

مگر این چند روزه در یابی

ای که پنجاه رفت و در خوابی 

غنیمت شمر پنج روزی که هست

چو پنجاه سالت برون شد ز دست

در این جا نشان میدهد که سعدی در هنگام نگارش گلستان پنجاه ساله بوده است و چون در مقدمه گلستان به تاریخ ختم  کتاب اشاره میکند که:

ز هجرت ششصدوپنجاه و شش بود

در این مدت که ما را وقت خوش بود

حوالت با خدا کردیم و رفتیم

مراد ما نصیحت بود و گفتیم

2-بعضی نیز به این بیت بوستان استناد کرده اند که:

مگر خفته بودی که بر باد رفت

الا ای که عمرت به هفتاد رفت

دکتر ذبیح ا... صفا معتقد است این که ما تاریخ اتمام بوستان را به هفتاد سالگی سعدی نسبت بدهیم اشتباه است و می گوید اگر سعدی در سال 656کتاب را تمام کرده باشد می باید تاریخ تولدش 585باشد بنابر این می باید در اوائل قرن هفتم شاعری پخته و کار آمد باشد و به رسم آن زمان در اشعار خود از کسانی که در آن زمان بر سر کار و قدرت حکومتبوده اند نام برده باشد که در هیچ یک از آثار سعدی اشاره ای که حاکی از ارتباط او با دربار سعدبن زنگی(وفات623)باشد در دست نیست و از اشخاصی هم که یاد کرده در اواسط قرن هفتم شهرت داشته اند.

 

3-سعدی متنی را به گلستان افزود از باب احترام به ابو بکربن سعد زنگی  که نشان دهنده ان است که سعددی در زمان او می زیسته است.وی در باب هفتم گلستان ، از پنجاه سالگی اش می گوید:

مگر این پنج روزه دریابی

ای که پنجاه رفت و در خوابی

 

 

سعدی و سفر هایش

Description: http://files.wikipg.com/images/uitemp/pencil.pngویرایش

    

آغاز سفرهای سعدی از سفر وی به بغداد و تحصیل در نظامیه و مستنصریه بوده است و سپس به ممالک بسیاری سفرکرده خود می گوید :

    

      که بر و بحر فراخ است و آدمی بسیار

به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار  

      که ساکن است نه مانند آسمان دوار

زمین لگد خورد از گاو و خر به علت آن      

و از بسیاری از ابیات سعدی می شود پی به شوق جهان گردی او برد. سعدی زمانی که زادگاهش دچار کشمکشهای بین خوارزمشاهیان و اتابکان شد، دل از زادگاهش کند و سفری حدود سی تا چهل ساله را آغاز کرد و به بغداد و سوریه و لبنان و روم و حجاز و حتی شمال آفریقا و عده ای گفته اند که به کاشغر و هند و ترکستان هم رفته است .

در روایتی آمده که از سفر مکه به تبریز رفت و در آن جا  اباقاآن  و شمس الدین ، صاحب دیوان جوینی و برادرش هم ملاقات کرده است.

چرا روزگاری بکردم درنگی

ندانی که من در اقالیم غربت  

 

شهرت سعدی

Description: http://files.wikipg.com/images/uitemp/pencil.pngویرایش


 شهرت او در دوران زندگیش هم آوازه بسیاری داشت . البته این موضوع در آن زمان چیز تازه ای نبود و بسیاری از شاعران بزرگ ماننده ظهیر و خاقانی در زمان حیات خود به اشتهار کامل رسیده بودند و در بین شعرشناسان زمان خود معروف بوده اند اما شهرت هیچ کدام از آنها به پای شهرت سعدی نمی رسد حتی خود سعدی هم در چند جا از شهرت خود سخن به میان آورده است:


درایام بوبکر بن سعد بود

سعدی که گوی بلاغت ربود  

گفته اند شهرت سعدی تا دوردست ممالک تأثیرگذار بوده به طوری که کتاب گلستان حتی کتاب درسی سلاطین هند و عثمانی بوده و شاهان و شاهزادگان آن ممالک آثار اورا از حفظ می دانستند.

نکته مهم در زندگی سعدی این است که هم در زمان زندگیش از شهرت و اعتبار خاصی بهره ور شد وسخنهایش مورد استقبال شاعران هم عصر او،سیف الدین محمد فرغانی ،که در آقرا از شهرهای آسیای صغیر می زیست چنان شیفته آثار سعدی بود که علاوه بر استقبال از چندین عزل او چند قصیده هم در مدح او ساخته و برای او فرستاده است که مطلح یکی از آنها این است:


چنان دان که زیره به کرمان فرستم ....

به جان سخن گر به تو جان فرستم

شهرت سعدی به چند دلیل به وجود آمده است :

1.                          سعدی شاعری است که استعداد خود را صرف مداحی و بیان اشعاری عاشقانه ننموده و آنرا در خدمت به خلق و نشان دادن راه صحیح و ناصواب به کار برده است. وی با آوردن حکایات و آیات و امثال از دیگر شاعران ، بیشتر در قلب و مغز مردم رسوخ کرد ، به طوری که بیشتر اشعارش در زبان عامیانه مردم راه پیدا کرد .       

2.                       سعدی سفرهای بسیار نموده بود و با خلق و خوی مردم کشورهای دیگر نیز آشنا بود و از آن تجارب در نوشته هایش استفاده می کرد ، که نوشته هایش را برای مردم قابل قبول تر می کرد.    

3.                       سخن سعدی برای خواننده بسیار جذاب و گیرا است . چون مسائل اجتماعی و اخلاقی را با داستانهای جالب آمیخته که مقبول خوانندگان شود.     

4.                       سعدی راه تازه ای برای بیان احساس ، چه از نظر مدیحه سرایی و چه از نظر غزل ، پیش گرفت  و آن را چنان با ذوق و قریحه خود آمیخت که هیچ کس از مدایح وی ، کرنش و چاپلوسی استنباط نکرد.     

5.                       سعدی با آن که شاعری حکیم و واعظی عظیم بود  ، ولیکن در لفاف بذله گویی و شوخی ، خواننده را به آنچه که اخلاق نیکو بود، هدایت می کرد.     

6.                       سعدی در گفتار خود از افکار رایج زمان خود و شیوه زندگانی مردم روزگارش ، استفاده نموده و آن ها را به صورت نظم و نثر در آورده است.

با توجه به نکاتی که گفته شد ، در صدر همه این دلایل ، شیرینی و فصاحت بیانی است که سعدی را  در میان شاعران فارسی زبان متمایز می کند .سعدی با به کار گیری الفاظ ساده و دور از تکلف ، شعر فارسی را که در قرون قبل از او دچار تصنع و پیچیدگی شده بود را رهایی بخشید.

تا قبل از سعدی بسیاری از شعرا مانند انوری و عبدالواسع جبلی ، و حتی    ابوالنجم منوچهری دامغانی یا لامعی، با به کار گیری لغات سنگین و نا آشنا به گوش عامه ، و استفاده از لغات عربی ، خواننده را دچار مشکل فهم می کردند . علت ای ن کارشان این بود که به کار گیری این سبک را دلیل بر مهارت و استادی گوینده می دانستند و کار به جایی کشیده شد که فهم اشعار شاعران ، مستلزم تحصیلات ادبی شد . البته باید در نظر داشت که این معضل ، از میانه قرن ششم به بعد به وجود آمد ،  چون قبل از آن در قرن چهارم و آغاز قرن پنجم ، شاعرانی چون  ابوعبدالله رودکی ، ابو منصور دقیقی ، فرخی سیستانی وفردوسی ، شعرشان دارای معانی و قابل فهم برای همه بود و به تدریج در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم ، شعر فارسی ، درگیر تارهای الفاظ پیچیده و معانی سخت و غیر قابل فهم شد  و در این بین ، وجود سعدی ، شعر فارسی را به دوره فردوسی باز گرداند و شیوه صراحت و سادگی را باب نهاد .

البته سعدی نوشته های گذشتگان را نفی نکرد و در عین حال برای خود سبکی جدید به وجود آورد که شیوه این سبک بر استفاده از معانی تازه  و الفاظ ساده و روان بود ، ولی تا حدی که پیش پا افتاده به نظر نیاید.

شعرای بسیاری هم عصر سعدی بوده اند که به نظم و نثر فارسی احاطه کامل داشتند ، ولی هیچ کدام چون سعدی اسعارشان مورد پسند واقع نشد.

دولتشاه سمرقندی در تذکره الشعرا گفته است که دیوان شیخ را نمکدان شعر گفته اند .

 

ویژگی های آثار سعدی

Description: http://files.wikipg.com/images/uitemp/pencil.pngویرایش

 

 

 

سعدی هم در شعر و هم در نثر ، سخن فارسی را به کمال رسانده است .

درتاریخ ادبیات ما سعدی جزو نوادر می باشد و سبک او مورد تقلید بسیاری از گویندگان واقع شده است بطور مثال :

روضه خلد (از آثار مربوط به قرن هشتم ) ،بهارستان جامی ، نگارستان معین الدین جوینی ،پریشان قاآنی ،که به نوعی از سبک نگارش گلستان پیروی نموده اند .

سعدی در اقسام شعر ماهر بود و به خوبی از عهده برآمده است . قصائد سعدی شبیه به سبک قدیم بوده است ولی معمولاً روشن تر و ساده تر و بی تکلف تر است و موضوع آن ستایش خداوند و پند و اندرز و ... است.

 






تاریخ : دوشنبه 93/7/28 | 7:48 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

مشرف (شرف) الدین مصلح شیرازی معروف به سعدی شیرازی شاعر و نویسنده توانمند ایرانی قرن هفتم هجری قمری بوده است.در برخی مراجع تاریخ تولد سعدی 585 هجری قمری آورده شده و در برخی دیگر 606 (وی احتمالاً بین سالهای 600 تا 615 هجری قمری زاده شده است.) اما وفات سعدی در بیشتر مراجع 691 هجری قمری اشاره شده است.

شعر و نوشته های سعدی آهنگین بوده است . وی در خانواده ای که همگی از علمای دینی بوده اند به دنیا آمده است:

مرا معلم عشق تو شاعری آموخت

همه قبیله من عالمان دین بودند

ظاهراً خانه پدری سعدی در محدوده حرم احمد بن موسی (شاهچراغ) قرار داشته است .دایی سعدی قطب الدین شیرازی است.

دکتر ذبیح ال... صفا در وجه تسمیه نام سعدی می گوید: (شرف الدین یا مشرف الدین از القاب و اسامی رایج قرن هفتم و هشتم بوده است ، چنان که گروهی از بزرگان آن دوره را نیز با این ااقاب می شناسیم. )در ضمن مصلح یا مصلح الدین هم از اسامی بوده که در آن روزگار هم استفاده می شده.جد پدری و دایی سعدی (قطب الدین محمود شیرازی) نیز به این نام می شناسیم.

قدیمی ترین مأخذی که نام و کنیه سعدی در آن بیان شده کتاب   تلخیص مجمع الآداب فی معجم الالقاب  است از   ابن الفُوَطی  که با سعدی معاصر بوده و ارتباط و مکاتبه داشته است . وی از سعدی چنین نام برده  (مصلح الدین ابو محمّد عبدالله بن مشرّف ) معروف به سعدی شیرازی. معاصر دیگر سعدی ، علی بن احمد بن ابی بکر  معروف به  ( بیستون ) که اولین دیوان سعدی را 35 سال بعد از مرگ آن استاد جمع آوری و تنظیم نموده لقب و اسم و تخلّص او را به این صورت آورده  (مولانا و شیخ الشیوخ فی عهده و قدوه المحققین افصح المتکلمین مفجز السالکین مشرف الملّه و الحق و الدین مصلح الاسلام و المسلمین شیخ سعدی شیرازی قدّس سرّه) که به طور خلاصه از بین تعریف ها و تمجید ها می شود  ( افصح المتکلمین مشرف (شرف) الدین مصلح سعدی شیرازی) .بنابراین نام او مصلح  است که در نسخه ای از طیبات شیخ آمده که نام مصلح را از نام جد مادریش گرفته است.

با همه بزرگی نام از احوال سعدی اطلاع چندانی در دست نیست و این بر میگردد به این خصلت ایرانیان که در ثبت وقایع و احوال افراد سهل انگارند و اگر به تاریخ مراجعه کنیم کمتر کسی از بزرگان ما جزئیات زندگیش معلوم است و شاید پس از در گذشت افراد عده ای به فکر تحقیق در باره شخص او می افتند که آن هم بر میخورد به اطلاعات ناقص و گاه تحریف شده و به مرحله ای می رسیم که همه موارد را باید با شک و شبهه در نظر گرفت.

البته اینکه از احوال سعدی اطلاع چندانی در دست نیست نه ازاین بابت است که درباره او سخن گفته نشده و حکایاتی نقل نکرده باشند بلکه نوشته بسیاراست ولی تحقیق کم بوده و هست . البته خود شیخ نیز در این گمراه کردن بی تأثیرنبوده است چه که در آوردن نکات اخلاقی و بیان حکمت ها ، وقایعی ساخته و حکایاتی نقل کرده و گاه خود را در آن وقایع دخیل نموده و با آنکه نظرش آوردن مثال بوده است لیکن بعدها مردم این نکته ها را واقعی پنداشته و از این بابت گاه دراحوال او به اشتباه افتاده اند و چنانکه می دانیم طبیعت مردم اینگونه است که درباره کسانی که دارای شهرت و عظمت هستند گاه به اغراق روی میآورند و در بسیاری از موارد افسانه سازی می کنند و دیگران آن را حقیقت می پندارند و از این بابت اهل تحقیق زحمت و مجاهدت بسیاری کشیده اند تا از بین اینها حقیقت را بیابند . بنابراین در تحقیق احوال سعدی نه به گفته های خود او باید اعتماد کرد و نه به قول دیگرانی که از او سخن گفته اند.

در تذکرة الشعراءدولتشاه سمرقندی آمده که پدر سعدی ملازم اتابک سعد بن زنگی بوده است و مشاورت سلطان را برعهده داشت ولی امرار معاش او از عواید دربار نبود و خود به تجارت و حجره داری اشتغال داشت و گاه گاهی سلطان را از امور ناصواب به دور می داشت و شیخ از همان ابتدا باروش پدر آشنا شد و در کتب و نوشته های خود این راه را دنبال کرد و با آوردن حکایات خوب و بد دیگران را سرمشق می دهد.

پدر لحظه ای از تربیت او فارغ نبود و همه جا او را با خود همراه داشت و سعدی از همان ابتدای کودکی سفرهای بسیار با پدر داشت.

و چنان که گفته شده به علوم شرعی و دینی آگاهی کامل داشته است و سعدی نیز از همان ابتدای کودکی تحت تربیت پدر قرار گرفت و از راهنمایی های او بهره مند گردید. در سفر های پدر نیز با وی همراه بود:

 که باران رحمت بود هر دمی ز عهد پدر یاد دارم همی
ز بهرم یکی خاتم زر خرید که در خردیم لوح و دفتر خرید

ویا:

" یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز شبی در خدمت پدر رحمة ا...علیه نخفته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز در کنار گرفته و طایفه یی گرد ما خفته. پدر را گفتم از اینان یکی سر بر نمیدارد که دو گانه بگذارد...

گفت جان پدر تو نیز اگر بخفتی به که در پوستین خلق افتی"

سعدی هنوز کودکی بیش نبود که سایه پدر از سرش کوتاه شد و گرد یتیمی بر چهره اش نشست:

که در طفلی از سر برفتم پدر مرا باشد ز درد یتیمان خبر

ویا

که سر در کنار پدر داشتم من آن گه سر تاجور داشتم

و پس از آن جدّ مادری او، مسعودبن مصلح الفارسی تربیت او را بر عهده گرفت.

مقدمات علوم پایه و شرعی را در شیراز آموخت و سپس در حدود سال 620 برای اتمام تحصیلات به بغداد رفت و در مدرسه  نظامیه  آن شهر به تحصیل پرداخت . خود در باره زمان ترک شیراز گفته:                                          

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          

جهان در هم افتاده چون موی زنگی برون رفتم از تنگ ترکان چو دیدم

که اشاره دارد به حمله غیاث الدین پیر شاه، پسر محمدخوارزمشاه به شیراز که حدود سال های 620-621 ااتفاق افتاده است.

سعدی مدّتی در مدرسه معروف نظامیه بغداد به تحصیل پرداخت:

 

شب و روز،تلقین و تکرار بود ... مرا در نظامیه ادرار بود

اقامت سعدی در بغداد به دو دوره تقسیم می شود . ابتدا دوره اول که وی به فراگیری علوم مشغول بود و دوره دوم که به تدریس پرداخت البته دوره اقامت سعدی در بغداد زیاد 

طولانی نبود و سعدی سفرهای خود را آغاز نمود و در این سفرها ماجراهای بسیار بر او رفته که سعدی در جای جای نوشته هایش از آن یاد می کند.

سفری که سعدی در حدود سال 620 آغاز کرده بود، به بغداد، مقارن سال 655، آغازی شد برای سفرهای طولانی سعدی و با بازگشت به شیرازپایان یافت و از آن پس زندگی را به آزادگی و ارشاد  و خدمت به خلق گذرانید .عمر سعدی درشیراز به سرودن غزلها و قصائد و تالیف رسالات مختلف و شاید وعظ و تدریس می گذشت و در این دوره یک بار نیز سفری به مکه کرد و از راه تبریز به شیراز بازگشت .

کمتر کسی مانند سعدی با طبقات مختلف جامعه محشور بوده و نشست و برخاست داشته است:با قشر دانشمندان ، مانند ابوالفرج ابن جوزی یا ابوحفص عمرسهروردی ،با عام? مردم حتی با کاروانیان در سفر با پادشاهان ، وزراء و درباریان و علاوه بر کتابهائی که خوانده و دانش خود را بالا برده از راه تجربه نیز بطور مستقیم جهان را شناخته و شناسانده است.

نام مدرسه مستنصریه منصوب است به المستنصر بالله عباسی که بنای آن 625 آغاز و 631 پایان یافتشاعر و عارف هم عصر سعدی سیف الدین محمد فرغانی در غزلیاتی که در ستایش سعدی سروده اولاً شیخ العارف سعدی شیرازی نامیده است و این نشان از آن دارد که سعدی در زمان حیات خود نیز مشهور بوده است.

  سال در گذشت او را تذکره نویسان به سالهای 690تا695 نوشته اند .           
                                         

 

 
 

سعدی  در زمینه تحصیلاتش می گوید:

که نقشش معلم ز بالا نبست مرا صورتی بر نیاید ز دست  

حافظ نیز در این بیت ، به مفهومی مشابه اشاره دارد:

آنچه استاد ازل گفت همان می گویم در پس آینه طوطی صفتم داشته اند

 

سعدی مدّتی در مدرسه معروف نظامیه بغداد به تحصیل پرداخت:

شب و روز،تلقین و تکرار بود ... مرا در نظامیه ادرار بود

 

و در همین شهر بود که از محضر جمال الدین ابوالفرج عبد الرحمن ملقب به محتسب کسب فیض کرد، و سعدی از او به عنوان  مربی   و  شیخ  یاد می کند.

ابن جوزی فرزند یحییبن یوسف جمال الدین عبدالرحمن بن الجوزی است و حدود سال 633 به بعد محتسب دارالخلافه بغداد بوده است او نواد? ابوالفرج بن الجوزی صاحب کتاب تلبیس ابلیس و کتاب المنتظم است .

دراینجا باید اشاره کرد که عدّه ای سعدی را شاگرد این ابن الجوزی دانسته اند ولی ابوالفرج بن الجوزی دوم در سال 656 که سعدی گلستان را تمام کرد به هنگام فتح بغداد به دست هولاکو به قتل رسید و همین ابن جوزی دوم است که از سال 631 در مدرسه مستنصریه بغداد به تدریس اشتغال داشته است . مدرسه نظامیه بغداد به دستور خواجه نظام الملک ساخته شده بود و پس از او پسرانش تولیت آنرا داشتند و مدرسان این مدرسه نیز ازطرف نظام الملک و پس ازاو نیز توسط پسرانش تعیین می شدند .  پس از آن کار نظامیه به دست فرمانروایان بغداد اداره می شد و هنگامی که هولاکو خان این شهر را به تصرف درآورد ، عزالدین ابوالعز محمد بن جعفر بصری را به مدرسی در آنجا تعیین کرد .

سعدی درباره شیخ ابوالفرج بن جوزی داستانی نقل می کند که نشان? احترامی بوده که به او می گذاشته اند:

چندانکه مرا شیخ اجل ابوالفرج بن جوزی رحمة ا... علیه ترک سماع فرمودی و به خلوت و عزلت اشارت کردی ، عنفوان شبابم غالب آمدی و هوا و هوس طالب ، ناچار به خلاف رأی مربّی قدمی برفتمی و از سماع و مجالست حظّی برگرفتمی و چون نصیحت شیخ یاد آمدی گفتمی:

 

    محتسب گرمی خورد معذور دارد مست را قاضی اربا ما نشیند برفشاند دست را

 

گفتیم که سعدی ، ابوالعز بن الجوزی دوم را به عنوان (شیخ) و (مربی)  یاد کرده و برخلاف آنکه گفته اند سعدی جزو متصوفه بوده ابن جوزی در مذهب پیرو امام احمید حنبل بود و ابن جوزی و اجداد او و برادرانش همگی حنبلی بوده اند . لازم به ذکراست که درمدارس آن زمان از نظامیه گرفته تا مستنصریه و کلاً استادان و شاگردان به چهار دسته تقسیم شده بودند مدرسه نظامیه بغداد تنها خاص مذهب شافعی بود درصورتی که در مدرسه مستنصریه پیروان حنفی ، حنبلی و مالکی نیز حق تحصیل داشتند بنابراین پس از مدتی از رونق نظامیه کاسته شد و مستنصریه رونق یافت

وچنانچه می دانیم شیخ  از نظر سعدی کسی است که علوم شرعی را به وی می آموخته و این لقب را سعدی به چند تن دیگر از بزرگان آن زمان داده است بطور مثال شهاب الدین ابو حفض عمربن محمد سهروردی را که مدتی با وی دریک کشتی هم سفر بوده در اشعار خود از او با لقب شیخ یاد می نماید . افکارو عقاید عارفانه شیخ شهاب الدین سهروردی در سعدی اثرگذار بوده است

پادشاهان سلجوقی با شیعیان به دشمنی برخورد می کردند و یکی از عوامل اختلاف بین ترکان خاتون و خواجه نظام الملک این بود که ترکان خاتون به مذهب تشیع مایل بود و خواجه نظام الملک شافعی مذهب بود . شاهان سلجوقی از کسانی که پیرو مذاهب چهارگانه اهل تسنن بودند برای امور درباری استفاده می کردند آمده است که قتل خواجه نظام الملک نیز بر سر اختلافات مذهبی بوده است و یا زیر پوشش مذهب.

سعدی با زبانی ساده و شیوا و دور از قید و بند که اکثر شعرای قبل از آن گرفتار آن بودند با مردم سخن گفته بنابراین کلامش در دل مردمان اثر می کند.

سعدی در نظامیه بغداد به چنان درجه ای از دانش رسید که به دستیاری استاد برگزیده شد و به لقب  معید   که به معنی تکرارکننده است داده شد بطور کلی تدریس در نظامیه با دو دسته بود:

1-    مدرسان

2-    معیدان

کار معیدان آن بود که آنچه مدرسان می گفتند را دوباره برای محصلان تکرار کند و مشکلات شاگردان را برطرف کند . و معیدان از بین کسانی انتخاب می شدند که در علوم و فنونی که استاد گفته بود سرآمد تر بودند.

این سفرمقدمه سفرهای طولانی دیگر سعدی است به حجازو شام و لبنان و روم .به گفته خود او:

 

بسر بردم ایام با هر کسی دراقصای عالم بگشتم بسی
زهر خرمنی ،خوشه ای یافتم .... تمتع به هر گوشه ای یافتم





تاریخ : دوشنبه 93/7/28 | 7:42 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()

 

زندگینامه حافظ

زندگینامه حافظ


زندگینامه حافظ

شمس الدین محمد ملقب به لسان الغیب غزلسرای بزرگ و نامی ایران در قرن 8 میزیست. تاریخ دقیق ولادت حافظ مشخص نیست شاید حدود سال 727 . گویند پدر حافظ بهاالدین بازرگانی اصفهانی بوده که در کازرون با زنی از آن محل ازدواج کرده و خیلی زود در ایام کودکی شمس الدین محمد از دنیا رفت. پس از آن حافظ با مادرش زندگی سختی را در پیش گرفت و برای کسب نان به کارهای سخت و توانفرسا پرداخت و به سختی به تحصیل علوم پرداخت و در مجالس درس علما و بزرگان زمان خود حضور یافت.و چون در ایام جوانی حافظ قرآن بود حافظ تلخص کرد.

دوران جوانی حافظ مصادف بود با افول سلسله محلی اتابکان فارس و این ایالات مهم به تصرف خاندان اینجو در آمده بود. حافظ که در همان دوره به شهرت والایی دست یافته بود مورد توجه و امرای اینجو قرار گرفت و پس از راه یافتن به دربار آنان به مقامی بزرگ نزد شاه شیخ جمال الدین ابواسحاق حاکم فارس دست یافت.

دوره حکومت شاه ابواسحاق اینجو توأم با عدالت و انصاف بود و این امیر دانشمند و ادب دوست در دوره حکمرانی خود که از سال 742 تا 754 ه.ق بطول انجامید در عمرانی و آبادانی فارس و آسایش و امنیت مردم این ایالت بویژه شیراز کوشید.

حافظ از لطف امیرابواسحاق بهره مند بود و در اشعار خود با ستودن وی در القابی همچون (جمال چهره اسلام) و (سپهر علم وحیاء) حق شناسی خود را نسبت به این امیر نیکوکار بیان داشت.

پس از این دوره صلح و صفا امیر مبارزه الدین مؤسس سلسله آل مظفر در سال 754 ه.ق بر امیر اسحاق چیره گشت و پس از آنکه او را در میدان شهر شیراز به قتل رساند حکومتی مبتنی بر ظلم و ستم و سخت گیری را در سراسر ایالت فارس حکمفرما ساخت.امیر مبارز الدین شاهی تند خوی و متعصب و ستمگر بود.حافظ در غزلی به این موضوع چنین اشاره می کند:

راستی خاتم فیروزه بو اسحاقی ----- خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود

دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ ----- که زسر پنجه شاهین قضا غافل بود


لازم به ذکر است حافظ در معدود مدایحی که گفته است نه تنها متانت خود را از دست نداده است بلکه همچون سعدی ممدوحان خود را پند داده و کیفر دهر و ناپایداری این دنیا و لزوم رعایت انصاف و عدالت را به آنان گوشزد کرده است.

اقدامات امیر مبارزالدین با مخالفت و نارضایتی حافظ مواجه گشت و حافظ با تاختن بر اینگونه اعمال آن را ریاکارانه و ناشی از خشک اندیشی و تعصب مذهبی قشری امیر مبارز الدین دانست.سلطنت امیر مبارز الدین مدت زیادی به طول نیانجامید و در سال 759 ه.ق دو تن از پسران او شاه محمود و شاه شجاع که از خشونت بسیار امیر به تنگ آمده بودند توطئه ای فراهم آورده و پدر را از حکومت خلع کردند. این دو امیر نیز به نوبه خود احترام فراوانی به حافظ می گذاشتند و از آنجا که بهره ای نیز از ادبیات و علوم داشتند شاعر بلند آوازه دیار خویش یعنی حافظ را مورد حمایت خاص خود قرار دادند.

اواخر زندگی حافظ شاعر بلند آوازه ایران همزمان بود با حمله امیر تیمور و این پادشاه بیرحم و خونریز پس از جنایات و خونریزی های فراوانی که در اصفهان انجام داد و از هفتاد هزار سر بریده مردم آن دیار چند مناره ساخت روبه سوی شیراز نهاد.

 

 

زندگینامه حافظ

زندگینامه حافظ

 

مرگ حافظ احتمالاً در سال 971 ه.ق روی داده است و حافظ در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد و از آن پس آن محل به حافظیه مشهور گشت.نقل شده است که در هنگام تشییع جنازه حافظ خواجه شیراز گروهی از متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفروی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند.

در مشاجره ای که بین دوستداران حافظ و مخالفان او در گرفت سرانجام قرار بر آن شد تا تفألی به دیوان حافظ زده و داوری را به اشعار او واگذارند. پس از باز کردن دیوان اشعار این بیت شاهد آمد:

قدیم دریغ مدار از جنازه حافظ ----- که گرچه غرق گناه است می رود به بهشت


حافظ بیشتر عمر خود را در شیراز گذراند و بر خلاف سعدی به جز یک سفر کوتاه به یزد و یک مسافرت نیمه تمام به بندر هرمز همواره در شیراز بود.حافظ در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.نقل شده است که حافظ مورد احترام فراوان سلاطین آل جلایر و پادشاهان بهمنی دکن هندوستان قرار داشت و پادشاهان زیادی حافظ را به پایتخت های خود دعوت کردند. حافظ تنها دعوت محمود شاه بهمنی را پذیرفت و عازم آن سرزمین شد ولی چون به بندر هرمز رسید و سوار کشتی شد طوفانی در گرفت و خواجه که در خشکی، آشوب و طوفان حوادث گوناگونی را دیده بود نخواست خود را گرفتار آشوب دریا نیز بسازد از این رو از مسافرت شد.

شهرت اصلی حافظ و رمز پویایی جاودانه آوازه او به سبب غزلسرایی و سرایش غزل های بسیار زیباست.

 

 

 

 

تفال به فال حافظ

 

فال حافظ

 

 

 

ویژگی های شعر حافظ

برخی از مهم ترین ابعاد هنری در شعر حافظ عبارتند از:

1- رمز پردازی و حضور سمبولیسم غنی

رمز پردازی و حضور سمبولیسم شعر حافظ را خانه راز کرده است و بدان وجوه گوناگون بخشیده است. شعر حافظ بیش از هر چیز به آینه ای می ماند که صورت مخاطبانش را در خود می نمایاند، و این موضوع به دلیل حضور سرشار نمادها و سمبول هایی است که حافظ در اشعارش آفریده است و یا به سمبولهای موجود در سنت شعر فارسی روحی حافظانه دمیده است.چنان که در بیت زیر "شب تاریک" و "گرداب هایل" و . . . را می توان به وجوه گوناگون عرفانی، اجتماعی و شخصی تفسیر و تأویل کرد:

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل

کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها


2-رعایت دقیق و ظریف تناسبات هنری در فضای کلی ادبیات

این تناسبات که در لفظ قدما (البته در معنایی محدودتر) "مراعات النظیر" نامیده می شد، در شعر حافظ از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.

به روابط حاکم بر اجزاء این ادبیات دقت کنید:

ز شوق نرگس مست بلند بالایی

چو لاله با قدح افتاده بر لب جویم

شدم فسانه به سرگشتگی که ابروی دوست

کشیده در خم چوگان خویش، چون گویم

 

3-لحن مناسب و شور افکن شاعر در آغاز شعرها

ادبیات شروع هر غزل قابل تأمل و درنگ است. به اقتضای موضوع و مضمون، حافظ شاعر بزرگ لحنی خاص را برای شروع غزلهای خود در نظر می گیرد، این لحنها گاه حماسی و شورآفرین است و گاه رندانه و طنزآمیز و زمانی نیز حسرتبار و اندوهگین.

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

***

من و انکار شراب این چه حکابت باشد

غالباً این قدرم عقل و کفایت باشد

***

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش

باید برون کشید از این ورطه رخت خویش


4- طنز

زبان رندانه شعر حافظ به طنز تکیه کرده است. طنز ظرفیت بیانی شعر او را تا سر حد امکان گسترش داده و بدان شور و حیاتی عمیق بخشیده است. حافظ به مدد طنز، به بیان ناگفته ها در عین ظرافت و گزندگی پرداخته و نوش و نیش را در کنار هم گرد آورده است.

پادشاه و محتسب و زاهد ریاکار، و حتی خود شاعر در آماج طعن و طنز شعرهای او هستند:

فقیه مدرسه دی مست بود و فتوا داد

که می حرام، ولی به ز مال او قافست

باده با محتسب شهر ننوشی زنهار

بخورد باده ات و سنگ به جام اندازد

 

5- ایهام و ابهام

شعر حافظ، شعر ایهام و ابهام است، ابهام شعر حافظ لذت بخش و رازناک است.

نقش موثر ایهام در شعر حافظ را می توان از چند نظر تفسیر کرد:

اول، آن که حافظ به اقتضای هنرمندی و شاعریش می کوشیده است تا شعر خود را به ناب ترین حالت ممکن صورت بخشد و از آنجا که ابهام جزء لاینفک شعر ناب محسوب می شود، حافظ از بیشترین سود و بهره را از آن برده است.

دوم آن که زمان پرفتنه حافظ، از ظاهر معترض زبانی خاص طلب می کرد؛ زبانی که قابل تفسیر به مواضع مختلف باشد و شاعر با رویکردی که به ایهام و سمبول و طنز داشت، توانست چنین زبان شگفت انگیزی را ابداع کند؛ زبانی که هم قابلیت بیان ناگفته ها را داشت و هم سراینده اش را از فتنه های زمان در امان می داشت.

سوم آن که در سنن عرفانی آشکار کردن اسرار ناپسند شمرده می شود و شاعر و عارف متفکر، مجبور به آموختن زبان رمز است و راز آموزی عارفانه زبانی خاص دارد. از آن جا که حافظ شاعری با تعلقات عمیق عرفانی است، بی ربط نیست که از ایهام به عالیترین شکلش بهره بگیرد:

دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر

گفتا غلطی خواجه، در این عهد وفا نیست

ایهام در کلمه "عهد" به معنای "زمانه" و "پیمان"

دل دادمش به مژده و خجلت همی برم

زبن نقد قلب خویش که کردم نثار دوست

ایهام در ترکیب "نقد قلب" به معنای "نقد دل" و "سکه قلابی"

عمرتان باد و مرادهای ساقیان بزم جم

گر چه جام ما نشد پر می به دوران شما

ایهام در کلمه "دوران" به معنای "عهد و دوره" و "دورگردانی ساغر"

تفکر حافظ عمیق و زنده پویا و ریشه دار و در خروشی حماسی است. شعر حافظ بیت الغزل معرفت است.

 

 

زندگینامه حافظ

 


جهان بینی حافظ

از مهمترین وجوه تفکر حافظ را می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- نظام هستی در اندیشه حافظ همچون دیگر متفکران عارف، نظام احسن است، در این نظام گل و خار در کنار هم معنای وجودی می یابند.

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

فکر معقول بفرما، گل بی خار کجاست؟

من اگر خارم اگر گل، چمن آرایی هست

که از آن دست که او می کشدم می رویم

 

2- عشق جان و حقیقت هستی است و در دریای پرموج و خونفشان عشق جز جان سپردن چاره ای نیست.

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد

عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

عقل می خواست کز آن شعله چراغ افروزد

دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد

 

3- تسلیم و رضا و توکل ابعاد دیگری از اندیشه و جهان بینی حافظ را تشکیل می دهد.

آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم

اگر از خمر بهشت است و اگر باده مست

تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست

راهرو گر صد هنر داد توکل بایدش

 

4- فرزند زمان خود بودن، نوشیدن جان حیات در لحظه، درک و دریافت حالات و آنات حقیقی زندگی

به مأمنی رو و فرصت شمر طریقه عمر

که در کمینگه عمرند قاطعان طریق

فرصت شما و صحبت کز این دو راهه منزل

چون بگذریم دیگر نتوان بهم رسیدن

 

5- انتظار و طلب موعود،

انتظار رسیدن به فضایی آرمانی از مفاهیم عمیقی است که در سراسر دیوان حافظ به صورت آشکار و پنهان وجود دارد، حافظ گاه به زبان رمز و سمبول و گاه به استعاره و کنایه در طلب موعود آرمانی است. اصلاح و اعتراض، شعر حافظ را سرشار از خواسته ها و نیازهای متعالی بشر کرده است:

 

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

که از انفاس خوشش بوی کسی می آید

***

ای پادشه خوبان، داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

***

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

***

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند






تاریخ : دوشنبه 93/7/28 | 7:38 عصر | نویسنده : حسین اخوان | نظرات ()
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

سوسا وب تولز -ابزار وبلاگ
تصاویر زیباسازی نایت اسکین